بنیاد فرهنگی، آموزشی امام صادق (ع)
4.14K subscribers
7.59K photos
1.12K videos
87 files
1.5K links
برای ارتباط با مدیریت کانال با شناسه زیر در تماس باشید @besadegh_admin
Download Telegram
▪️رمز و راز تاسوعا:
پیدا کردن یکصد دوست
معجزه نیست

معجزه
پیدا کردن تنها یک دوست است
که در کنار شما بایستد
حتی زمانی‌که صدها نفرعلیه شما صف کشیده‌اند

@besadegh1378
بر این تحریف ها و مسخ ها و دروغ ها باید گریست!

انسان وقتى که در تاریخ نگاه مى ‏کند، مى‏ بیند که به سر این حادثه چه ‏ها آورده ‏اند!
به خدا قسم حرف حاجى [نوری] حرف راستى است. مى‏ گوید امروز اگر کسى بخواهد بر امام حسین علیه السلام بگرید، بر این مصیبت هایش باید بگرید، بر این تحریف ها و مسخ ها و دروغ ها باید بگرید.

کتابى است معروف به نام «روضة الشهداء» از ملا حسین کاشفى.
حاجى فرموده بود که این داستان زعفر جنّى و داستان عروسى قاسم، اول بار در کتاب این مرد آمده است.

حقیقت این است که من این کتاب را ندیده بودم. خیال مى ‏کردم در آن یکى دو تا از این حرف هاست، بعد که این کتاب را (که به فارسى هم هست و تقریباً در پانصد سال پیش تألیف شده است) خواندم دیدم از این داستان ها زیاد است.

ملا حسین کاشفى مردى است که واعظ هم هست، اتفاقاً این بی انصاف مرد باسوادى هم بوده است، کتاب هایى هم دارد، صاحب انوار سهیلى [است‏] که خیلى عبارت پردازى کرده و می گویند کلیله و دمنه را خراب کرده است. به هر حال مرد باسوادى بوده است.

تاریخش را که انسان می خواند، معلوم نیست که او شیعه بوده یا سنى، و مثل اینکه اساساً یک مرد بوقلمون صفتى هم بوده است، در میان شیعه‏ ها خودش را یک شیعهء صد در صد متعصبي نشان می ‏داده و در میان سنی ها خودش را حنفى نشان می داده است. اصلًا اهل بیهق و سبزوار است. سبزوار مرکز تشیع بوده است و مردم آن هم فوق العاده متعصب اند در تشیع. اینجا که در میان سبزواری ها بود، یک شیعهء صد در صد شیعه بود. بعد می رفت هرات. آنجا که می ‏رفت، به روش اهل تسنن بود.این مرد، واعظ هم بوده است. چون در سبزوار بود، ذکر مصیبت می کرد.

کتابى نوشته است به فارسى ، اولین کتابى که در مرثیه به فارسى نوشته شده همین کتاب روضة الشهداء است که در پانصد سال پیش نوشته شده است. براي مثال شیخ مفید (رضوان اللَّه علیه) کتاب ارشاد را نوشته است و چقدر متقن نوشته است.

من وقتى این‏ کتاب را خواندم، دیدم حتى اسم ها جعلى است؛ یعنى در میان اصحاب امام حسین اسم هایى را می ‏آورد که اصلًا چنین آدم هایى وجود نداشته ‏اند؛ در میان دشمن ها اسم هایى مى ‏برد که همه جعلى است؛ داستان ها را به شکل افسانه در آورده است.

چون این کتاب اولین کتابى بود که به زبان فارسى نوشته شد، [مرثیه خوان ها] که اغلب بى سواد بودند و به کتاب هاى عربى مراجعه نمی کردند، همین کتاب را می گرفتند و در مجالس از رو می ‏خواندند. این است که امروز مجلس عزادارى امام حسین را ما «روضه خوانى» می گوییم.

در زمان امام حسین روضه خوانى نمى ‏گفتند، در زمان حضرت صادق هم روضه خوانى نمى‏ گفتند، در زمان امام حسن عسکرى هم روضه خوانى نمی گفتند، بعد در زمان سید مرتضى هم روضه خوانى نمی گفتند، در زمان خواجه نصیرالدین طوسى هم روضه خوانى نمى ‏گفتند. از پانصد سال پیش به این طرف اسم این کار شده «روضه خوانى». روضه خوانى یعنى خواندن کتاب روضة الشّهداء، همان کتاب دروغ.

از وقتى که این کتاب در دست و بال ها افتاد، دیگر کسى تاریخ واقعى امام حسین را مطالعه نکرد و شد افسانه سازىِ روضة الشهداء خواندن. ما شدیم روضه خوان، یعنى روضة الشهداء خوان، یعنى افسانه‏ ها را نقل کردن و به تاریخ امام حسین توجه نکردن.

گفت: «وَ زادَتِ التَّنْبورُ نَغْمَةً اخْرى‏»؛ بعد در شصت هفتاد سال پیش، مرحوم ملا آقاى دربندى پیدا شد. تمام حرف هاى روضة الشهداء را به اضافهء یک چیزهاى دیگر، همه را یکجا جمع کرد که دیگر واویلاست! واقعاً به اسلام باید گریست...

حماسه حسینی:
مرتضی مطهری
بترسید از ستم
در حق کسانی که جز خدا
فریادرس دیگری ندارند ...!!

امام حسین(ع)
بنیاد فرهنگی، آموزشی امام صادق (ع)
⚫️ سه جمله از داستان کربلا در روایت داستان کربلا، فارغ از نگاه مذهبی و جهت‌گیری سیاسی، سه جمله بسیار درخشان و درگیرکننده است: ▪️یک. «هَیهَاتَ مِنَّا الذِّلَّة». محال است تن به ذلّت دهیم. خیلی تأمل‌انگیز است. حواس‌مان باشد معنای این سخن چیست. معنای سخن این…
⚫️ سه جمله از داستان کربلا

در روایت داستان کربلا، فارغ از نگاه مذهبی و جهت‌گیری سیاسی، سه جمله
بسیار درخشان و درگیرکننده است:

▪️دو. «إِنْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ دِينٌ وَكُنْتُمْ لاَ تَخَافُونَ الْمَعَادَ فَكُونُوا أَحْرَاراً فِي دُنْيَاكُمْ هَذِهِ». اگر دین ندارید و بیمناک از آخرت نیستید، در دنیای خویش، آزاده باشید.
در این سخن، استقلال اخلاق از دین را می‌شود استشمام کرد. چنین نیست که اگر دین نباشد، هیچ ضمانتی برای اخلاقی زیستن نیست. آدم‌ها می‌توانند حریم زندگی و زندگان را پاس بدارند بی‌آنکه به هیچ دینی ملتزم باشند. خطاست که بار اخلاق را تماما بر شانه‌ی دین بگذاریم. آن وقت کسانی که راه خود را از دین جدا می‌کنند شاید گمان کنند دیگر هیچ دلیلی برای اخلاقی زیستن ندارند. نباید با همه شهروندان به لسان دینی سخن گفت. این انگاره‌ که یا دین دارید و انسان خوبی هستید، یا دین ندارید و هر کاری از شما سر خواهد زد، از اساس خطاست. اگر دین ندارید، ترازوی وجدان که دارید. برای خوب بودن، تنها نباید به دین ارجاع داد. اگر دین ندارید، آزاده باشید. و شاید آنچه دین از شما می‌خواهد همان است که گواهی وجدان آزاد از شما می‌طلبد. این کلام، خیلی بلند است. اگر دین ندارید چیزی دارید که نام آن تمنای آزادگی است. و این تمنا پشتوانه اخلاق است.

@besadegh1378
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عزاداری نو آموزان پیش دبستانی "باد کنک سفید من"
اصفهان چهار باغ بالا تکیه سیچان
پخش زنده مراسم شام تاسوعاي حسيني بنياد امام صادق (ع) اصفهان

whatsapp://send?url=https://www.aparat.com/u_6531258/live&text=%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85
🏴🏴🏴🏴
🔵 گزارش تصویری مراسم تاسوعای بنیاد فرهنگی آموزشی امام صادق(ع)

◀️ اقامه نماز جماعت

#عصر_پریشانیها
@besadegh1378
🏴🏴🏴
🔵 گزارش تصویری مراسم تاسوعای بنیاد فرهنگی آموزشی امام صادق(ع)

◀️ نمایشگاه عکس (آثار برگزیده مسابقه)

#عصر_پریشانیها
@besadegh1378
🏴🏴🏴
🔵 گزارش تصویری مراسم تاسوعای بنیاد فرهنگی آموزشی امام صادق(ع)

◀️ فضاسازی مفهومی مراسم

#عصر_پریشانیها
@besadegh1378
🏴🏴🏴
🔵 گزارش تصویری مراسم تاسوعای بنیاد فرهنگی آموزشی امام صادق(ع)

◀️ سخنرانی دکتر حسن محدثی
◀️ از دوراهی های کوچک تا دوراهی های بزرگ: حکایت خودآفرینی

#عصر_پریشانیها
@besadegh1378
🏴🏴🏴
🔵 گزارش تصویری مراسم تاسوعای بنیاد فرهنگی آموزشی امام صادق(ع)

#عصر_پریشانیها
@besadegh1378
🏴🏴🏴
🔵 گزارش تصویری مراسم تاسوعای بنیاد فرهنگی آموزشی امام صادق(ع)

#عصر_پریشانیها
@besadegh1378
🏴🏴🏴
🔵 گزارش تصویری مراسم تاسوعای بنیاد فرهنگی آموزشی امام صادق(ع)

◀️ اتاق بازی کودکان

#عصر_پریشانیها
@besadegh1378
🏴🏴🏴
🔵 گزارش تصویری مراسم تاسوعای بنیاد فرهنگی آموزشی امام صادق(ع)

◀️ موسیقی آیینی

#عصر_پریشانیها
@besadegh1378
اعوُذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

☘️ وأَنَّهُمْ يَقُولُونَ مَا لَا يَفْعَلُونَ؛ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَذَكَرُوا اللَّهَ كَثِيرًا وَانْتَصَرُوا مِنْ بَعْدِ مَا ظُلِمُوا ۗ وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ

و سخنانی می‌گویند که (به آنها) عمل نمی‌کنند؟! مگر کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام می‌دهند و خدا را بسیار یاد می کنند، و به هنگامی که مورد ستم واقع می‌شوند به دفاع از خویشتن (و مؤمنان) برمی‌خیزند (و از شعر در این راه کمک می‌گیرند)؛ آنها که ستم کردند به زودی می‌دانند که بازگشتشان به کجاست!

قرآن کریم؛ سوره شعراء، آیه های ۲۲۶ و ۲۲۷
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حسين با بنى عقيل گفت:
🏴🏴🏴
"كشته شدنِ مسلم شما را كفايت كرد، شما برويد! اِذن دادمتان."
گفتند:" سبحان الله!... قسم به خدا چنين نكنيم و به مال و جان و اهل مُواسات كنيم و همه را در راهِ تو دربازيم و كارزار كنيم و هرجا تو روى، ما با تو رويم. زشت باد زندگى پس از تو."
سلام بر حسين و هر آنكه راه آزادگی می‌پيمايد...

🏴عاشورای حسینی تسلیت باد.

@besadegh1378
روایت شده: قمر بنى هاشم به هنگام شهادت سی و چهار ساله بود، و امّ النبین مادر آن حضرت در ماتم او و سه برادر دیگر عباس به بقیع مى رفت و چنان ندبه و گریه میکرد، که هر شخصى از آنجا مى گذشت گریان مى شد، گریستن دوستان عجبى نیست، مروان بن حکم که از بزرگترین دشمنان خاندان نبوّت بود، چون بر ماتم امّ البنین عبور مى کرد، از اثر گریه او گریه مى کرد و این اشعار از امّ البنین در مرثیه قمر بنى هاشم و دیگر پسرانش نقل شده است:

يَا مَنْ رَأَى الْعَبَّاسَ كَرَّ عَلَى جَمَاهِيرِ النَّقَدِ

وَ وَرَاهُ مِنْ أَبْنَاءِ حَيْدَرَ كُلُّ لَيْثٍ ذِي لَبَدٍ

اى كه عباس را ديدى حمله ميكرد بر توده هاى فرومايه

و از فرزندان حيدر هر شير يال دارى دنبال او بود

أُنْبِئْتُ أَنَّ ابْنِي أُصِيبَ بِرَأْسِهِ مَقْطُوعَ يَدٍ

وَيْلِي عَلَى شِبْلِي أَمَالَ بِرَأْسِهِ ضَرْبُ الْعَمَدِ

خبردار شده ام كه به سر فرزندم ضربت وارد شده درحالى كه بريده دست بود

واى بر من بر شير بچه ام كه ضربت عمود سرش را خميده كرد

لَوْ كَانَ سَيْفُكَ فِي يَدِيْكَ

لَمَا دَنَا مِنْهُ أَحَدٌ

اگر شمشيرت در دستت بود

كسى نمى توانست به تو نزديك شود

و نیز از اوست:

لا تَدْعُوِنِّي وَيْكِ أُمَّ الْبَنِينَ

تُذَكِّرِينِي بِلِيُوثِ الْعَرِينِ

واى بر تو مرا ديگر مادر پسران مخوان

كه مرا به ياد شيران بيشه ام مياندازى

كَانَتْ بَنُونَ لِي أُدْعَى بِهِمْ

وَ الْيَوْمَ أَصْبَحْتُ وَ لا مِنْ بَنِينَ

مرا پسرانى بود، كه به آنان خوانده مى شوم

اما امروز براى من پسرانى نيست

أَرْبَعَةٌ مِثْلُ نُسُورِ الرُّبَى

قَدْ وَاصَلُوا الْمَوْتَ بِقَطْعِ الْوَتِينِ

چهار پسر مانند كركسان بلندي ها

كه با بريده شدن رگ حيات يكى پس از ديگرى به مرگ پيوستند

تَنَازَعَ الْخِرْصَانُ أَشْلاءَهُمْ

فَكُلُّهُمْ أَمْسَى صَرِيعاً طَعِينَ

نيزه ها بر پيكرهايشان ستيزه داشتند

همه آنان با تن مجروح به خاك افتادند

يَا لَيْتَ شِعْرِي أَ كَمَا أَخْبَرُوا

بِأَنَّ عَبَّاسا قَطِيعُ الْيَمِينِ

اى كاش مي دانستم آنچنان است كه خبر دادند

اين كه دست عباسم بريده شده بود