در هر سنی که هستید و در هر شرایطی که قرار دارید مسئولیت احساسات و رفتارهای خود را بپذیرید.
مسئولیت آن چه را مربوط به زندگی خودتان است بر عهده بگیرید.
اگر نمره ی نامطلوبی در کارنامه تان هست، بپذیرید که خودتان کوتاهی کرده اید.
اهل انتخاب باشید و مسئولیت آن را بر عهده بگیرید.
این کار باعث خواهد شد که به دنبال رفع نقطه ضعف خود بوده و کاستی ها را جبران کنید و در نتیجه پیشرفت کنید.
کتاب: رمز خلاقیت
برای جوانان
نوشته ی: علی علی پناهی
مسئولیت آن چه را مربوط به زندگی خودتان است بر عهده بگیرید.
اگر نمره ی نامطلوبی در کارنامه تان هست، بپذیرید که خودتان کوتاهی کرده اید.
اهل انتخاب باشید و مسئولیت آن را بر عهده بگیرید.
این کار باعث خواهد شد که به دنبال رفع نقطه ضعف خود بوده و کاستی ها را جبران کنید و در نتیجه پیشرفت کنید.
کتاب: رمز خلاقیت
برای جوانان
نوشته ی: علی علی پناهی
مردم را روزگاری رسد که در آن از قرآن جز نشان نماند و از اسلام جز نام آن، در (آن روزگار ساختمان مسجدهای آنان نو و تازه ساز است و از رستگاری ویران). ساکنان و سازندگان آن مسجدها بدترین مردم زمین اند، فتنه از آنان خیزد و خطا به آنان درآویزد.
آن که از فتنه به کنار ماند بدان بازش گردانند، و آن که از آن پس افتد به سویش برانند.
خدای تعالی فرماید: «به خودم سوگند، بر آنان فتنه ای بگمارم که بردبار در آن سرگردان مانَد» و چنین کرده است، و ما از خدا می خواهیم از لغزش غفلت درگذرد.
علی بن ابی طالب
آن که از فتنه به کنار ماند بدان بازش گردانند، و آن که از آن پس افتد به سویش برانند.
خدای تعالی فرماید: «به خودم سوگند، بر آنان فتنه ای بگمارم که بردبار در آن سرگردان مانَد» و چنین کرده است، و ما از خدا می خواهیم از لغزش غفلت درگذرد.
علی بن ابی طالب
چه سکوتی دنیا را فرا میگرفت؛ اگر هر کس به اندازه عملش سخن میگفت...
لوک:
باشه، سعی می کنم.
استاد یودا:
نه، یا انجامش بده یا انجامش نده!
سعی نکن.
باشه، سعی می کنم.
استاد یودا:
نه، یا انجامش بده یا انجامش نده!
سعی نکن.
زندگى على (ع)، زندگى سرتاسر بلا و ابتلاست. همين بلاست كه فوز على را به دنبال دارد.
فائز نمى تواند بدون بلا باشد.
اين قانونى است كه خداوند گذاشته است.
حتماً مبتلايت مى كند و امكان ندارد كه رهايت كند: «أَحَسِبَ النَّاسُ انْ يُتْرَكُواْ انْ يَقُولُواْ آمَنَّا وَ هُمْ لايُفْتَنُون».
شهادت مولی الموحدین، اميرالمؤمنين ، حضرت علی (عليه السلام ) تسلیت باد .
فائز نمى تواند بدون بلا باشد.
اين قانونى است كه خداوند گذاشته است.
حتماً مبتلايت مى كند و امكان ندارد كه رهايت كند: «أَحَسِبَ النَّاسُ انْ يُتْرَكُواْ انْ يَقُولُواْ آمَنَّا وَ هُمْ لايُفْتَنُون».
شهادت مولی الموحدین، اميرالمؤمنين ، حضرت علی (عليه السلام ) تسلیت باد .
چشمها او را نمیبینند
و او همهی چشم ها را میبیند
انعام،آیهی ۱۱۰
و او همهی چشم ها را میبیند
انعام،آیهی ۱۱۰
🔵 علی، خدا اندیشِ بیقرار
جای او اینجا نبود.
او یک " خدا اندیشِ به تمامه " بود. نالههایش برای متاع دنیا و برای ازدست دادن سریر قدرت نبود. چرا که دنیا پیش چشمش کوچک مینمود، چنان که گویی با این جهان غریبه بود. امواج متلاطم اندوه کیهانی ، ساحل آرامشش را در هم میکوبید. رنجهای متعالی هیچ گاه خانهی دل و جاناش را ترک نکرد. چون بیگانهای در این جهان زیست و تنها از این جهان رفت. خود را در غربتی محزون و دردناک میدید. از آن رو در وقت هجرت، با شادمانی و ابتهاج میرفت. در هنگامی که با مرگ دست و پنجه نرم میکرد و تا مرگ چند لحظهای بیش نمانده بود، چنین میگفت: "همین را بدانید که چونان تشنهای هستم که بدنبال آب است و اینک به چشمه ساری از آب خوشگوار وارد شده باشد". او جام مرگ را که تمام عمر بدان مشغول بود، با رضایت و شادی نوشید. علی به واقع خدا اندیشِ بیقرار بود.
بر همهی رنجهای علی، این رنج شاید از همه گران تر آید که کسانی که خود را پیرو او میدانند، در خوانشی اعوجاج یافته و نادرست، مسئلهها، دغدغهها و نگرانیهایش را وارونه جلوه میدهند و با طرح مسئلههای دیگر، چهرهاش را در غباری از ابهام و تاریکی فرو میبرند. مسئلهی علی، حکومت نبود، قدرت و فدک نبود. مسالهی علی رنجهای وجودیاش بود که همه عمر دست به گریبانش بود. علی به قدرت نمیاندیشید، این اتهام بر او روا نیست. برای او که سودای سربالا داشت، برای او که چشمهایش را به افقی دور دست دوخته بود، دنیا و مافیهایش، سرگرمی ناپایدار و نازل مینمود. هر چه از دنیا میگفت، از تزلزل و گذران بودنش و چه بسیار از بی وفاییهایش یاد میکرد.
شیوهی زیستنش را چنین بازگو میکرد": از دنیا، به دو لباس کهنه و از خوراکش به دو قرص نان کفایت نمودم. پس انداز نکردم. لباس ژندهام را نو نکردم. حتی یک وجب از زمین این دنیا را تصرف نکردم. این دنیا در برابر چشمان من، پست و بی ارزشتر از شیره ی درخت بلوط است. مرا با فدک و غیر فدک چه کار؟ حال آن که جان آدمی در فردا روز، جایگاهش گوری است تاریک. حفره ای که هر چه فراخش کنند و گور کن بر وسعتش بیفزاید، سنگ و کلوخ آن، آدمی را بفشارد".
جان پاک او در همهی عمر، محزون و پرآشوب بود. حزن، خشیت و غوغا، درونش را پر کرده بود. در این جهان، غریبانه زیست و اندوهناک ترین جان انسانی شد. "شهسوار ایمانی" بود که همه چیز را واگذارده بود تا یک چیز را بدست آورد. درونش درگیر مسئلهای بزرگ بود و در همهی عمر بدان میاندیشید، از آن سخن میگفت و جان و زندگیش را در گرو آن گذاشته بود.
مرگ را از سایهاش به خود نزدیکتر میدید. بر این باور بود که مرگ از درون آدمی میجوشد و بر پیشانیاش نقش میبندد. خطبهی متقین، به واقع تصویر و توصیفی از خود اوست. اوصافی که در این خطبه برای پارسایان برمیشمرد، در خود او مصداق دارد. در این خطبه آمده است: "دل پارسایان محزون است." اما این حزن، شبیه حزن سطحی و غمی از نوع غم های روزمره نیست. حزنی در لایههای عمیق وجودی که آدمی را با امر متعال، همنشین و همخانه میکند. حزنی از جنس فراق و جدایی.
بر وضعیت دردناک انسان و بودن در این سرای خاکی بسیار میاندیشید. ازغمها ، رنجها و ناکامیهای پیاپی آدمی نالان بود. "عدالت"، گمشدهای بود که تمام عمر در پیاش میگشت. فقر، ناتوانی و مسکنت آدمیان، رنجش میداد، زیرا می دانست که:" فقیر، در شهر خود غریب است." او غربت فقیرانه را با تمام وجود احساس میکرد. چنان زیست که وقتی میرفت، گویی پرندهای بود که از قفس تنگ رها میشد و زندانی بود که از بند و حبس آزاد میگردید. سراسر زندگی او و به ویژه نوشتههایش نشان میدهد او اهل این دنیا نبود و هیچ گاه دلش به این جا خوش نشد.
نهج البلاغهاش به سان نینامهای است که شعر اندوهناک فراق را میسراید. هیچ چیز، فراق را از یادش نمیبرد و نگاهش را به خود جلب نمیکرد. از این رو پایبند جهان نشد. مسئلههای تمام عمر او سه چیز بود:
خدا، مسئلهی تمام هستی او بود.
عدالت، مسئلهی زندگی اجتماعیاش
و رنجِ آدمی مسئلهای فردی و زمینیاش.
تمام گفتارش را در مثلث خدا، عدالت و رنج میتوان صورتبندی کرد. او تنها یک هدف داشت و آن، رستگاری بود.
علی زمانیان
جای او اینجا نبود.
او یک " خدا اندیشِ به تمامه " بود. نالههایش برای متاع دنیا و برای ازدست دادن سریر قدرت نبود. چرا که دنیا پیش چشمش کوچک مینمود، چنان که گویی با این جهان غریبه بود. امواج متلاطم اندوه کیهانی ، ساحل آرامشش را در هم میکوبید. رنجهای متعالی هیچ گاه خانهی دل و جاناش را ترک نکرد. چون بیگانهای در این جهان زیست و تنها از این جهان رفت. خود را در غربتی محزون و دردناک میدید. از آن رو در وقت هجرت، با شادمانی و ابتهاج میرفت. در هنگامی که با مرگ دست و پنجه نرم میکرد و تا مرگ چند لحظهای بیش نمانده بود، چنین میگفت: "همین را بدانید که چونان تشنهای هستم که بدنبال آب است و اینک به چشمه ساری از آب خوشگوار وارد شده باشد". او جام مرگ را که تمام عمر بدان مشغول بود، با رضایت و شادی نوشید. علی به واقع خدا اندیشِ بیقرار بود.
بر همهی رنجهای علی، این رنج شاید از همه گران تر آید که کسانی که خود را پیرو او میدانند، در خوانشی اعوجاج یافته و نادرست، مسئلهها، دغدغهها و نگرانیهایش را وارونه جلوه میدهند و با طرح مسئلههای دیگر، چهرهاش را در غباری از ابهام و تاریکی فرو میبرند. مسئلهی علی، حکومت نبود، قدرت و فدک نبود. مسالهی علی رنجهای وجودیاش بود که همه عمر دست به گریبانش بود. علی به قدرت نمیاندیشید، این اتهام بر او روا نیست. برای او که سودای سربالا داشت، برای او که چشمهایش را به افقی دور دست دوخته بود، دنیا و مافیهایش، سرگرمی ناپایدار و نازل مینمود. هر چه از دنیا میگفت، از تزلزل و گذران بودنش و چه بسیار از بی وفاییهایش یاد میکرد.
شیوهی زیستنش را چنین بازگو میکرد": از دنیا، به دو لباس کهنه و از خوراکش به دو قرص نان کفایت نمودم. پس انداز نکردم. لباس ژندهام را نو نکردم. حتی یک وجب از زمین این دنیا را تصرف نکردم. این دنیا در برابر چشمان من، پست و بی ارزشتر از شیره ی درخت بلوط است. مرا با فدک و غیر فدک چه کار؟ حال آن که جان آدمی در فردا روز، جایگاهش گوری است تاریک. حفره ای که هر چه فراخش کنند و گور کن بر وسعتش بیفزاید، سنگ و کلوخ آن، آدمی را بفشارد".
جان پاک او در همهی عمر، محزون و پرآشوب بود. حزن، خشیت و غوغا، درونش را پر کرده بود. در این جهان، غریبانه زیست و اندوهناک ترین جان انسانی شد. "شهسوار ایمانی" بود که همه چیز را واگذارده بود تا یک چیز را بدست آورد. درونش درگیر مسئلهای بزرگ بود و در همهی عمر بدان میاندیشید، از آن سخن میگفت و جان و زندگیش را در گرو آن گذاشته بود.
مرگ را از سایهاش به خود نزدیکتر میدید. بر این باور بود که مرگ از درون آدمی میجوشد و بر پیشانیاش نقش میبندد. خطبهی متقین، به واقع تصویر و توصیفی از خود اوست. اوصافی که در این خطبه برای پارسایان برمیشمرد، در خود او مصداق دارد. در این خطبه آمده است: "دل پارسایان محزون است." اما این حزن، شبیه حزن سطحی و غمی از نوع غم های روزمره نیست. حزنی در لایههای عمیق وجودی که آدمی را با امر متعال، همنشین و همخانه میکند. حزنی از جنس فراق و جدایی.
بر وضعیت دردناک انسان و بودن در این سرای خاکی بسیار میاندیشید. ازغمها ، رنجها و ناکامیهای پیاپی آدمی نالان بود. "عدالت"، گمشدهای بود که تمام عمر در پیاش میگشت. فقر، ناتوانی و مسکنت آدمیان، رنجش میداد، زیرا می دانست که:" فقیر، در شهر خود غریب است." او غربت فقیرانه را با تمام وجود احساس میکرد. چنان زیست که وقتی میرفت، گویی پرندهای بود که از قفس تنگ رها میشد و زندانی بود که از بند و حبس آزاد میگردید. سراسر زندگی او و به ویژه نوشتههایش نشان میدهد او اهل این دنیا نبود و هیچ گاه دلش به این جا خوش نشد.
نهج البلاغهاش به سان نینامهای است که شعر اندوهناک فراق را میسراید. هیچ چیز، فراق را از یادش نمیبرد و نگاهش را به خود جلب نمیکرد. از این رو پایبند جهان نشد. مسئلههای تمام عمر او سه چیز بود:
خدا، مسئلهی تمام هستی او بود.
عدالت، مسئلهی زندگی اجتماعیاش
و رنجِ آدمی مسئلهای فردی و زمینیاش.
تمام گفتارش را در مثلث خدا، عدالت و رنج میتوان صورتبندی کرد. او تنها یک هدف داشت و آن، رستگاری بود.
علی زمانیان
این مرد را عدالتش سرنگون میکند:
برشی از گفتگوی «مالک اشتر» و «ابن خُوَیلَد» در سریال امام علی (ع).....
ابن خُوَیلَد: علی بیزار از کاخ است؟ باشد؛ به من بفروشد. حاضرم به قیمت خوبی آن را بخرم
مالک اشتر: مبادا به گوش علی برسد، بداند قادر به خریدن کاخِ کوفه هستی با غربالش تو را از بین میبرد.
علی غربالی دارد که از سوراخش فقط مال ِحرام رد میشود، اموال شبههدار در آن میریزد و آن را الک میکند، هرچه در غربال بماند را به صاحب مال میدهد.
ابن خُوَیلَد: این مرد را عدالتش سرنگون میکند
برشی از گفتگوی «مالک اشتر» و «ابن خُوَیلَد» در سریال امام علی (ع).....
ابن خُوَیلَد: علی بیزار از کاخ است؟ باشد؛ به من بفروشد. حاضرم به قیمت خوبی آن را بخرم
مالک اشتر: مبادا به گوش علی برسد، بداند قادر به خریدن کاخِ کوفه هستی با غربالش تو را از بین میبرد.
علی غربالی دارد که از سوراخش فقط مال ِحرام رد میشود، اموال شبههدار در آن میریزد و آن را الک میکند، هرچه در غربال بماند را به صاحب مال میدهد.
ابن خُوَیلَد: این مرد را عدالتش سرنگون میکند
▫️ اعوُذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ
▫️ بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
نبِّئْ عِبَادِي أَنِّي أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِيمُ
بندگانم را آگاه کن که من بخشنده مهربانم!
قرآن کریم؛ سوره حجر ، آیه 49
▫️ بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
نبِّئْ عِبَادِي أَنِّي أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِيمُ
بندگانم را آگاه کن که من بخشنده مهربانم!
قرآن کریم؛ سوره حجر ، آیه 49
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دعاى روز بیست و یكم ماه مبارك رمضان
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ اجْعَلْ لی فیهِ الى مَرْضاتِكَ دلیلاً ولا تَجْعَل للشّیْطان فیهِ علیّ سَبیلاً واجْعَلِ الجَنّةِ لی منْزِلاً ومَقیلاً یا قاضی حَوائِجَ الطّالِبین.
خدایا قرار بده برایم در آن به سوى خوشنودىهایت راهنمایى و قرار مده شیطان را در آن بر من راهى وقرار بده بهشت را برایم منزل وآسایـشگاه اى برآورنده حاجتهاى جویندگان
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ اجْعَلْ لی فیهِ الى مَرْضاتِكَ دلیلاً ولا تَجْعَل للشّیْطان فیهِ علیّ سَبیلاً واجْعَلِ الجَنّةِ لی منْزِلاً ومَقیلاً یا قاضی حَوائِجَ الطّالِبین.
خدایا قرار بده برایم در آن به سوى خوشنودىهایت راهنمایى و قرار مده شیطان را در آن بر من راهى وقرار بده بهشت را برایم منزل وآسایـشگاه اى برآورنده حاجتهاى جویندگان
☑️ توصیههای مخصوص ماه مبارک رمضان
🍹شربت های ضد عطش سحر کدامند؟
شربت ابلیمو
شربت خاکشیر
شربت بیدمشک
👈🏻زمان افطار تا سحر از عرقیات خنک مثل شاطره و کاسنی استفاده کنید تا حرارت کبد و قلب فروکش کند و تشنگی برطرف شود
👈🏻بدترین کاری که با بدن خود می توانید بکنید این است که از افطار تا سحر بیدار بمانید و مداوم غذا بخورید
این کار آسیب های بسیار جدی به بدن وارد میکند
👈🏻پیشگیری از تشنگی روزه داران
نوشیدنی تخم شربتی به دلیل نگهداشتن آب در دانههای این گیاه در ساعات پایانی سحر توصیه میشود
👈🏻نوشیدن سه قاشق گلاب در هنگام افطار
گلاب به دلیل خاصیت ضد «سودا» که دارد، خاصیت دارویی داشته و برای تقویت معده مفید است
👈🏻دوغ افطار ممنوع
دوغ موجب بیحالی و بی حسی بیشتر بدن میشود علل نوشیدن آب گرم بعد از افطار به جای آب سرد و یخ جلوگیری از ترک خوردگی دندان ها و سلامت کبد و معده است
👈🏻در ماه رمضان از مصرف میوه غافل نشوید
قبل از خواب با مصرف یک عدد سیب میتوانید هم به کاهش وزن خود کمک کنید و هم دهان خود را ضد عفونی نمایید.
🍹شربت های ضد عطش سحر کدامند؟
شربت ابلیمو
شربت خاکشیر
شربت بیدمشک
👈🏻زمان افطار تا سحر از عرقیات خنک مثل شاطره و کاسنی استفاده کنید تا حرارت کبد و قلب فروکش کند و تشنگی برطرف شود
👈🏻بدترین کاری که با بدن خود می توانید بکنید این است که از افطار تا سحر بیدار بمانید و مداوم غذا بخورید
این کار آسیب های بسیار جدی به بدن وارد میکند
👈🏻پیشگیری از تشنگی روزه داران
نوشیدنی تخم شربتی به دلیل نگهداشتن آب در دانههای این گیاه در ساعات پایانی سحر توصیه میشود
👈🏻نوشیدن سه قاشق گلاب در هنگام افطار
گلاب به دلیل خاصیت ضد «سودا» که دارد، خاصیت دارویی داشته و برای تقویت معده مفید است
👈🏻دوغ افطار ممنوع
دوغ موجب بیحالی و بی حسی بیشتر بدن میشود علل نوشیدن آب گرم بعد از افطار به جای آب سرد و یخ جلوگیری از ترک خوردگی دندان ها و سلامت کبد و معده است
👈🏻در ماه رمضان از مصرف میوه غافل نشوید
قبل از خواب با مصرف یک عدد سیب میتوانید هم به کاهش وزن خود کمک کنید و هم دهان خود را ضد عفونی نمایید.
Audio
#پای_مکتب_علامه_محمدتقی_جعفری
🎤نگاهی به شخصیت امیرالمؤمنین علی (ع)
از زبان علامه محمد تقی جعفری
@farid_salavati
🎤نگاهی به شخصیت امیرالمؤمنین علی (ع)
از زبان علامه محمد تقی جعفری
@farid_salavati
از نوشیدن بیش از اندازه چای در وعده سحری اجتناب نمایید !
چون چای باعث افزایش دفع ادرار و از دست رفتن نمک های معدنی که بدن شما در طول روز به آن نیاز دارد میشود !
چون چای باعث افزایش دفع ادرار و از دست رفتن نمک های معدنی که بدن شما در طول روز به آن نیاز دارد میشود !
▫️پزشك از بدخلقي يك بيمار ديوانه يا مريضي كه تب دارد مكدر نمي شود.
انسان بايد از رفتار پزشك با بيمارش الگو بگيرد و بدرفتاريهاي ديگران را به حساب بيماري آنان بگذارد.
انسان بايد از رفتار پزشك با بيمارش الگو بگيرد و بدرفتاريهاي ديگران را به حساب بيماري آنان بگذارد.