⚜️ میخواستم تو را خورشید بنامم -از روشناییِ منتشرت- دیدم که خورشید، سکه صدقه ایست که تو هر صبح از جیبِ شرقی ات در می آوری، دورِ سرِ عالم می چرخانی و در صندوقِ مغرب می اندازی و بدین سان استواریِ جهان را تضمین می کنی.
⚜️ میخواستم تو را آسمان بخوانم -از وسعتِ آبیِ نگاهت- دیدم که آسمان، سجادهٔ کوچکی است که تو برایِ عبادتِ مدامت زیرِ پا میافکنی.
⚜️ می خواستم نامِ تو را ابر بگذارم -از شدت کرامتت- دیدم که ابر دستمالی است که تو با آن عرقهایِ آسمانی ات را از جبین می ستری و بر پیشانیِ زمینهایِ تبدار می گذاری.
⚜️ میخواستم تو را نسیم لقب دهم -از لطافت و مهربانی ات- دیدم که نسیم، فقط بازدمِ توست که در فضایِ قدسیِ فرشتگان تنفس می کنی.
👈🏻به اینجا رسیدم که:
زیباترین و زیبنده ترین نام، همانست که خدا برایِ تو برگزیده است، ای کریم ترین بخشندهٔ رویِ زمین. ای #جواد!
(آسمانی ترین مهربانی، سید مهدی شجاعی)
⚜️ میخواستم تو را آسمان بخوانم -از وسعتِ آبیِ نگاهت- دیدم که آسمان، سجادهٔ کوچکی است که تو برایِ عبادتِ مدامت زیرِ پا میافکنی.
⚜️ می خواستم نامِ تو را ابر بگذارم -از شدت کرامتت- دیدم که ابر دستمالی است که تو با آن عرقهایِ آسمانی ات را از جبین می ستری و بر پیشانیِ زمینهایِ تبدار می گذاری.
⚜️ میخواستم تو را نسیم لقب دهم -از لطافت و مهربانی ات- دیدم که نسیم، فقط بازدمِ توست که در فضایِ قدسیِ فرشتگان تنفس می کنی.
👈🏻به اینجا رسیدم که:
زیباترین و زیبنده ترین نام، همانست که خدا برایِ تو برگزیده است، ای کریم ترین بخشندهٔ رویِ زمین. ای #جواد!
(آسمانی ترین مهربانی، سید مهدی شجاعی)