فرجام عملهی ظلم :
🏴🏴🏴🏴🏴
یکی از سنتهای لایتغیر در نفی «حقیقت» و تلاش برای به کرسی نشاندن « دروغ» آن است که عملهی ظلم و دروغ و نفی حقیقت، ناخودآگاه معترف به حق و مظلومیت میشوند و اینچنین است که غبار زمان یا زنگار دروغ قادر به محو حقیقت نیست و خودِ دستگاه ظلم به نفی خود و اثبات مظلوم مبادرت میکند.
خولی بن یزید سر حسینبن علی را به نزد عبیدالله بن زیاد میبرد، آنقدر سرخوش از گرفتن پاداش است که فراموش میکند در برابر عبیدالله و رفتار و خصلت و عقبهاش نقل محافل، شعری نخواند که حاوی سجایای دشمن عبیدالله باشد و درحالیکه سر حسینبنعلی را همراه دارد، میسراید:
اِملأ رکابی فضهً او ذهباً
انی قتلتُ السیدَ المحجبا
و خیرهُم منْ یذکرونَ النسبا
قتلتُ خیرالناسِ اُماً و اَبا
بر رکاب من نقره و طلا ببخش که سرور پردهدار را کشتم
کسی که بهترین پدر و مادر را دارد وقتی سخن از نسب باشد وبدان تفاخر کنند.
ابن زیاد که میداند پدرش به دلیل آنکه معلوم نبود فرزند کیست به «زیادابن ابیه»(زیاد پسر پدرش) مشهور بود وحالا کردار ظالمانهاش او را در مواجهه با حسینبنعلی قرار داده است آنگاه که میبیند حتي خولی درحالیکه سر دشمن را در دست دارد ناخودآگاه فضیلت او را برمیشمرد و در میان جمع بیریشهبودن عبیدالله را یادآوری میکند، برمیآشوبد و میگوید:
اگر حسین این است که میگویی چرا او را کشتید؟!
و فرمان میدهد که خولی را گردن بزنند تا او نیز در شمار عملهی ظلمی درآید که در طول تاریخ جز بدنامی نصیبی نبردند و حتي به پاداش وعده داده شده نیز نرسیدند.
( خوارزمی در مقتلالحسین، ج۲٬ص۳۹ و المقرم در مقتلالحسین ص۳۰۴٬ طبری هم همین قول را میآورد اما ماجرا را مربوط به سنانبن انس میداند که در اصل ماجرا تفاوتی نمیکند).
🏴🏴🏴🏴🏴
یکی از سنتهای لایتغیر در نفی «حقیقت» و تلاش برای به کرسی نشاندن « دروغ» آن است که عملهی ظلم و دروغ و نفی حقیقت، ناخودآگاه معترف به حق و مظلومیت میشوند و اینچنین است که غبار زمان یا زنگار دروغ قادر به محو حقیقت نیست و خودِ دستگاه ظلم به نفی خود و اثبات مظلوم مبادرت میکند.
خولی بن یزید سر حسینبن علی را به نزد عبیدالله بن زیاد میبرد، آنقدر سرخوش از گرفتن پاداش است که فراموش میکند در برابر عبیدالله و رفتار و خصلت و عقبهاش نقل محافل، شعری نخواند که حاوی سجایای دشمن عبیدالله باشد و درحالیکه سر حسینبنعلی را همراه دارد، میسراید:
اِملأ رکابی فضهً او ذهباً
انی قتلتُ السیدَ المحجبا
و خیرهُم منْ یذکرونَ النسبا
قتلتُ خیرالناسِ اُماً و اَبا
بر رکاب من نقره و طلا ببخش که سرور پردهدار را کشتم
کسی که بهترین پدر و مادر را دارد وقتی سخن از نسب باشد وبدان تفاخر کنند.
ابن زیاد که میداند پدرش به دلیل آنکه معلوم نبود فرزند کیست به «زیادابن ابیه»(زیاد پسر پدرش) مشهور بود وحالا کردار ظالمانهاش او را در مواجهه با حسینبنعلی قرار داده است آنگاه که میبیند حتي خولی درحالیکه سر دشمن را در دست دارد ناخودآگاه فضیلت او را برمیشمرد و در میان جمع بیریشهبودن عبیدالله را یادآوری میکند، برمیآشوبد و میگوید:
اگر حسین این است که میگویی چرا او را کشتید؟!
و فرمان میدهد که خولی را گردن بزنند تا او نیز در شمار عملهی ظلمی درآید که در طول تاریخ جز بدنامی نصیبی نبردند و حتي به پاداش وعده داده شده نیز نرسیدند.
( خوارزمی در مقتلالحسین، ج۲٬ص۳۹ و المقرم در مقتلالحسین ص۳۰۴٬ طبری هم همین قول را میآورد اما ماجرا را مربوط به سنانبن انس میداند که در اصل ماجرا تفاوتی نمیکند).
اطلاعیه :
🔴🔵🔴
طبق دستور مدیر عامل محترم بنیاد چهارشنبه و پنج شنبه این هفته (بیستم و بیست و یکم شهریور ماه ) مراکز آموزشی و دفتر مرکزی بنیاد تعطیل اعلام می گردد.
در ضمن کسانی که در این روزها تقاضای مرخصی کرده اند مرخصی آنها لغو و مورد محاسبه قرار نمی گیرد. لازم به ذکر است سرایداران از این دستور مستثنی بوده و بایستی در محل خدمت خود حضور داشته باشند.
دفتر بنیاد فرهنگی آموزشی امام صادق (ع)
🔴🔵🔴
طبق دستور مدیر عامل محترم بنیاد چهارشنبه و پنج شنبه این هفته (بیستم و بیست و یکم شهریور ماه ) مراکز آموزشی و دفتر مرکزی بنیاد تعطیل اعلام می گردد.
در ضمن کسانی که در این روزها تقاضای مرخصی کرده اند مرخصی آنها لغو و مورد محاسبه قرار نمی گیرد. لازم به ذکر است سرایداران از این دستور مستثنی بوده و بایستی در محل خدمت خود حضور داشته باشند.
دفتر بنیاد فرهنگی آموزشی امام صادق (ع)
اينكه گفته اند رثاى حسين بن على بايد هميشه زنده بماند، حقيقتى است و از خود پيغمبر گرفته اند و ائمه اطهار نيز به آن توصيه كرده اند. اين رثاء و مصيبت نبايد فراموش بشود، اين ذكرى، اين يادآورى نبايد فراموش بشود و بايد اشك مردم را هميشه بگيريد، اما در رثاى يك قهرمان. پس اول بايد قهرمان بودنش براى شما مشخص بشود و بعد در رثاى قهرمان بگرييد، وگرنه رثاى يك آدم نفله شده بيچاره بی دست و پاى مظلوم كه ديگر گريه ندارد، و گريه ملتى براى او معنى ندارد. در رثاى قهرمان بگرييد براى اينكه احساسات قهرمانى پيدا كنيد، براى اينكه پرتوى از روح قهرمان در روح شما پيدا شود و شما هم تا اندازه اى نسبت به حق و حقيقت غيرت پيدا كنيد، شما هم عدالتخواه بشويد، شما هم با ظلم و ظالم نبرد كنيد، شما هم آزادی خواه باشيد، براى آزادى احترام قائل باشيد، شما هم سرتان بشود كه عزت نفس يعنى چه، شرف و انسانيت يعنى چه، كرامت يعنى چه.
اگر ما صفحه نورانى تاريخ حسينى را خوانديم، آن وقت از جنبه رثایی اش میتوانيم استفاده كنيم وگرنه بيهوده است.
📚حماسه حسینی
✍مرتضی مطهری
@besadegh1378
اگر ما صفحه نورانى تاريخ حسينى را خوانديم، آن وقت از جنبه رثایی اش میتوانيم استفاده كنيم وگرنه بيهوده است.
📚حماسه حسینی
✍مرتضی مطهری
@besadegh1378
⚫️ سه جمله از داستان کربلا
در روایت داستان کربلا، فارغ از نگاه مذهبی و جهتگیری سیاسی، سه جمله بسیار درخشان و درگیرکننده است:
▪️یک. «هَیهَاتَ مِنَّا الذِّلَّة». محال است تن به ذلّت دهیم.
خیلی تأملانگیز است. حواسمان باشد معنای این سخن چیست. معنای سخن این است که زندگی بدون عزت نفس، به هیچ نمیارزد. مرگ از آن گونه زندگی که عاری از عزت نفس است، بهتر است. در این گفته، بیش از هر چیز اهمیت «حرمت نفس» را استشمام میکنم. و اینکه از ویرانگرترین نتایج استبداد، فرومیراندن عزت نفس آدمهاست. از آدمها که آزادیشان را بگیریم، عزت نفسشان را گرفتهایم. آن وقت ممکن است ناگزیر شوند مرگ را بر زندگی ترجیح دهند. ترجیحی که به گمان من بسیار ستودنی و قدیسانه است. قادر به چنین ترجیحی نیستم، اما نمیتوانم از ستایش آن خودداری کنم. «هَیهَاتَ مِنَّا الذِّلَّة» مرا یاد شعر شاملو میاندازد:
«هرگز از مرگ نهراسیدهام
اگرچه دستانش از ابتذال شکنندهتر بود.
هراسِ من ــ باری ــ همه از مردن در سرزمینیست
که مزدِ گورکن
از بهای آزادیِ آدمی
افزون باشد.»
@besadegh1378
در روایت داستان کربلا، فارغ از نگاه مذهبی و جهتگیری سیاسی، سه جمله بسیار درخشان و درگیرکننده است:
▪️یک. «هَیهَاتَ مِنَّا الذِّلَّة». محال است تن به ذلّت دهیم.
خیلی تأملانگیز است. حواسمان باشد معنای این سخن چیست. معنای سخن این است که زندگی بدون عزت نفس، به هیچ نمیارزد. مرگ از آن گونه زندگی که عاری از عزت نفس است، بهتر است. در این گفته، بیش از هر چیز اهمیت «حرمت نفس» را استشمام میکنم. و اینکه از ویرانگرترین نتایج استبداد، فرومیراندن عزت نفس آدمهاست. از آدمها که آزادیشان را بگیریم، عزت نفسشان را گرفتهایم. آن وقت ممکن است ناگزیر شوند مرگ را بر زندگی ترجیح دهند. ترجیحی که به گمان من بسیار ستودنی و قدیسانه است. قادر به چنین ترجیحی نیستم، اما نمیتوانم از ستایش آن خودداری کنم. «هَیهَاتَ مِنَّا الذِّلَّة» مرا یاد شعر شاملو میاندازد:
«هرگز از مرگ نهراسیدهام
اگرچه دستانش از ابتذال شکنندهتر بود.
هراسِ من ــ باری ــ همه از مردن در سرزمینیست
که مزدِ گورکن
از بهای آزادیِ آدمی
افزون باشد.»
@besadegh1378
عباس ابن على پيشِ روى حسين ايستاده بود و نزديك او جهاد مى كرد و حسين به هر سو مى گرديد، با او بود و خود را سپر برادر كرد هرجا که برادرش بود، و از حسين جدا نمى شد.
(و عباس مردى زيبا و نيكوروى بود.و او را قمرِ بنى هاشم مى گفتند و علمدارِ حسين بود. او بزرگترين فرزند امّ البنين بود.)
مردى بر او حمله كرد و گرزى آهنين بر فرقِ سر او كوفت كه سر او بشكافت و از اسب بگرديد و فرياد زد:
" يا اباعبدالله! عَلَيكَ مِنِّي السَّلام."
چون حسين او را بر كنارِ فرات بر زمين افتاده ديد، بگريست وگفت:
"اكنون پشتِ من شكست "
(و عباس مردى زيبا و نيكوروى بود.و او را قمرِ بنى هاشم مى گفتند و علمدارِ حسين بود. او بزرگترين فرزند امّ البنين بود.)
مردى بر او حمله كرد و گرزى آهنين بر فرقِ سر او كوفت كه سر او بشكافت و از اسب بگرديد و فرياد زد:
" يا اباعبدالله! عَلَيكَ مِنِّي السَّلام."
چون حسين او را بر كنارِ فرات بر زمين افتاده ديد، بگريست وگفت:
"اكنون پشتِ من شكست "
Forwarded from بنیاد فرهنگی، آموزشی امام صادق (ع)
صبح تو سرزده در #عصر_پريشانيها
به دعوت بنيادامام صادق(ع)
دو شب مراسم عزاداري امام حسين(ع)
🔺دكتر حسن محدثي
🔺محسن حسام مظاهري
🔹١٨ و ١٩ شهريور٩٨ (شام تاسوعا و شام عاشورا)-ساعت١٩:٠٠
همراه با اقامه نماز مغرب و عشا
براي شركت در مسابقه تحليل پوستر مراسم به لينك https://t.me/besadegh1378/11875 مراجعه نماييد.
🔺اصفهان-خيابان شيخ صدوق شمالي-مجتمع فرهنگي آموزشي امام صادق(ع)
@besadegh1378
به دعوت بنيادامام صادق(ع)
دو شب مراسم عزاداري امام حسين(ع)
🔺دكتر حسن محدثي
🔺محسن حسام مظاهري
🔹١٨ و ١٩ شهريور٩٨ (شام تاسوعا و شام عاشورا)-ساعت١٩:٠٠
همراه با اقامه نماز مغرب و عشا
براي شركت در مسابقه تحليل پوستر مراسم به لينك https://t.me/besadegh1378/11875 مراجعه نماييد.
🔺اصفهان-خيابان شيخ صدوق شمالي-مجتمع فرهنگي آموزشي امام صادق(ع)
@besadegh1378
زینب زینب
سلیم موذن زاده اردبیلی
🏴 ایام سوگواری حضرت سیدالشهدا تسلیت باد 🏴
@zargold_co
@zargold_co
اعوُذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
☘️ ولَا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْيَاءٌ وَلَكِنْ لَا تَشْعُرُونَ
و به آنها که در راه خدا کشته میشوند، مرده نگویید! بلکه آنان زندهاند، ولی شما نمیفهمید!
قرآن کریم؛ سوره بقره ، آیه ۱۵۴
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
☘️ ولَا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْيَاءٌ وَلَكِنْ لَا تَشْعُرُونَ
و به آنها که در راه خدا کشته میشوند، مرده نگویید! بلکه آنان زندهاند، ولی شما نمیفهمید!
قرآن کریم؛ سوره بقره ، آیه ۱۵۴
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
▪️رمز و راز تاسوعا:
پیدا کردن یکصد دوست
معجزه نیست
معجزه
پیدا کردن تنها یک دوست است
که در کنار شما بایستد
حتی زمانیکه صدها نفرعلیه شما صف کشیدهاند
@besadegh1378
پیدا کردن یکصد دوست
معجزه نیست
معجزه
پیدا کردن تنها یک دوست است
که در کنار شما بایستد
حتی زمانیکه صدها نفرعلیه شما صف کشیدهاند
@besadegh1378
بر این تحریف ها و مسخ ها و دروغ ها باید گریست!
انسان وقتى که در تاریخ نگاه مى کند، مى بیند که به سر این حادثه چه ها آورده اند!
به خدا قسم حرف حاجى [نوری] حرف راستى است. مى گوید امروز اگر کسى بخواهد بر امام حسین علیه السلام بگرید، بر این مصیبت هایش باید بگرید، بر این تحریف ها و مسخ ها و دروغ ها باید بگرید.
کتابى است معروف به نام «روضة الشهداء» از ملا حسین کاشفى.
حاجى فرموده بود که این داستان زعفر جنّى و داستان عروسى قاسم، اول بار در کتاب این مرد آمده است.
حقیقت این است که من این کتاب را ندیده بودم. خیال مى کردم در آن یکى دو تا از این حرف هاست، بعد که این کتاب را (که به فارسى هم هست و تقریباً در پانصد سال پیش تألیف شده است) خواندم دیدم از این داستان ها زیاد است.
ملا حسین کاشفى مردى است که واعظ هم هست، اتفاقاً این بی انصاف مرد باسوادى هم بوده است، کتاب هایى هم دارد، صاحب انوار سهیلى [است] که خیلى عبارت پردازى کرده و می گویند کلیله و دمنه را خراب کرده است. به هر حال مرد باسوادى بوده است.
تاریخش را که انسان می خواند، معلوم نیست که او شیعه بوده یا سنى، و مثل اینکه اساساً یک مرد بوقلمون صفتى هم بوده است، در میان شیعه ها خودش را یک شیعهء صد در صد متعصبي نشان می داده و در میان سنی ها خودش را حنفى نشان می داده است. اصلًا اهل بیهق و سبزوار است. سبزوار مرکز تشیع بوده است و مردم آن هم فوق العاده متعصب اند در تشیع. اینجا که در میان سبزواری ها بود، یک شیعهء صد در صد شیعه بود. بعد می رفت هرات. آنجا که می رفت، به روش اهل تسنن بود.این مرد، واعظ هم بوده است. چون در سبزوار بود، ذکر مصیبت می کرد.
کتابى نوشته است به فارسى ، اولین کتابى که در مرثیه به فارسى نوشته شده همین کتاب روضة الشهداء است که در پانصد سال پیش نوشته شده است. براي مثال شیخ مفید (رضوان اللَّه علیه) کتاب ارشاد را نوشته است و چقدر متقن نوشته است.
من وقتى این کتاب را خواندم، دیدم حتى اسم ها جعلى است؛ یعنى در میان اصحاب امام حسین اسم هایى را می آورد که اصلًا چنین آدم هایى وجود نداشته اند؛ در میان دشمن ها اسم هایى مى برد که همه جعلى است؛ داستان ها را به شکل افسانه در آورده است.
چون این کتاب اولین کتابى بود که به زبان فارسى نوشته شد، [مرثیه خوان ها] که اغلب بى سواد بودند و به کتاب هاى عربى مراجعه نمی کردند، همین کتاب را می گرفتند و در مجالس از رو می خواندند. این است که امروز مجلس عزادارى امام حسین را ما «روضه خوانى» می گوییم.
در زمان امام حسین روضه خوانى نمى گفتند، در زمان حضرت صادق هم روضه خوانى نمى گفتند، در زمان امام حسن عسکرى هم روضه خوانى نمی گفتند، بعد در زمان سید مرتضى هم روضه خوانى نمی گفتند، در زمان خواجه نصیرالدین طوسى هم روضه خوانى نمى گفتند. از پانصد سال پیش به این طرف اسم این کار شده «روضه خوانى». روضه خوانى یعنى خواندن کتاب روضة الشّهداء، همان کتاب دروغ.
از وقتى که این کتاب در دست و بال ها افتاد، دیگر کسى تاریخ واقعى امام حسین را مطالعه نکرد و شد افسانه سازىِ روضة الشهداء خواندن. ما شدیم روضه خوان، یعنى روضة الشهداء خوان، یعنى افسانه ها را نقل کردن و به تاریخ امام حسین توجه نکردن.
گفت: «وَ زادَتِ التَّنْبورُ نَغْمَةً اخْرى»؛ بعد در شصت هفتاد سال پیش، مرحوم ملا آقاى دربندى پیدا شد. تمام حرف هاى روضة الشهداء را به اضافهء یک چیزهاى دیگر، همه را یکجا جمع کرد که دیگر واویلاست! واقعاً به اسلام باید گریست...
حماسه حسینی:
مرتضی مطهری
انسان وقتى که در تاریخ نگاه مى کند، مى بیند که به سر این حادثه چه ها آورده اند!
به خدا قسم حرف حاجى [نوری] حرف راستى است. مى گوید امروز اگر کسى بخواهد بر امام حسین علیه السلام بگرید، بر این مصیبت هایش باید بگرید، بر این تحریف ها و مسخ ها و دروغ ها باید بگرید.
کتابى است معروف به نام «روضة الشهداء» از ملا حسین کاشفى.
حاجى فرموده بود که این داستان زعفر جنّى و داستان عروسى قاسم، اول بار در کتاب این مرد آمده است.
حقیقت این است که من این کتاب را ندیده بودم. خیال مى کردم در آن یکى دو تا از این حرف هاست، بعد که این کتاب را (که به فارسى هم هست و تقریباً در پانصد سال پیش تألیف شده است) خواندم دیدم از این داستان ها زیاد است.
ملا حسین کاشفى مردى است که واعظ هم هست، اتفاقاً این بی انصاف مرد باسوادى هم بوده است، کتاب هایى هم دارد، صاحب انوار سهیلى [است] که خیلى عبارت پردازى کرده و می گویند کلیله و دمنه را خراب کرده است. به هر حال مرد باسوادى بوده است.
تاریخش را که انسان می خواند، معلوم نیست که او شیعه بوده یا سنى، و مثل اینکه اساساً یک مرد بوقلمون صفتى هم بوده است، در میان شیعه ها خودش را یک شیعهء صد در صد متعصبي نشان می داده و در میان سنی ها خودش را حنفى نشان می داده است. اصلًا اهل بیهق و سبزوار است. سبزوار مرکز تشیع بوده است و مردم آن هم فوق العاده متعصب اند در تشیع. اینجا که در میان سبزواری ها بود، یک شیعهء صد در صد شیعه بود. بعد می رفت هرات. آنجا که می رفت، به روش اهل تسنن بود.این مرد، واعظ هم بوده است. چون در سبزوار بود، ذکر مصیبت می کرد.
کتابى نوشته است به فارسى ، اولین کتابى که در مرثیه به فارسى نوشته شده همین کتاب روضة الشهداء است که در پانصد سال پیش نوشته شده است. براي مثال شیخ مفید (رضوان اللَّه علیه) کتاب ارشاد را نوشته است و چقدر متقن نوشته است.
من وقتى این کتاب را خواندم، دیدم حتى اسم ها جعلى است؛ یعنى در میان اصحاب امام حسین اسم هایى را می آورد که اصلًا چنین آدم هایى وجود نداشته اند؛ در میان دشمن ها اسم هایى مى برد که همه جعلى است؛ داستان ها را به شکل افسانه در آورده است.
چون این کتاب اولین کتابى بود که به زبان فارسى نوشته شد، [مرثیه خوان ها] که اغلب بى سواد بودند و به کتاب هاى عربى مراجعه نمی کردند، همین کتاب را می گرفتند و در مجالس از رو می خواندند. این است که امروز مجلس عزادارى امام حسین را ما «روضه خوانى» می گوییم.
در زمان امام حسین روضه خوانى نمى گفتند، در زمان حضرت صادق هم روضه خوانى نمى گفتند، در زمان امام حسن عسکرى هم روضه خوانى نمی گفتند، بعد در زمان سید مرتضى هم روضه خوانى نمی گفتند، در زمان خواجه نصیرالدین طوسى هم روضه خوانى نمى گفتند. از پانصد سال پیش به این طرف اسم این کار شده «روضه خوانى». روضه خوانى یعنى خواندن کتاب روضة الشّهداء، همان کتاب دروغ.
از وقتى که این کتاب در دست و بال ها افتاد، دیگر کسى تاریخ واقعى امام حسین را مطالعه نکرد و شد افسانه سازىِ روضة الشهداء خواندن. ما شدیم روضه خوان، یعنى روضة الشهداء خوان، یعنى افسانه ها را نقل کردن و به تاریخ امام حسین توجه نکردن.
گفت: «وَ زادَتِ التَّنْبورُ نَغْمَةً اخْرى»؛ بعد در شصت هفتاد سال پیش، مرحوم ملا آقاى دربندى پیدا شد. تمام حرف هاى روضة الشهداء را به اضافهء یک چیزهاى دیگر، همه را یکجا جمع کرد که دیگر واویلاست! واقعاً به اسلام باید گریست...
حماسه حسینی:
مرتضی مطهری
بترسید از ستم
در حق کسانی که جز خدا
فریادرس دیگری ندارند ...!!
امام حسین(ع)
در حق کسانی که جز خدا
فریادرس دیگری ندارند ...!!
امام حسین(ع)
بنیاد فرهنگی، آموزشی امام صادق (ع)
⚫️ سه جمله از داستان کربلا در روایت داستان کربلا، فارغ از نگاه مذهبی و جهتگیری سیاسی، سه جمله بسیار درخشان و درگیرکننده است: ▪️یک. «هَیهَاتَ مِنَّا الذِّلَّة». محال است تن به ذلّت دهیم. خیلی تأملانگیز است. حواسمان باشد معنای این سخن چیست. معنای سخن این…
⚫️ سه جمله از داستان کربلا
در روایت داستان کربلا، فارغ از نگاه مذهبی و جهتگیری سیاسی، سه جمله
بسیار درخشان و درگیرکننده است:
▪️دو. «إِنْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ دِينٌ وَكُنْتُمْ لاَ تَخَافُونَ الْمَعَادَ فَكُونُوا أَحْرَاراً فِي دُنْيَاكُمْ هَذِهِ». اگر دین ندارید و بیمناک از آخرت نیستید، در دنیای خویش، آزاده باشید.
در این سخن، استقلال اخلاق از دین را میشود استشمام کرد. چنین نیست که اگر دین نباشد، هیچ ضمانتی برای اخلاقی زیستن نیست. آدمها میتوانند حریم زندگی و زندگان را پاس بدارند بیآنکه به هیچ دینی ملتزم باشند. خطاست که بار اخلاق را تماما بر شانهی دین بگذاریم. آن وقت کسانی که راه خود را از دین جدا میکنند شاید گمان کنند دیگر هیچ دلیلی برای اخلاقی زیستن ندارند. نباید با همه شهروندان به لسان دینی سخن گفت. این انگاره که یا دین دارید و انسان خوبی هستید، یا دین ندارید و هر کاری از شما سر خواهد زد، از اساس خطاست. اگر دین ندارید، ترازوی وجدان که دارید. برای خوب بودن، تنها نباید به دین ارجاع داد. اگر دین ندارید، آزاده باشید. و شاید آنچه دین از شما میخواهد همان است که گواهی وجدان آزاد از شما میطلبد. این کلام، خیلی بلند است. اگر دین ندارید چیزی دارید که نام آن تمنای آزادگی است. و این تمنا پشتوانه اخلاق است.
@besadegh1378
در روایت داستان کربلا، فارغ از نگاه مذهبی و جهتگیری سیاسی، سه جمله
بسیار درخشان و درگیرکننده است:
▪️دو. «إِنْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ دِينٌ وَكُنْتُمْ لاَ تَخَافُونَ الْمَعَادَ فَكُونُوا أَحْرَاراً فِي دُنْيَاكُمْ هَذِهِ». اگر دین ندارید و بیمناک از آخرت نیستید، در دنیای خویش، آزاده باشید.
در این سخن، استقلال اخلاق از دین را میشود استشمام کرد. چنین نیست که اگر دین نباشد، هیچ ضمانتی برای اخلاقی زیستن نیست. آدمها میتوانند حریم زندگی و زندگان را پاس بدارند بیآنکه به هیچ دینی ملتزم باشند. خطاست که بار اخلاق را تماما بر شانهی دین بگذاریم. آن وقت کسانی که راه خود را از دین جدا میکنند شاید گمان کنند دیگر هیچ دلیلی برای اخلاقی زیستن ندارند. نباید با همه شهروندان به لسان دینی سخن گفت. این انگاره که یا دین دارید و انسان خوبی هستید، یا دین ندارید و هر کاری از شما سر خواهد زد، از اساس خطاست. اگر دین ندارید، ترازوی وجدان که دارید. برای خوب بودن، تنها نباید به دین ارجاع داد. اگر دین ندارید، آزاده باشید. و شاید آنچه دین از شما میخواهد همان است که گواهی وجدان آزاد از شما میطلبد. این کلام، خیلی بلند است. اگر دین ندارید چیزی دارید که نام آن تمنای آزادگی است. و این تمنا پشتوانه اخلاق است.
@besadegh1378
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عزاداری نو آموزان پیش دبستانی "باد کنک سفید من"
اصفهان چهار باغ بالا تکیه سیچان
اصفهان چهار باغ بالا تکیه سیچان