بنیاد فرهنگی، آموزشی امام صادق (ع)
به استحضار مخاطبین گرامی میرساند: در طرح مدارس سبز که در سال تحصیلی ۹۸-۹۷ به ابتکار بنیاد فرهنگی آموزشی امام صادق(ع) برای اولین بار در استان اصفهان با محوریت آموزش و فرهنگسازی حفاظت از محیط زیست با موضوعات پنج گانه آب، خاک، هوا، پسماند و گونه های در معرض…
از جمله اقدامات مهم آموزشی، مرکز در راستای این طرح میتوان موارد زیر را نامبرد:
۱- جداسازی تمامی سطل های زباله ی مدرسه به صورت تر و خشک
۲- برگزاری کارگاههای آموزشی در این راستا توسط مسئول این مرکز
۳- ایجاد چالش ماییم و یک زمین
- شروع فرهنگسازی حذف ظروف یکبار مصرف
- همچنین ایجاد فرهنگسازی زباله نریختن
با شعار در شهر،مدرسه و کلاسمان #زباله_نمی_ریزیم
۴- انتخاب دانش آموزان همیار طبیعت
که وظیفه این دانش آموزان به شرح زیر میباشد:
- نظارت بر پاکیزگی کلاس ها و حیاط
- نظارت بر نحوه تفکیک زباله که توسط همکلاسی هایشان صورت میگیرد
- نظارت بر فرهنگسازی حذف ظروف یکبار مصرف
- آموزش تفکیک زباله به دانشآموزان دیگر
- ساخت پوستر و کشیدن نقاشی با موضوعات محیط زیستی
و ....
۵- شناسایی دانشآموزانی که در رعایت نظافت شخصی، کلاس و تفکیک درست زباله دقت به عمل آوردند و تقدیم لوح تقدیر به آنها توسط خدمتگزار مدرسه
#مدارس_سبز
#مدارس_سبز_بنیاد_امام_صادق
۱- جداسازی تمامی سطل های زباله ی مدرسه به صورت تر و خشک
۲- برگزاری کارگاههای آموزشی در این راستا توسط مسئول این مرکز
۳- ایجاد چالش ماییم و یک زمین
- شروع فرهنگسازی حذف ظروف یکبار مصرف
- همچنین ایجاد فرهنگسازی زباله نریختن
با شعار در شهر،مدرسه و کلاسمان #زباله_نمی_ریزیم
۴- انتخاب دانش آموزان همیار طبیعت
که وظیفه این دانش آموزان به شرح زیر میباشد:
- نظارت بر پاکیزگی کلاس ها و حیاط
- نظارت بر نحوه تفکیک زباله که توسط همکلاسی هایشان صورت میگیرد
- نظارت بر فرهنگسازی حذف ظروف یکبار مصرف
- آموزش تفکیک زباله به دانشآموزان دیگر
- ساخت پوستر و کشیدن نقاشی با موضوعات محیط زیستی
و ....
۵- شناسایی دانشآموزانی که در رعایت نظافت شخصی، کلاس و تفکیک درست زباله دقت به عمل آوردند و تقدیم لوح تقدیر به آنها توسط خدمتگزار مدرسه
#مدارس_سبز
#مدارس_سبز_بنیاد_امام_صادق
ما چنان زندگی می کنیم که گویی همواره در انتظار چیزی بهتر هستیم.
حال آنکه اغلب آرزو می کنیم که ای کاش گذشته بازگردد و بر آن حسرت می خوریم...
آرتور شوپنهاور
حال آنکه اغلب آرزو می کنیم که ای کاش گذشته بازگردد و بر آن حسرت می خوریم...
آرتور شوپنهاور
برگی از تاریخ:
در سفر مظفرالدین شاه به فرنگ فردی در فرانسه قصد داشت او را بکشد. ماجرای این ترور را خود او در سفرنامهاش شرح داده است که میتوانید در ادامه بخوانید:
«امروز که روز ششم توقف ما در پاریس است واقعه عجیب و غریبی روی داد که فضل خداوند تعالی شامل حال ما شده، بهخوشی برگزار نمودیم.
امروز مسیو دلکاسه، وزیر خارجه فرانسه، ما را به کاخ «ورسایل» (ورسای) دعوت کرده است و باید به آنجا برویم. صبح عکاسی آمده چند قسم عکسها را انداخت. بعد خبر کردند کالسکه حاضر است آمدیم پایین سوار کالسکه شدیم. در کالسکه جناب اشرف صدراعظم پهلوی ما نشسته و وزیر دربار رو به روی ما و جنرال مهماندار روبروی صدراعظم پهلوی وزیر دربار بود. سایر نوکرها هم در کالسکههای دیگر عقب سر ما سوار شده آمدند. چون سابقاً به سعدالدوله وزیر مختار خودمان که در بلجیک (بلژیک) اقامت دارد سپرده و فرمایش داده بودیم که چند قسم اتومبیل پیدا کرده بیاورد ابتیاع شود، در این اثنا دم کالسکه آمده عرض کرد اتومبیلها حاضر است. پرسیدیم کجاست عرض کرد در بیرون باغ جلو خیابان نگاه داشتهاند.
از در باغچه که بیرون آمدیم توی کوچه به رسم معمول زن و مرد زیاد به جهت دیدن ما ایستاده بودند و هورا کشیدند ما هم جواب دادیم. قدری که آمدیم، خیابان دیگری است که میپیچد به طرف «بوادبولن برود». از پشت همین باغچه که عمارت منزل ما در آنجاست هنوز زیاده از صد قدم دور نشده بودیم که دیدیم یک طرف خیابان اتومبیلها را نگاه داشتهاند. چشم به طرف آنها انداخته تماشا میکردیم که یکدفعه دیدیم صدای وزیر دربار بلند شده با شخصی گلاویز شده است. نگاه به این طرف کرده دیدیم شخص شقی خبیثی پهلوی کالسکه ما ایستاده یکدستش را به دم کالسکه ما که سرش باز بود گرفته و در دست دیگر طپانچه دارد و سرطپانچه را روی سینه ما گذارده میخواهد آتش بزند. وزیر دربار در کمال جلادت و قوت، بند دست او را گرفته فشار سخت داده دست این خبیث را از روی سینه ما رد کرده سر طپانچه را به هوا نگاه داشته و خودش هم برخاسته میانه ما و او حایل شد که اگر خدای نخواسته تیر رها شود به ما آسیبی نرسیده خودش هدف تیر شود و آن خبیث بد ذات هرچه زور آورد و با دست دیگرش دست وزیر دربار را به سختی میفشرد که بلکه دست او را ول کند وزیر دربار در نهایت قوت قلب مانند شخصی ازجانگذشته دست او را از ما رد کرده مانع اقدام او بود. این خبیث از سوءقصدی که برای ما داشت چون مأیوس شد طپانچه را طوری کشید که به ناحیه چانه وزیر دربار رسید و خواست آتش بدهد ولی حسناتفاق این بود که وزیر دربار انگشت خودش را پشت پاشنه چخماق طپانچه انداخته بود که هرچه پاشنه را این خبیث میکشید و فشار میداد تیر درنمیرفت.
آخر پس از کشمکش و تقلای زیاد وزیر دربار طوری دست او را به قوت فشار داد که طپانچه را ول کرده به دست وزیر دربار آمد و از عقب پلیسها که دوچرخه سوار بودند و مخصوص مواظبت حال ما همه روزه همراهند. یکی از آنها خواسته بود به عجله برسد زمین خورده بود، خود را رساند از عقب یقۀ مرتیکه را گرفته کشید و او را به زمین انداخته گرفت و نگاه داشت و ما با کمال قوت قلب که به فضل خدا داشتیم ابداً وهم و وحشت نکردیم اما جناب اشرف صدراعظم و جنرال مهماندار از بابت حال ما خیلی مضطرب و متوحش شده بودند.
مردم شهر، زن و مرد تماشاچی هم که از اول دیده بودند این مرد از میانه صف جدا شده به طرف ما میآید خیال کرده بودند که دستهگل یا عریضه میخواهد به ما بدهد. وقتی که کشمکش و درآویختن وزیر دربار را با او دیده و طپانچه رولوِر دهلوله را در دست او دیدند که در نهایت جلادت و رشادت از مرتیکه گرفته و از شدت خوشحالی و سرور طپانچه را تکان میدهد اسباب هیجان غریبی در میانه مردم شده یکدفعه فریاد آنها بلند شد که «ویو لو شاه» «ویو لو شاه» (زنده باد شاه ایران) را بنا کردند فریاد خوشوقتی و شادیانه کردند و جماعتی رو به طرف این خبیث هجوم آوردند که او را از دست پلیس گرفته بکشند و همین جا قطعهقطعه نمایند.
اما چون در این گونه موارد باید پلیس به دقت تحقیقات و تفتیشات نماید که این شخص کیست و قصدش چیست آیا همدستی هم دارد یا منحصر به خود اوست و آیا تحریک کسی بوده است یا خیر که مبادا عقبه داشته باشد و بعد از این هم فسادی نمایند، معهذا پلیس به زودی او را از چشم مردم غایب کرده بردند، در عمارت ما حبس کنند تا بعد چه شود و خود ما در حالتی که از این مهلکه و خطر به این بزرگی به فضل خداوند تعالی به سلامت مستخلص شده به جای اینکه ضعف حال، یا پریشان خیالی هم رسانیده یا تصور مراجعت به منزل نماییم، به کالسکهچی فرمودیم بدون معطلی رو به ورسایل برود و راندیم.»
در سفر مظفرالدین شاه به فرنگ فردی در فرانسه قصد داشت او را بکشد. ماجرای این ترور را خود او در سفرنامهاش شرح داده است که میتوانید در ادامه بخوانید:
«امروز که روز ششم توقف ما در پاریس است واقعه عجیب و غریبی روی داد که فضل خداوند تعالی شامل حال ما شده، بهخوشی برگزار نمودیم.
امروز مسیو دلکاسه، وزیر خارجه فرانسه، ما را به کاخ «ورسایل» (ورسای) دعوت کرده است و باید به آنجا برویم. صبح عکاسی آمده چند قسم عکسها را انداخت. بعد خبر کردند کالسکه حاضر است آمدیم پایین سوار کالسکه شدیم. در کالسکه جناب اشرف صدراعظم پهلوی ما نشسته و وزیر دربار رو به روی ما و جنرال مهماندار روبروی صدراعظم پهلوی وزیر دربار بود. سایر نوکرها هم در کالسکههای دیگر عقب سر ما سوار شده آمدند. چون سابقاً به سعدالدوله وزیر مختار خودمان که در بلجیک (بلژیک) اقامت دارد سپرده و فرمایش داده بودیم که چند قسم اتومبیل پیدا کرده بیاورد ابتیاع شود، در این اثنا دم کالسکه آمده عرض کرد اتومبیلها حاضر است. پرسیدیم کجاست عرض کرد در بیرون باغ جلو خیابان نگاه داشتهاند.
از در باغچه که بیرون آمدیم توی کوچه به رسم معمول زن و مرد زیاد به جهت دیدن ما ایستاده بودند و هورا کشیدند ما هم جواب دادیم. قدری که آمدیم، خیابان دیگری است که میپیچد به طرف «بوادبولن برود». از پشت همین باغچه که عمارت منزل ما در آنجاست هنوز زیاده از صد قدم دور نشده بودیم که دیدیم یک طرف خیابان اتومبیلها را نگاه داشتهاند. چشم به طرف آنها انداخته تماشا میکردیم که یکدفعه دیدیم صدای وزیر دربار بلند شده با شخصی گلاویز شده است. نگاه به این طرف کرده دیدیم شخص شقی خبیثی پهلوی کالسکه ما ایستاده یکدستش را به دم کالسکه ما که سرش باز بود گرفته و در دست دیگر طپانچه دارد و سرطپانچه را روی سینه ما گذارده میخواهد آتش بزند. وزیر دربار در کمال جلادت و قوت، بند دست او را گرفته فشار سخت داده دست این خبیث را از روی سینه ما رد کرده سر طپانچه را به هوا نگاه داشته و خودش هم برخاسته میانه ما و او حایل شد که اگر خدای نخواسته تیر رها شود به ما آسیبی نرسیده خودش هدف تیر شود و آن خبیث بد ذات هرچه زور آورد و با دست دیگرش دست وزیر دربار را به سختی میفشرد که بلکه دست او را ول کند وزیر دربار در نهایت قوت قلب مانند شخصی ازجانگذشته دست او را از ما رد کرده مانع اقدام او بود. این خبیث از سوءقصدی که برای ما داشت چون مأیوس شد طپانچه را طوری کشید که به ناحیه چانه وزیر دربار رسید و خواست آتش بدهد ولی حسناتفاق این بود که وزیر دربار انگشت خودش را پشت پاشنه چخماق طپانچه انداخته بود که هرچه پاشنه را این خبیث میکشید و فشار میداد تیر درنمیرفت.
آخر پس از کشمکش و تقلای زیاد وزیر دربار طوری دست او را به قوت فشار داد که طپانچه را ول کرده به دست وزیر دربار آمد و از عقب پلیسها که دوچرخه سوار بودند و مخصوص مواظبت حال ما همه روزه همراهند. یکی از آنها خواسته بود به عجله برسد زمین خورده بود، خود را رساند از عقب یقۀ مرتیکه را گرفته کشید و او را به زمین انداخته گرفت و نگاه داشت و ما با کمال قوت قلب که به فضل خدا داشتیم ابداً وهم و وحشت نکردیم اما جناب اشرف صدراعظم و جنرال مهماندار از بابت حال ما خیلی مضطرب و متوحش شده بودند.
مردم شهر، زن و مرد تماشاچی هم که از اول دیده بودند این مرد از میانه صف جدا شده به طرف ما میآید خیال کرده بودند که دستهگل یا عریضه میخواهد به ما بدهد. وقتی که کشمکش و درآویختن وزیر دربار را با او دیده و طپانچه رولوِر دهلوله را در دست او دیدند که در نهایت جلادت و رشادت از مرتیکه گرفته و از شدت خوشحالی و سرور طپانچه را تکان میدهد اسباب هیجان غریبی در میانه مردم شده یکدفعه فریاد آنها بلند شد که «ویو لو شاه» «ویو لو شاه» (زنده باد شاه ایران) را بنا کردند فریاد خوشوقتی و شادیانه کردند و جماعتی رو به طرف این خبیث هجوم آوردند که او را از دست پلیس گرفته بکشند و همین جا قطعهقطعه نمایند.
اما چون در این گونه موارد باید پلیس به دقت تحقیقات و تفتیشات نماید که این شخص کیست و قصدش چیست آیا همدستی هم دارد یا منحصر به خود اوست و آیا تحریک کسی بوده است یا خیر که مبادا عقبه داشته باشد و بعد از این هم فسادی نمایند، معهذا پلیس به زودی او را از چشم مردم غایب کرده بردند، در عمارت ما حبس کنند تا بعد چه شود و خود ما در حالتی که از این مهلکه و خطر به این بزرگی به فضل خداوند تعالی به سلامت مستخلص شده به جای اینکه ضعف حال، یا پریشان خیالی هم رسانیده یا تصور مراجعت به منزل نماییم، به کالسکهچی فرمودیم بدون معطلی رو به ورسایل برود و راندیم.»
اعوُذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
☘️ وَ مَنْ يَكْسِبْ خَطِيئَةً أَوْ إِثْمًا ثُمَّ يَرْمِ بِهِ بَرِيئًا فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُبِينًا
و کسی که خطا یا گناهی مرتکب شود، سپس بی گناهی را متهم سازد، بار بهتان و گناهِ آشکاری بر دوش گرفته است.
قرآن کریم؛ سوره نساء، آیه ۱۱۲
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
☘️ وَ مَنْ يَكْسِبْ خَطِيئَةً أَوْ إِثْمًا ثُمَّ يَرْمِ بِهِ بَرِيئًا فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُبِينًا
و کسی که خطا یا گناهی مرتکب شود، سپس بی گناهی را متهم سازد، بار بهتان و گناهِ آشکاری بر دوش گرفته است.
قرآن کریم؛ سوره نساء، آیه ۱۱۲
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌺 اداره مدرسه بوسیله دانش آموزان در یک روز 🌺
دبستان پسرانه امام صادق علیه السلام واحد توحید
بنا به پیشنهاد مدیر عامل محترم بنیاد از سال ها پیش، روز چهارشنبه 98/9/20 اداره مدرسه به وسیله دانش آموزان انجام شد و هر دانش آموز از پایه های مختلف نقش یکی از همکاران را در اداره مدرسه بعهده داشت.
گلچینی از تجربه به زبان خود دانش آموزان در یک روز کاری مدرسه
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
* حسام مدرسی( مدیر): از خانم شیبانی متشکرم این واقعا تجربه ی عالی بود .
امروز متوجه شدم که با هر کس باید یک جور رفتار کرد و برای حل هر مشکلی باید تفکر و چاره جویی کرد، متوجه شدم که قانع کردن اولیا وقتی تماس می گرفتند چه دشوار است ولی باید تدبیر داشت تا حل شود ، کلا مدیریت حس جالبیه و سخت
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
*آریا کیانی(مربی بهداشت) :*
عجب روز پر تلاش و بسیار عالی بود جای همه ی شما خالی ، مربی بهداشت بودم، کلا همه چیز تمیز و عالی بود
تازه چند تا دانش آموز بیمار داشتم که میزان تب آنها را چک کردم خیلی خوش گذشت و چند دانش آموز را قد و وزن کردم مرسی از خانم شیبانی
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
* رادمان گله داری(مربی پرورشی) *
خیلی خسته شدم به نظرم سخت بود، امروز پی بردم که کار معاونان چه قدر دشوار است ممنونم از همه ی مدرسه و بنیاد امام صادق(ع)
💐💐💐💐💐💐💐
*امیر محمد فروغی(معاون) *
به من خوش گذشت تجربه خوبی بود ممنونم از مدیر محترم خانم شیبانی
💐💐💐💐💐💐💐
*یوسف عربیان(معاون) *
من جا پای معاون مدرسه گذاشتم و حس خوبی داشتم ، توانستم در آینده حرکت کنم، چند برگه زیراکس کردم خیلی خوب بود، زنگ تفریح از همه بدتر بود خیلی سخت بود
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
*آرین راد گودرزی(دفتر دار)*
به نظر من تجربه ی شیرین خوبی بود یکی از بهترین تجربه های من بود، امروز دعوت نامه جلسه مدیران را تنظیم و پس به بنیاد محترم و مدیران مدارس ایمیل کردم.
متاسفانه نتوانستم وارد نمرات دانش آموزان مدرسه شوم
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
* امیرحسین شادمند (معاون)*
من امروز با مسئولیت خانم کاشانی آشنا شدم، تجربه خیلی خوبی بود، با آیفون با معاون پایین صحبت کردیم و کلی تجربه کسب کردم کلا خوب بود پشت میز معاون بودن ، جدی بودن و از همه مهمتر اداره کردن مدرسه شیرین بود
🌹🌹🌹🌹🌹🌹
*مانی محمدی (معاون)*
من در نقش معاون طبقه بالا بودم یکی از بهترین تجربه های زندگی ام بود من همیشه فکر میکردم معاونت کار ساده ای است امروز به سختی و دشواری آن پی بردم.
با تشکر از مدیر و معاونان عزیزم
🌹🌹🌹🌹🌹🌹
دبستان پسرانه امام صادق علیه السلام واحد توحید
بنا به پیشنهاد مدیر عامل محترم بنیاد از سال ها پیش، روز چهارشنبه 98/9/20 اداره مدرسه به وسیله دانش آموزان انجام شد و هر دانش آموز از پایه های مختلف نقش یکی از همکاران را در اداره مدرسه بعهده داشت.
گلچینی از تجربه به زبان خود دانش آموزان در یک روز کاری مدرسه
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
* حسام مدرسی( مدیر): از خانم شیبانی متشکرم این واقعا تجربه ی عالی بود .
امروز متوجه شدم که با هر کس باید یک جور رفتار کرد و برای حل هر مشکلی باید تفکر و چاره جویی کرد، متوجه شدم که قانع کردن اولیا وقتی تماس می گرفتند چه دشوار است ولی باید تدبیر داشت تا حل شود ، کلا مدیریت حس جالبیه و سخت
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
*آریا کیانی(مربی بهداشت) :*
عجب روز پر تلاش و بسیار عالی بود جای همه ی شما خالی ، مربی بهداشت بودم، کلا همه چیز تمیز و عالی بود
تازه چند تا دانش آموز بیمار داشتم که میزان تب آنها را چک کردم خیلی خوش گذشت و چند دانش آموز را قد و وزن کردم مرسی از خانم شیبانی
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
* رادمان گله داری(مربی پرورشی) *
خیلی خسته شدم به نظرم سخت بود، امروز پی بردم که کار معاونان چه قدر دشوار است ممنونم از همه ی مدرسه و بنیاد امام صادق(ع)
💐💐💐💐💐💐💐
*امیر محمد فروغی(معاون) *
به من خوش گذشت تجربه خوبی بود ممنونم از مدیر محترم خانم شیبانی
💐💐💐💐💐💐💐
*یوسف عربیان(معاون) *
من جا پای معاون مدرسه گذاشتم و حس خوبی داشتم ، توانستم در آینده حرکت کنم، چند برگه زیراکس کردم خیلی خوب بود، زنگ تفریح از همه بدتر بود خیلی سخت بود
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
*آرین راد گودرزی(دفتر دار)*
به نظر من تجربه ی شیرین خوبی بود یکی از بهترین تجربه های من بود، امروز دعوت نامه جلسه مدیران را تنظیم و پس به بنیاد محترم و مدیران مدارس ایمیل کردم.
متاسفانه نتوانستم وارد نمرات دانش آموزان مدرسه شوم
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
* امیرحسین شادمند (معاون)*
من امروز با مسئولیت خانم کاشانی آشنا شدم، تجربه خیلی خوبی بود، با آیفون با معاون پایین صحبت کردیم و کلی تجربه کسب کردم کلا خوب بود پشت میز معاون بودن ، جدی بودن و از همه مهمتر اداره کردن مدرسه شیرین بود
🌹🌹🌹🌹🌹🌹
*مانی محمدی (معاون)*
من در نقش معاون طبقه بالا بودم یکی از بهترین تجربه های زندگی ام بود من همیشه فکر میکردم معاونت کار ساده ای است امروز به سختی و دشواری آن پی بردم.
با تشکر از مدیر و معاونان عزیزم
🌹🌹🌹🌹🌹🌹
صلح جهانی زمانی آغاز خواهد شد که هر یک از ما به جنگهای درون خود پایان دهیم.
به نام خدا
وَلَا تَجَسَّسُوا
و هرگز در كار ديگران تجسس نکنید.
وَلَا تَجَسَّسُوا
و هرگز در كار ديگران تجسس نکنید.
همهی ما در انتظار تغییر افراد دیگر هستیم، در حالی که هیچ تغییری در جهان واقع نمیشود مگر اینکه «خودمان تغییری شویم که آرزو داریم در دیگران اتفاق بیفتد».
وقتي فرزندتان از انجام كاري لذت ميبرد، دستور دادن شما براي توقف كار بي نتيجه خواهد بود. مثلا وقتی کودک در حال بازی رایانه ای یا تماشای تلویزیون است؛ اگر مادر بیست بار هم بگوید:
_ بسه دیگه
_ پاشو دیگه
_ درس هات مونده
_ چشم هات آسیب می بینه
_ بیام خاموشش کنم و...
ولی کودک حاضر نیست، ادامه ندهد و لذتش را متوقف کند.
پس بهتر است به جای این حرف ها یا تهدیدها به او پیشنهاد یک جایگزین جذاب بدهید، یا به او زمان اتمام بدهید.
مثلا بگویید:
بیا با هم کیک بپزیم.
بریم فوتبال بازی کنیم.
وقتی عقربه بزرگ ساعت به عدد سه رسید، تلویزیون را خاموش کن.
بریم با رنگ انگشتی روی دیوار حمام نقاشی کنیم.
بسته به علایق فرزندتان جایگزین در نظر بگیرید و مدام تذکر ندهید.
_ بسه دیگه
_ پاشو دیگه
_ درس هات مونده
_ چشم هات آسیب می بینه
_ بیام خاموشش کنم و...
ولی کودک حاضر نیست، ادامه ندهد و لذتش را متوقف کند.
پس بهتر است به جای این حرف ها یا تهدیدها به او پیشنهاد یک جایگزین جذاب بدهید، یا به او زمان اتمام بدهید.
مثلا بگویید:
بیا با هم کیک بپزیم.
بریم فوتبال بازی کنیم.
وقتی عقربه بزرگ ساعت به عدد سه رسید، تلویزیون را خاموش کن.
بریم با رنگ انگشتی روی دیوار حمام نقاشی کنیم.
بسته به علایق فرزندتان جایگزین در نظر بگیرید و مدام تذکر ندهید.
«دکتر برنیز سیگل» در کتاب خود مینویسد:
«اگر من به بیمارانم بگویم که سطح گلوبینهای ایمنی خود را بالا ببرند، هیچ یک نمیدانند چگونه باید این کار را انجام دهند.
اما اگر به آنها یاد بدهیم که خود و دیگران را دوست بدارند، در حقیقت بطور ناخودآگاه همین تغییرات در بدن آنها رخ خواهد داد.»
هنگامی که فرد ابراز محبت میکند، سیستم ایمنی بدن او این قدرت را پیدا می کند که در برابر بیماری بایستد.
محبت، محل عبور موادشیمیایی مغز را تغییر میدهد و این امر بر مقاومت بدن تأثیرگذار است.
«اگر من به بیمارانم بگویم که سطح گلوبینهای ایمنی خود را بالا ببرند، هیچ یک نمیدانند چگونه باید این کار را انجام دهند.
اما اگر به آنها یاد بدهیم که خود و دیگران را دوست بدارند، در حقیقت بطور ناخودآگاه همین تغییرات در بدن آنها رخ خواهد داد.»
هنگامی که فرد ابراز محبت میکند، سیستم ایمنی بدن او این قدرت را پیدا می کند که در برابر بیماری بایستد.
محبت، محل عبور موادشیمیایی مغز را تغییر میدهد و این امر بر مقاومت بدن تأثیرگذار است.
شب، زمان مناسبی است که بیندیشیم چه کردهایم، تا جهان بهتر و شفیقتر و دوستداشتنیتر از پیش شود.
اگر پاسخی هم نبود، باز شب وقت خوبی است که ببینیم از دستمان چه کاری برمیآید.
لازم نیست کاری کنیم مهم.
میشود به امور دست به نقد و ساده پرداخت.
تلفنی که هنوز نزدهایم، نوشتن نامهای که هنوز ننوسته ایم.
تلافی کردن لطفی که نتوانستهایم پاسخ دهیم...
برای بخشیدن، فرصت نامحدود
است و در دسترس همگان.
لئو بوسکالیا
اگر پاسخی هم نبود، باز شب وقت خوبی است که ببینیم از دستمان چه کاری برمیآید.
لازم نیست کاری کنیم مهم.
میشود به امور دست به نقد و ساده پرداخت.
تلفنی که هنوز نزدهایم، نوشتن نامهای که هنوز ننوسته ایم.
تلافی کردن لطفی که نتوانستهایم پاسخ دهیم...
برای بخشیدن، فرصت نامحدود
است و در دسترس همگان.
لئو بوسکالیا
اعوُذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
☘️ وَ لَا تَأْكُلُوا مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَإِنَّهُ لَفِسْقٌ وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَائِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ
و از آنچه نام خدا بر آن برده نشده، نخورید! این کار گناه است؛ و شیاطین به دوستان خود مطالبی مخفیانه القا میکنند، تا با شما به مجادله برخیزند؛ اگر از آنها اطاعت کنید، شما هم مشرک خواهید بود!
قرآن کریم؛ سوره انعام ، آیه ۱۲۱
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
☘️ وَ لَا تَأْكُلُوا مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَإِنَّهُ لَفِسْقٌ وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَائِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ
و از آنچه نام خدا بر آن برده نشده، نخورید! این کار گناه است؛ و شیاطین به دوستان خود مطالبی مخفیانه القا میکنند، تا با شما به مجادله برخیزند؛ اگر از آنها اطاعت کنید، شما هم مشرک خواهید بود!
قرآن کریم؛ سوره انعام ، آیه ۱۲۱
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بستهٔ فرهنگی شب یلدا
🍉اگر پدر و مادرمان زنده هستند گرامیشان بداریم و بر دستانشان بوسه بزنیم و اگر در قید حیات نیستند با فاتحه ای روحشان را شاد کنیم .
🍉به همسرمان یادآوری کنیم که دوستش داریم و اگر می توانیم هدیه ای کوچک و ارزان مثل یک شاخه گل تقدیم او کنیم!
🍉 اگر کدورتی بین افراد خانواده هست، دورهم جمع شویم و آن را بر طرف کنیم.
🍉 برای تدارک شب یلدا نیازی نیست همه میوه های بازار را بخریم؛ و خیلی ساده با چای و شکلات و تخمه می شود دورهم بود.
🍉خرید کنیم اما نه از مغازه های بزرگ. سوپری های کوچکی هم هستند که دلشان را به همین دورهمی و شب ها خوش کرده اند.
🍉حافظ فراموش نشود! سعی کنیم تا فارسی و اشعار کهنش را بیشتر بخوانیم تا به فرهنگ غنی ادب فارسی پی ببریم.
🍉پیام یلدا این است که تمام سال به بهانه های مختلف می توانیم دور هم جمع شویم.
🍉به بهانه یلدا مهربانی، لبخند و بخشش را تمرین کنیم.
🍉 نیازمندان را خوشحال کنیم. شاید خوشحال کردن یک نیازمند واقعی سال بعد ما را بیمه کند.
🍉 شب یلدا به جای پرسیدن رمز وای فای و اینترنت، حال دل هم را بپرسیم.
🍉اگر پدر و مادرمان زنده هستند گرامیشان بداریم و بر دستانشان بوسه بزنیم و اگر در قید حیات نیستند با فاتحه ای روحشان را شاد کنیم .
🍉به همسرمان یادآوری کنیم که دوستش داریم و اگر می توانیم هدیه ای کوچک و ارزان مثل یک شاخه گل تقدیم او کنیم!
🍉 اگر کدورتی بین افراد خانواده هست، دورهم جمع شویم و آن را بر طرف کنیم.
🍉 برای تدارک شب یلدا نیازی نیست همه میوه های بازار را بخریم؛ و خیلی ساده با چای و شکلات و تخمه می شود دورهم بود.
🍉خرید کنیم اما نه از مغازه های بزرگ. سوپری های کوچکی هم هستند که دلشان را به همین دورهمی و شب ها خوش کرده اند.
🍉حافظ فراموش نشود! سعی کنیم تا فارسی و اشعار کهنش را بیشتر بخوانیم تا به فرهنگ غنی ادب فارسی پی ببریم.
🍉پیام یلدا این است که تمام سال به بهانه های مختلف می توانیم دور هم جمع شویم.
🍉به بهانه یلدا مهربانی، لبخند و بخشش را تمرین کنیم.
🍉 نیازمندان را خوشحال کنیم. شاید خوشحال کردن یک نیازمند واقعی سال بعد ما را بیمه کند.
🍉 شب یلدا به جای پرسیدن رمز وای فای و اینترنت، حال دل هم را بپرسیم.
🌎🌍🌏
به کاری که همت بسته گردد
اگر خاری بُوَد، گل دسته گردد
💪💪💪💪💪💪💪💪
کسب مقام اول هفته ی تربیت بدنی مدارس ابتدایی آموزش و پرورش ناحیه ۱
برای ۵ سال متوالی
توسط دانش آموزان تلاشگر پایه اول و دوم با همراهی اولیا گرامی
و سپاس از مربیان توانمند ورزش و تبریک خدمت مسئولين محترم بنیاد و مديریت محترم مركز سركار خانم توانانيا .
ضمن آرزوی موفقیت روزافزون برای رشد و تعالی نسل فردای کشور
🌻دبستان پسرانه - واحد شهید مطهري
زهره شمس كارشناس تربيت بدني
به کاری که همت بسته گردد
اگر خاری بُوَد، گل دسته گردد
💪💪💪💪💪💪💪💪
کسب مقام اول هفته ی تربیت بدنی مدارس ابتدایی آموزش و پرورش ناحیه ۱
برای ۵ سال متوالی
توسط دانش آموزان تلاشگر پایه اول و دوم با همراهی اولیا گرامی
و سپاس از مربیان توانمند ورزش و تبریک خدمت مسئولين محترم بنیاد و مديریت محترم مركز سركار خانم توانانيا .
ضمن آرزوی موفقیت روزافزون برای رشد و تعالی نسل فردای کشور
🌻دبستان پسرانه - واحد شهید مطهري
زهره شمس كارشناس تربيت بدني