🌺🌸🌺
خانم ها بهار حیدر زاده و مریم شب انگیز، دانش آموزان پایه دهم رشته علوم انسانی دبیرستان دخترانه واحد توحید
خبر مسرت بخش، همواره دل را شاد ولحظه ها را ماندگار می سازد، واینک خبر شادمانه موفقیت شما نیز مایه مباهات است .
به همین ترتیب برگزیده شدن شما دو دانش آموز پر تلاش در مرحله اول مسابقه 《ایده کاپ شهرداری 》 را خدمت مجموعه فرهنگی آموزشی امام صادق (ع) و خانواده های بزرگوارتان تبریک عرض می کنیم.
خانم ها بهار حیدر زاده و مریم شب انگیز، دانش آموزان پایه دهم رشته علوم انسانی دبیرستان دخترانه واحد توحید
خبر مسرت بخش، همواره دل را شاد ولحظه ها را ماندگار می سازد، واینک خبر شادمانه موفقیت شما نیز مایه مباهات است .
به همین ترتیب برگزیده شدن شما دو دانش آموز پر تلاش در مرحله اول مسابقه 《ایده کاپ شهرداری 》 را خدمت مجموعه فرهنگی آموزشی امام صادق (ع) و خانواده های بزرگوارتان تبریک عرض می کنیم.
تمامي رخدادهای جهان در ثانيه ها، اتفاق می افتند!
زمانها به يك اندازه ارزشمندند، به شرط استفاده موثر.
اميد كه داشته باشید موفقيت در ثانيه آخر هم می تواند اتفاق افتد
هیچوقت ناامید نشوید و دست از تلاش برندارید.
زمانها به يك اندازه ارزشمندند، به شرط استفاده موثر.
اميد كه داشته باشید موفقيت در ثانيه آخر هم می تواند اتفاق افتد
هیچوقت ناامید نشوید و دست از تلاش برندارید.
فیلم سینمایی Mine:
داستان سربازی است که حین بازگشت از مأموریت در بیابانی برهوت، یکی از پاهایش روی مین میرود اما او بلافاصله متوجه میشود و پای خود را از روی مین برنمیدارد، به همین دلیل مین عمل نمیکند. بنا به دلایلی خودش نمیتواند مین را خنثی کند پس مجبور میشود چندین روز در انتظار نیروی کمکی باقی بماند. اگر پا را بلند کند بلافاصله مین منفجر میشود و مرگ او حتمی خواهد بود. در عین حال خستگی بیش از حد، گرمای روز، سرمای شب، بی خوابی و ایستادنِ مدام، تشنگی و گرسنگی او را از پا درآورده است.
در این حال و روز؛ او به حالتی نیمه هوشیار فرو میرود و مدام خاطرات گذشته اش را مرور میکند. در طی مرور این خاطرات؛ بیننده متوجه میشود که قبل از این اتفاق، این سرباز بارها و بارها بر روی مین های دیگری رفته و آنها را منهدم کرده است. مینِ رابطه عاطفی با همسرش، مینِ دعوا و نزاع با دوستان و همکارانش، مینِ درگیری در کافه با غریبه ها و...
در طول همه اتفاقات و حوادث گذشته، زمانی که پایش روی مین میرفته بلافاصله انفجار رخ میداده و همه چیز نابود میشده است. اما این مین در این بیابان او را وادار میکند تا کاری را انجام دهد که قبل از این انجام نمیداده است، مکث کردن.
او چندین روز مکث میکند تا نیروهای کمکی برسند و مین را خنثی کنند. مکثی طاقت فرسا و بسیار دشوار.
مین در بیابان؛ استعاره ای است از مین هایی که او در روابط عاطفی، خانوادگی، اجتماعی و شغلی خودش منهدم کرده است. این مکثِ چندین روزه در آن بیابان به او می آموزد که اگر فوراً و با عجله به آن حوادث و اتفاقات؛ واکنشی که پیشتر آموخته است را نشان نمیداد، زندگی بهتری را تجربه میکرد.وبه ما می آموزد که این مکث آگاهانه، چیزی است که ما در این زیستن شتابزده، به شدت به آن نیاز داریم.
واکنش های تند و سریع و اتوماتیک به شرایط و اتفاقات؛ واکنشی ناآگاهانه از سوی فعالیت تله ها، عقده ها و سایه های شخصیتی است.
ما به رویدادهای امروزِ زندگیمان همان واکنشی را نشان میدهیم که در گذشته داشته ایم. ما به ناشناخته های امروز بر اساس شناخته های دیروز عکس العمل نشان میدهیم. مکث کردن در هنگام کنش ها و واکنش ها میتواند افقی از انتخاب های جدید را به روی ما بگشاید. امتحان کنیم و در هنگامه یکی از رفتارها یا واکنش هایمان، اندکی مکث کنیم و از خودمان بپرسیم:
آیا این یک مین است؟
آیا این مینی از گذشته است؟
آیا این من هستم که واکنش نشان میدهم یا گذشته من است که دارد فرمان میدهد؟
آیا انتخاب دیگری دارم یا این تنها انتخاب است؟
سایه های شخصیت
یونگ
داستان سربازی است که حین بازگشت از مأموریت در بیابانی برهوت، یکی از پاهایش روی مین میرود اما او بلافاصله متوجه میشود و پای خود را از روی مین برنمیدارد، به همین دلیل مین عمل نمیکند. بنا به دلایلی خودش نمیتواند مین را خنثی کند پس مجبور میشود چندین روز در انتظار نیروی کمکی باقی بماند. اگر پا را بلند کند بلافاصله مین منفجر میشود و مرگ او حتمی خواهد بود. در عین حال خستگی بیش از حد، گرمای روز، سرمای شب، بی خوابی و ایستادنِ مدام، تشنگی و گرسنگی او را از پا درآورده است.
در این حال و روز؛ او به حالتی نیمه هوشیار فرو میرود و مدام خاطرات گذشته اش را مرور میکند. در طی مرور این خاطرات؛ بیننده متوجه میشود که قبل از این اتفاق، این سرباز بارها و بارها بر روی مین های دیگری رفته و آنها را منهدم کرده است. مینِ رابطه عاطفی با همسرش، مینِ دعوا و نزاع با دوستان و همکارانش، مینِ درگیری در کافه با غریبه ها و...
در طول همه اتفاقات و حوادث گذشته، زمانی که پایش روی مین میرفته بلافاصله انفجار رخ میداده و همه چیز نابود میشده است. اما این مین در این بیابان او را وادار میکند تا کاری را انجام دهد که قبل از این انجام نمیداده است، مکث کردن.
او چندین روز مکث میکند تا نیروهای کمکی برسند و مین را خنثی کنند. مکثی طاقت فرسا و بسیار دشوار.
مین در بیابان؛ استعاره ای است از مین هایی که او در روابط عاطفی، خانوادگی، اجتماعی و شغلی خودش منهدم کرده است. این مکثِ چندین روزه در آن بیابان به او می آموزد که اگر فوراً و با عجله به آن حوادث و اتفاقات؛ واکنشی که پیشتر آموخته است را نشان نمیداد، زندگی بهتری را تجربه میکرد.وبه ما می آموزد که این مکث آگاهانه، چیزی است که ما در این زیستن شتابزده، به شدت به آن نیاز داریم.
واکنش های تند و سریع و اتوماتیک به شرایط و اتفاقات؛ واکنشی ناآگاهانه از سوی فعالیت تله ها، عقده ها و سایه های شخصیتی است.
ما به رویدادهای امروزِ زندگیمان همان واکنشی را نشان میدهیم که در گذشته داشته ایم. ما به ناشناخته های امروز بر اساس شناخته های دیروز عکس العمل نشان میدهیم. مکث کردن در هنگام کنش ها و واکنش ها میتواند افقی از انتخاب های جدید را به روی ما بگشاید. امتحان کنیم و در هنگامه یکی از رفتارها یا واکنش هایمان، اندکی مکث کنیم و از خودمان بپرسیم:
آیا این یک مین است؟
آیا این مینی از گذشته است؟
آیا این من هستم که واکنش نشان میدهم یا گذشته من است که دارد فرمان میدهد؟
آیا انتخاب دیگری دارم یا این تنها انتخاب است؟
سایه های شخصیت
یونگ
اللّٰهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتِى تَحْبِسُ الدُّعَاءَ
خدایا! بیامرز برایم آن گناهانی را که دعا را بازمیدارند ...
دعاى كميل
خدایا! بیامرز برایم آن گناهانی را که دعا را بازمیدارند ...
دعاى كميل
اعوُذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
☘️ هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَىٰ عَلَى الْعَرْشِ ۚ يَعْلَمُ مَا يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَمَا يَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا يَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ وَمَا يَعْرُجُ فِيهَا ۖ وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ ۚ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ
او کسی است که آسمانها و زمین را در شش روز [= شش دوران] آفرید؛ سپس بر تخت قدرت قرار گرفت (و به تدبیر جهان پرداخت)؛ آنچه را در زمین فرو میرود میداند، و آنچه را از آن خارج میشود و آنچه از آسمان نازل میگردد و آنچه به آسمان بالا میرود؛ و هر جا باشید او با شما است، و خداوند نسبت به آنچه انجام میدهید بیناست!
قرآن کریم؛ سوره حدید، آیه ۸
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
☘️ هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَىٰ عَلَى الْعَرْشِ ۚ يَعْلَمُ مَا يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَمَا يَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا يَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ وَمَا يَعْرُجُ فِيهَا ۖ وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ ۚ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ
او کسی است که آسمانها و زمین را در شش روز [= شش دوران] آفرید؛ سپس بر تخت قدرت قرار گرفت (و به تدبیر جهان پرداخت)؛ آنچه را در زمین فرو میرود میداند، و آنچه را از آن خارج میشود و آنچه از آسمان نازل میگردد و آنچه به آسمان بالا میرود؛ و هر جا باشید او با شما است، و خداوند نسبت به آنچه انجام میدهید بیناست!
قرآن کریم؛ سوره حدید، آیه ۸
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from بنیاد فرهنگی، آموزشی امام صادق (ع)
با توجه به نزدیکی امتحانات به والدین گرامی توصیه میشود:
- از برنامهی امتحانات فرزند خود اطلاع داشته باشید.
- در ایام امتحانات، مدت زمان استفاده از رسانههای دیداری- شنیداری را به حداقل برسانید.
- از مناسب بودن جایگاه مطالعهی فرزند خود از نظر نور و صدا، سرد یا گرم بودن و محرکهای محیطی مطمئن شوید.
- با رفتار و گفتار آرامش بخش خود، اطمینان و آرامش را به فرزندان منتقل نمایید.
- به آنها در تنظیم زمان مطالعه و استراحت کمک کنید.
- از مقایسه کردن نحوهی درس خواندن فرزند خود با دیگر دانش آموزان پرهیز کنید.
- رفت و آمدها و مهمانیهای فامیلی را به حداقل برسانید.
- به فرزند خود کمک کنید تا به دانش و اندوختهی علمی خود اعتماد کند و در جلسهی امتحان آن چه را میداند و خوانده است، پاسخ گوید.
- به فرزند خود تاکید کنید که پس از شرکت در هر امتحان، صرف نظر از خوب یا بد، موفق یا ناموفق، پروندهی آن را بسته و برای موفقیت در آزمون بعدی همهی تلاش خود را به کار گیرد.
- پس از انجام همهی تلاشهای لازم، اهمیت یاد خدا و توکل به نظر لطف او را به فرزند خود متذکر شوید که میفرماید:
« فمن یتوکل علی الله فهو حسبه »
پس هر که بر خدا توکل کند، خدا او را کفایت میکند
🌿
- از برنامهی امتحانات فرزند خود اطلاع داشته باشید.
- در ایام امتحانات، مدت زمان استفاده از رسانههای دیداری- شنیداری را به حداقل برسانید.
- از مناسب بودن جایگاه مطالعهی فرزند خود از نظر نور و صدا، سرد یا گرم بودن و محرکهای محیطی مطمئن شوید.
- با رفتار و گفتار آرامش بخش خود، اطمینان و آرامش را به فرزندان منتقل نمایید.
- به آنها در تنظیم زمان مطالعه و استراحت کمک کنید.
- از مقایسه کردن نحوهی درس خواندن فرزند خود با دیگر دانش آموزان پرهیز کنید.
- رفت و آمدها و مهمانیهای فامیلی را به حداقل برسانید.
- به فرزند خود کمک کنید تا به دانش و اندوختهی علمی خود اعتماد کند و در جلسهی امتحان آن چه را میداند و خوانده است، پاسخ گوید.
- به فرزند خود تاکید کنید که پس از شرکت در هر امتحان، صرف نظر از خوب یا بد، موفق یا ناموفق، پروندهی آن را بسته و برای موفقیت در آزمون بعدی همهی تلاش خود را به کار گیرد.
- پس از انجام همهی تلاشهای لازم، اهمیت یاد خدا و توکل به نظر لطف او را به فرزند خود متذکر شوید که میفرماید:
« فمن یتوکل علی الله فهو حسبه »
پس هر که بر خدا توکل کند، خدا او را کفایت میکند
🌿
بنیاد فرهنگی، آموزشی امام صادق (ع) pinned «با توجه به نزدیکی امتحانات به والدین گرامی توصیه میشود: - از برنامهی امتحانات فرزند خود اطلاع داشته باشید. - در ایام امتحانات، مدت زمان استفاده از رسانههای دیداری- شنیداری را به حداقل برسانید. - از مناسب بودن جایگاه مطالعهی فرزند خود از نظر نور و صدا،…»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هرگز فکر نکنید باید سال ها قبل
شروع میکردید
این فکر باورهایتان را خراب می کند..
در عوض بگویید...
می خواهم همین الان شروع کنم
وبهترین سالهای زندگی ام را خلق کنم.
شروع میکردید
این فکر باورهایتان را خراب می کند..
در عوض بگویید...
می خواهم همین الان شروع کنم
وبهترین سالهای زندگی ام را خلق کنم.
به استحضار مخاطبین گرامی میرساند:
در طرح مدارس سبز که در سال تحصیلی ۹۸-۹۷ به ابتکار بنیاد فرهنگی آموزشی امام صادق(ع) برای اولین بار در استان اصفهان با محوریت آموزش و فرهنگسازی حفاظت از محیط زیست با موضوعات پنج گانه آب، خاک، هوا، پسماند و گونه های در معرض خطر انقراض ارائه و اجرا شد، سپس در سال جاری توسط اداره ی محترم آموزش و پروش ناحیه ۳ برای اجرا به مدارس این ناحیه ابلاغ گردید، دبیرستان پسرانه امام صادق(ع) - دوره اول مفتخر به کسب رتبه اول در میان کلیه مقاطع تحصیلی این ناحیه گردیده است. کسب این عنوان را به مدیرعامل محترم بنیاد، مدیریت محترم و مسئولین این مرکز آموزشی تبریک عرض مینماییم.
گروه مدرسه سبز دبیرستان پسرانه-دوره اول
در طرح مدارس سبز که در سال تحصیلی ۹۸-۹۷ به ابتکار بنیاد فرهنگی آموزشی امام صادق(ع) برای اولین بار در استان اصفهان با محوریت آموزش و فرهنگسازی حفاظت از محیط زیست با موضوعات پنج گانه آب، خاک، هوا، پسماند و گونه های در معرض خطر انقراض ارائه و اجرا شد، سپس در سال جاری توسط اداره ی محترم آموزش و پروش ناحیه ۳ برای اجرا به مدارس این ناحیه ابلاغ گردید، دبیرستان پسرانه امام صادق(ع) - دوره اول مفتخر به کسب رتبه اول در میان کلیه مقاطع تحصیلی این ناحیه گردیده است. کسب این عنوان را به مدیرعامل محترم بنیاد، مدیریت محترم و مسئولین این مرکز آموزشی تبریک عرض مینماییم.
گروه مدرسه سبز دبیرستان پسرانه-دوره اول
بنیاد فرهنگی، آموزشی امام صادق (ع)
به استحضار مخاطبین گرامی میرساند: در طرح مدارس سبز که در سال تحصیلی ۹۸-۹۷ به ابتکار بنیاد فرهنگی آموزشی امام صادق(ع) برای اولین بار در استان اصفهان با محوریت آموزش و فرهنگسازی حفاظت از محیط زیست با موضوعات پنج گانه آب، خاک، هوا، پسماند و گونه های در معرض…
از جمله اقدامات مهم آموزشی، مرکز در راستای این طرح میتوان موارد زیر را نامبرد:
۱- جداسازی تمامی سطل های زباله ی مدرسه به صورت تر و خشک
۲- برگزاری کارگاههای آموزشی در این راستا توسط مسئول این مرکز
۳- ایجاد چالش ماییم و یک زمین
- شروع فرهنگسازی حذف ظروف یکبار مصرف
- همچنین ایجاد فرهنگسازی زباله نریختن
با شعار در شهر،مدرسه و کلاسمان #زباله_نمی_ریزیم
۴- انتخاب دانش آموزان همیار طبیعت
که وظیفه این دانش آموزان به شرح زیر میباشد:
- نظارت بر پاکیزگی کلاس ها و حیاط
- نظارت بر نحوه تفکیک زباله که توسط همکلاسی هایشان صورت میگیرد
- نظارت بر فرهنگسازی حذف ظروف یکبار مصرف
- آموزش تفکیک زباله به دانشآموزان دیگر
- ساخت پوستر و کشیدن نقاشی با موضوعات محیط زیستی
و ....
۵- شناسایی دانشآموزانی که در رعایت نظافت شخصی، کلاس و تفکیک درست زباله دقت به عمل آوردند و تقدیم لوح تقدیر به آنها توسط خدمتگزار مدرسه
#مدارس_سبز
#مدارس_سبز_بنیاد_امام_صادق
۱- جداسازی تمامی سطل های زباله ی مدرسه به صورت تر و خشک
۲- برگزاری کارگاههای آموزشی در این راستا توسط مسئول این مرکز
۳- ایجاد چالش ماییم و یک زمین
- شروع فرهنگسازی حذف ظروف یکبار مصرف
- همچنین ایجاد فرهنگسازی زباله نریختن
با شعار در شهر،مدرسه و کلاسمان #زباله_نمی_ریزیم
۴- انتخاب دانش آموزان همیار طبیعت
که وظیفه این دانش آموزان به شرح زیر میباشد:
- نظارت بر پاکیزگی کلاس ها و حیاط
- نظارت بر نحوه تفکیک زباله که توسط همکلاسی هایشان صورت میگیرد
- نظارت بر فرهنگسازی حذف ظروف یکبار مصرف
- آموزش تفکیک زباله به دانشآموزان دیگر
- ساخت پوستر و کشیدن نقاشی با موضوعات محیط زیستی
و ....
۵- شناسایی دانشآموزانی که در رعایت نظافت شخصی، کلاس و تفکیک درست زباله دقت به عمل آوردند و تقدیم لوح تقدیر به آنها توسط خدمتگزار مدرسه
#مدارس_سبز
#مدارس_سبز_بنیاد_امام_صادق
ما چنان زندگی می کنیم که گویی همواره در انتظار چیزی بهتر هستیم.
حال آنکه اغلب آرزو می کنیم که ای کاش گذشته بازگردد و بر آن حسرت می خوریم...
آرتور شوپنهاور
حال آنکه اغلب آرزو می کنیم که ای کاش گذشته بازگردد و بر آن حسرت می خوریم...
آرتور شوپنهاور
برگی از تاریخ:
در سفر مظفرالدین شاه به فرنگ فردی در فرانسه قصد داشت او را بکشد. ماجرای این ترور را خود او در سفرنامهاش شرح داده است که میتوانید در ادامه بخوانید:
«امروز که روز ششم توقف ما در پاریس است واقعه عجیب و غریبی روی داد که فضل خداوند تعالی شامل حال ما شده، بهخوشی برگزار نمودیم.
امروز مسیو دلکاسه، وزیر خارجه فرانسه، ما را به کاخ «ورسایل» (ورسای) دعوت کرده است و باید به آنجا برویم. صبح عکاسی آمده چند قسم عکسها را انداخت. بعد خبر کردند کالسکه حاضر است آمدیم پایین سوار کالسکه شدیم. در کالسکه جناب اشرف صدراعظم پهلوی ما نشسته و وزیر دربار رو به روی ما و جنرال مهماندار روبروی صدراعظم پهلوی وزیر دربار بود. سایر نوکرها هم در کالسکههای دیگر عقب سر ما سوار شده آمدند. چون سابقاً به سعدالدوله وزیر مختار خودمان که در بلجیک (بلژیک) اقامت دارد سپرده و فرمایش داده بودیم که چند قسم اتومبیل پیدا کرده بیاورد ابتیاع شود، در این اثنا دم کالسکه آمده عرض کرد اتومبیلها حاضر است. پرسیدیم کجاست عرض کرد در بیرون باغ جلو خیابان نگاه داشتهاند.
از در باغچه که بیرون آمدیم توی کوچه به رسم معمول زن و مرد زیاد به جهت دیدن ما ایستاده بودند و هورا کشیدند ما هم جواب دادیم. قدری که آمدیم، خیابان دیگری است که میپیچد به طرف «بوادبولن برود». از پشت همین باغچه که عمارت منزل ما در آنجاست هنوز زیاده از صد قدم دور نشده بودیم که دیدیم یک طرف خیابان اتومبیلها را نگاه داشتهاند. چشم به طرف آنها انداخته تماشا میکردیم که یکدفعه دیدیم صدای وزیر دربار بلند شده با شخصی گلاویز شده است. نگاه به این طرف کرده دیدیم شخص شقی خبیثی پهلوی کالسکه ما ایستاده یکدستش را به دم کالسکه ما که سرش باز بود گرفته و در دست دیگر طپانچه دارد و سرطپانچه را روی سینه ما گذارده میخواهد آتش بزند. وزیر دربار در کمال جلادت و قوت، بند دست او را گرفته فشار سخت داده دست این خبیث را از روی سینه ما رد کرده سر طپانچه را به هوا نگاه داشته و خودش هم برخاسته میانه ما و او حایل شد که اگر خدای نخواسته تیر رها شود به ما آسیبی نرسیده خودش هدف تیر شود و آن خبیث بد ذات هرچه زور آورد و با دست دیگرش دست وزیر دربار را به سختی میفشرد که بلکه دست او را ول کند وزیر دربار در نهایت قوت قلب مانند شخصی ازجانگذشته دست او را از ما رد کرده مانع اقدام او بود. این خبیث از سوءقصدی که برای ما داشت چون مأیوس شد طپانچه را طوری کشید که به ناحیه چانه وزیر دربار رسید و خواست آتش بدهد ولی حسناتفاق این بود که وزیر دربار انگشت خودش را پشت پاشنه چخماق طپانچه انداخته بود که هرچه پاشنه را این خبیث میکشید و فشار میداد تیر درنمیرفت.
آخر پس از کشمکش و تقلای زیاد وزیر دربار طوری دست او را به قوت فشار داد که طپانچه را ول کرده به دست وزیر دربار آمد و از عقب پلیسها که دوچرخه سوار بودند و مخصوص مواظبت حال ما همه روزه همراهند. یکی از آنها خواسته بود به عجله برسد زمین خورده بود، خود را رساند از عقب یقۀ مرتیکه را گرفته کشید و او را به زمین انداخته گرفت و نگاه داشت و ما با کمال قوت قلب که به فضل خدا داشتیم ابداً وهم و وحشت نکردیم اما جناب اشرف صدراعظم و جنرال مهماندار از بابت حال ما خیلی مضطرب و متوحش شده بودند.
مردم شهر، زن و مرد تماشاچی هم که از اول دیده بودند این مرد از میانه صف جدا شده به طرف ما میآید خیال کرده بودند که دستهگل یا عریضه میخواهد به ما بدهد. وقتی که کشمکش و درآویختن وزیر دربار را با او دیده و طپانچه رولوِر دهلوله را در دست او دیدند که در نهایت جلادت و رشادت از مرتیکه گرفته و از شدت خوشحالی و سرور طپانچه را تکان میدهد اسباب هیجان غریبی در میانه مردم شده یکدفعه فریاد آنها بلند شد که «ویو لو شاه» «ویو لو شاه» (زنده باد شاه ایران) را بنا کردند فریاد خوشوقتی و شادیانه کردند و جماعتی رو به طرف این خبیث هجوم آوردند که او را از دست پلیس گرفته بکشند و همین جا قطعهقطعه نمایند.
اما چون در این گونه موارد باید پلیس به دقت تحقیقات و تفتیشات نماید که این شخص کیست و قصدش چیست آیا همدستی هم دارد یا منحصر به خود اوست و آیا تحریک کسی بوده است یا خیر که مبادا عقبه داشته باشد و بعد از این هم فسادی نمایند، معهذا پلیس به زودی او را از چشم مردم غایب کرده بردند، در عمارت ما حبس کنند تا بعد چه شود و خود ما در حالتی که از این مهلکه و خطر به این بزرگی به فضل خداوند تعالی به سلامت مستخلص شده به جای اینکه ضعف حال، یا پریشان خیالی هم رسانیده یا تصور مراجعت به منزل نماییم، به کالسکهچی فرمودیم بدون معطلی رو به ورسایل برود و راندیم.»
در سفر مظفرالدین شاه به فرنگ فردی در فرانسه قصد داشت او را بکشد. ماجرای این ترور را خود او در سفرنامهاش شرح داده است که میتوانید در ادامه بخوانید:
«امروز که روز ششم توقف ما در پاریس است واقعه عجیب و غریبی روی داد که فضل خداوند تعالی شامل حال ما شده، بهخوشی برگزار نمودیم.
امروز مسیو دلکاسه، وزیر خارجه فرانسه، ما را به کاخ «ورسایل» (ورسای) دعوت کرده است و باید به آنجا برویم. صبح عکاسی آمده چند قسم عکسها را انداخت. بعد خبر کردند کالسکه حاضر است آمدیم پایین سوار کالسکه شدیم. در کالسکه جناب اشرف صدراعظم پهلوی ما نشسته و وزیر دربار رو به روی ما و جنرال مهماندار روبروی صدراعظم پهلوی وزیر دربار بود. سایر نوکرها هم در کالسکههای دیگر عقب سر ما سوار شده آمدند. چون سابقاً به سعدالدوله وزیر مختار خودمان که در بلجیک (بلژیک) اقامت دارد سپرده و فرمایش داده بودیم که چند قسم اتومبیل پیدا کرده بیاورد ابتیاع شود، در این اثنا دم کالسکه آمده عرض کرد اتومبیلها حاضر است. پرسیدیم کجاست عرض کرد در بیرون باغ جلو خیابان نگاه داشتهاند.
از در باغچه که بیرون آمدیم توی کوچه به رسم معمول زن و مرد زیاد به جهت دیدن ما ایستاده بودند و هورا کشیدند ما هم جواب دادیم. قدری که آمدیم، خیابان دیگری است که میپیچد به طرف «بوادبولن برود». از پشت همین باغچه که عمارت منزل ما در آنجاست هنوز زیاده از صد قدم دور نشده بودیم که دیدیم یک طرف خیابان اتومبیلها را نگاه داشتهاند. چشم به طرف آنها انداخته تماشا میکردیم که یکدفعه دیدیم صدای وزیر دربار بلند شده با شخصی گلاویز شده است. نگاه به این طرف کرده دیدیم شخص شقی خبیثی پهلوی کالسکه ما ایستاده یکدستش را به دم کالسکه ما که سرش باز بود گرفته و در دست دیگر طپانچه دارد و سرطپانچه را روی سینه ما گذارده میخواهد آتش بزند. وزیر دربار در کمال جلادت و قوت، بند دست او را گرفته فشار سخت داده دست این خبیث را از روی سینه ما رد کرده سر طپانچه را به هوا نگاه داشته و خودش هم برخاسته میانه ما و او حایل شد که اگر خدای نخواسته تیر رها شود به ما آسیبی نرسیده خودش هدف تیر شود و آن خبیث بد ذات هرچه زور آورد و با دست دیگرش دست وزیر دربار را به سختی میفشرد که بلکه دست او را ول کند وزیر دربار در نهایت قوت قلب مانند شخصی ازجانگذشته دست او را از ما رد کرده مانع اقدام او بود. این خبیث از سوءقصدی که برای ما داشت چون مأیوس شد طپانچه را طوری کشید که به ناحیه چانه وزیر دربار رسید و خواست آتش بدهد ولی حسناتفاق این بود که وزیر دربار انگشت خودش را پشت پاشنه چخماق طپانچه انداخته بود که هرچه پاشنه را این خبیث میکشید و فشار میداد تیر درنمیرفت.
آخر پس از کشمکش و تقلای زیاد وزیر دربار طوری دست او را به قوت فشار داد که طپانچه را ول کرده به دست وزیر دربار آمد و از عقب پلیسها که دوچرخه سوار بودند و مخصوص مواظبت حال ما همه روزه همراهند. یکی از آنها خواسته بود به عجله برسد زمین خورده بود، خود را رساند از عقب یقۀ مرتیکه را گرفته کشید و او را به زمین انداخته گرفت و نگاه داشت و ما با کمال قوت قلب که به فضل خدا داشتیم ابداً وهم و وحشت نکردیم اما جناب اشرف صدراعظم و جنرال مهماندار از بابت حال ما خیلی مضطرب و متوحش شده بودند.
مردم شهر، زن و مرد تماشاچی هم که از اول دیده بودند این مرد از میانه صف جدا شده به طرف ما میآید خیال کرده بودند که دستهگل یا عریضه میخواهد به ما بدهد. وقتی که کشمکش و درآویختن وزیر دربار را با او دیده و طپانچه رولوِر دهلوله را در دست او دیدند که در نهایت جلادت و رشادت از مرتیکه گرفته و از شدت خوشحالی و سرور طپانچه را تکان میدهد اسباب هیجان غریبی در میانه مردم شده یکدفعه فریاد آنها بلند شد که «ویو لو شاه» «ویو لو شاه» (زنده باد شاه ایران) را بنا کردند فریاد خوشوقتی و شادیانه کردند و جماعتی رو به طرف این خبیث هجوم آوردند که او را از دست پلیس گرفته بکشند و همین جا قطعهقطعه نمایند.
اما چون در این گونه موارد باید پلیس به دقت تحقیقات و تفتیشات نماید که این شخص کیست و قصدش چیست آیا همدستی هم دارد یا منحصر به خود اوست و آیا تحریک کسی بوده است یا خیر که مبادا عقبه داشته باشد و بعد از این هم فسادی نمایند، معهذا پلیس به زودی او را از چشم مردم غایب کرده بردند، در عمارت ما حبس کنند تا بعد چه شود و خود ما در حالتی که از این مهلکه و خطر به این بزرگی به فضل خداوند تعالی به سلامت مستخلص شده به جای اینکه ضعف حال، یا پریشان خیالی هم رسانیده یا تصور مراجعت به منزل نماییم، به کالسکهچی فرمودیم بدون معطلی رو به ورسایل برود و راندیم.»
اعوُذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
☘️ وَ مَنْ يَكْسِبْ خَطِيئَةً أَوْ إِثْمًا ثُمَّ يَرْمِ بِهِ بَرِيئًا فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُبِينًا
و کسی که خطا یا گناهی مرتکب شود، سپس بی گناهی را متهم سازد، بار بهتان و گناهِ آشکاری بر دوش گرفته است.
قرآن کریم؛ سوره نساء، آیه ۱۱۲
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
☘️ وَ مَنْ يَكْسِبْ خَطِيئَةً أَوْ إِثْمًا ثُمَّ يَرْمِ بِهِ بَرِيئًا فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُبِينًا
و کسی که خطا یا گناهی مرتکب شود، سپس بی گناهی را متهم سازد، بار بهتان و گناهِ آشکاری بر دوش گرفته است.
قرآن کریم؛ سوره نساء، آیه ۱۱۲
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM