اوریانا فالاچی ( نویسنده ی کتاب نامه به کودکی که هرگز زاده نشد ):
روزانه پنجاه سیگار می کشید.
از ساعت هشت صبح تا شش بعد از ظهر یک سره مشغول کار بود، نه تلفن جواب میداد و نه با کسی تماسی داشت.
دکترش در تعجب بود که چگونه با این که هم سرطان سینه داشت و هم سرطان ریه، هنوز زنده مانده است.
اوریانا در جواب گفته بود: تو به عنوان پزشک باید با من از زندگی حرف بزنی، نه از مرگ
کتاب: نامه به کودکی که هرگز زاده نشد
نوشته ی: اوریانا فالاچی
روزانه پنجاه سیگار می کشید.
از ساعت هشت صبح تا شش بعد از ظهر یک سره مشغول کار بود، نه تلفن جواب میداد و نه با کسی تماسی داشت.
دکترش در تعجب بود که چگونه با این که هم سرطان سینه داشت و هم سرطان ریه، هنوز زنده مانده است.
اوریانا در جواب گفته بود: تو به عنوان پزشک باید با من از زندگی حرف بزنی، نه از مرگ
کتاب: نامه به کودکی که هرگز زاده نشد
نوشته ی: اوریانا فالاچی
شک نداشته باشید ؛
که در سخت ترین شرایط هم
تواناییِ این را دارید که بهترین باشید ...
این خودت هستی که در بدترین حالاتِ روحی هم
می توانید به خودتان فرمانِ شادی و لبخند بدهید و در چشم به هم زدنی حالِ خودتان را خوب کنید ...
گاهی یک تلقینِ مثبتِ "من قوی هستم" ، معجزه می کند ...
نرگس صرافیان
که در سخت ترین شرایط هم
تواناییِ این را دارید که بهترین باشید ...
این خودت هستی که در بدترین حالاتِ روحی هم
می توانید به خودتان فرمانِ شادی و لبخند بدهید و در چشم به هم زدنی حالِ خودتان را خوب کنید ...
گاهی یک تلقینِ مثبتِ "من قوی هستم" ، معجزه می کند ...
نرگس صرافیان
Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نمایش برداشت غیر مسولانه از آبهای زیر زمینی.
کمبو یا بهتر بگوییم بحران کمبود آب را جدی بگیریم.
استان اصفهان در مرز خط قرمز است.
⛲️⛲️⛲️⛲️⛲️
کمبو یا بهتر بگوییم بحران کمبود آب را جدی بگیریم.
استان اصفهان در مرز خط قرمز است.
⛲️⛲️⛲️⛲️⛲️
👆👆👆👆
چگونه انتظارات خود را به کودکان بگوییم که لجبازی نکنند و دستورمان را انجام دهند؟
چگونه انتظارات خود را به کودکان بگوییم که لجبازی نکنند و دستورمان را انجام دهند؟
اوج عزت انسانی است
لطفا تا آخر بخوانید:
🌷🌷🌷🍑🌷🌷🌷
دکتر مرتضی شیخ ، پزشک انسان دوستی است که در دوران کودکی من در مشهد مشغول طبابت بود و کسی از اهالی مشهد نیست که نامی از او یا خاطرهای از او نداشته باشد یا نشنیده باشد.
دکتر شیخ از مردم پولی نمی گرفت و هر کس هرچه می خواست توی صندوقی که کنار میز دکتر بود میانداخت و چون حق ویزیت دکتر 5 ریال تعیین شده بود ( خیلی کمتر از حق ویزیت سایر پزشکان آنزمان)، اکثر مواقع، سر فلزی نوشابه به جای پنج ریالی داخل صندوق انداخته میشد و صدایی شبیه انداختن پول شنیده میشد.
محله ما در مشهد نزدیک کوچه دکتر شیخ است. مادرم از قول دختر دکتر شیخ تعریف می کرد که روزی متوجه شدم، پدر مشغول شستن و ضد عفونی کردن انبوه سر نوشابه های فلزی است!
با تعجب گفتم: پدر بازیتان گرفته است؟ چرا سر نوشابه ها را می شورید؟
و پدر جوابی داد که اشکم را در آورد.
او گفت:
دخترم، مردمی که مراجعه می کنند باید از سر نوشابههای تمیز استفاده کنند تا آلودگی را از جاهای دیگر به مطب نیاورند، این سر نوشابههای تمیز را آخر شب در اطراف مطب میریزم تا مردمی که مراجعه می کنند از اینها که تمیز است استفاده کنند. آخر بعضیها خجالت میکشند که چیزی داخل صندوق مطب نیاندازند.
دوران اواخر عمر و پس از فوت :
در سال 1352 دكتر به علت بيماري سخت بستري مي گردد و مردم بطور خود جوش براي وي مراسم دعا بر پا نمودند و پس از فوت ايشان آنچنان مراسم تشييع با شكوهي براي وي به عمل آوردند كه تا كنون شهر مشهد چنين مراسمي در خود نديده بود .
دكتر شيخ در سال 1355 شمسي پس از چند سال بيماري به ديدار حق شتافت و خيل عظيمي از معشوقان خود را عزادار نمود .
مراسم تشييع با شكوه وي با شهادت امام رضا (ع ) تقارن زماني داشت و توسط مردم قدر شناس مشهد بسيار باشكوه برگزار شد . جلوه اين مراسم زماني بيشتر شد كه شركت كنندگان دسته هاي سوگواري براي شهادت امام رضا (ع) نيز به گروه عزاداران مرحوم دكتر پيوستند .
به حدي كه به استاندار وقت خبر رسيدو وي دستور داد كه پيكر وي را در حرم مطهر به خاك بسپارند ، عليرغم اينكه دكتر سفارش نموده بود وي را در قبرستان عمومي شهر دفن كنند. به هر حال محبت مردم ، توفيق و سعادت همجواري باحضرت رضا(ع) را نصيب ايشان كرد . و بهتر است بدانيم كه در مراسم عزاداري در مسجد حوض لقمان كه توسط مردم براي آخرين وداعها با دكتر برگزارشده بود و خانواده وي نيز حضور داشتند، سخنران مراسم يك فرد درشكه چي بود كه به تقاضاي خود پشت تريبون رفت و در باب خوبيهاي دكتر صحبت كرد.
محدوديت ميزان خدمات رساني، دكتر را بر آن داشت تا در نقاط محروم شهر چندين مطب افتتاح كند . اين مطبها ابتدا در ميدان شهرداري امروز و سپس در نقاط محروم ديگري چون سرشور، فلكه برق و محله نوغان تاسيس شدند.
وي در پاسخ اين سئوال دكتر حسين خديوجم كه مي پرسد : چرا فقط در نقاط محروم مطب زده ايد ؟ مي گويد: چون مردم امكان آمدن به مطب مرا ندارند و اياب و ذهاب ايجاد هزينه مي كند لذا من به ميان آنها رفته ام .
خاطراتی از دکتر شیخ
- نقل از یک سبزی فروش :ابتدا که دکتر در محله سرشور مطب بازکرده بود و من هنوز ایشان را نمی شناختم. هر روز قبل از رفتن به مطب نزد من می آمد و قیمت سبزیها را یادداشت می کرد اما خرید نمی کرد ، پس از چند روز حوصله ام سر رفت و با کمی پرخاش به او گفتم : مگر تو بازرسی که هر روز می آیی و وقت مرا می گیری ؟ وی گفت : خیر، من دکتر شیخ هستم و قیمت سبزیجات را برای آن می پرسم تا ارزانترین آنها را برای بیماران خودم تجویز کنم .
- از دکتر حسین خدیوجم نقل است :روزی در مطب دکتر بودم و او برای بیمارانش آب پاچه تجویز می کرد. از ایشان پرسیدم چرا بجای سوپ جوجه ، آب پاچه تجویز می کنید ؟ ایشان گفتند : چون برای جبران ضعف بدن بیمار مانند سوپ جوجه موثر است و مهمتر آنکه پاچه گوسفند ارزان است .
- روزی در اواخر عمر که دکتر در بستر بیماری بود و همانجا هم بیمار می دید، یکی از فرزندان وی به ایشان پیشنهاد کرد حداقل ویزیت را 5 تومان کنید ، دکتر در جواب گفت : عزیزم من یا دیوانه ام یا پیغمبرم ، اگر دیوانه ام که با دیوانه کاری نمی توانید بکنید و اگر پیغمبرم بیخود می کنید به پیغمبر خدا دستور می دهید .
- روزی مردی از دکتر سئوال می کند: شما چرا با این سن و خستگی ناشی از کار از موتور سیکلت استفاده می کنید؟ دکتر در جواب می گوید :منزل مریضهایی که من به عیادتشان می روم آنقدر پیچ در پیچ است و کوچه های تنگ دارد که هیچ ماشینی از آن نمی تواند عبور کند، بنابراین مجبورم با موتور به عیادتشان بروم .
و آری این اوج عزت انسانی است ، طوری زندگی کند که حتی نام خود را هم به فراموشی بسپارد و بحدی در خدمت مردم و البته برای رضای خالق غرق باشد و پس از مرگ احسان و عظمت کارش آشکار گردد. دکتر شیخ بیش از اینکه دکتر باشد معلمی بود ک
لطفا تا آخر بخوانید:
🌷🌷🌷🍑🌷🌷🌷
دکتر مرتضی شیخ ، پزشک انسان دوستی است که در دوران کودکی من در مشهد مشغول طبابت بود و کسی از اهالی مشهد نیست که نامی از او یا خاطرهای از او نداشته باشد یا نشنیده باشد.
دکتر شیخ از مردم پولی نمی گرفت و هر کس هرچه می خواست توی صندوقی که کنار میز دکتر بود میانداخت و چون حق ویزیت دکتر 5 ریال تعیین شده بود ( خیلی کمتر از حق ویزیت سایر پزشکان آنزمان)، اکثر مواقع، سر فلزی نوشابه به جای پنج ریالی داخل صندوق انداخته میشد و صدایی شبیه انداختن پول شنیده میشد.
محله ما در مشهد نزدیک کوچه دکتر شیخ است. مادرم از قول دختر دکتر شیخ تعریف می کرد که روزی متوجه شدم، پدر مشغول شستن و ضد عفونی کردن انبوه سر نوشابه های فلزی است!
با تعجب گفتم: پدر بازیتان گرفته است؟ چرا سر نوشابه ها را می شورید؟
و پدر جوابی داد که اشکم را در آورد.
او گفت:
دخترم، مردمی که مراجعه می کنند باید از سر نوشابههای تمیز استفاده کنند تا آلودگی را از جاهای دیگر به مطب نیاورند، این سر نوشابههای تمیز را آخر شب در اطراف مطب میریزم تا مردمی که مراجعه می کنند از اینها که تمیز است استفاده کنند. آخر بعضیها خجالت میکشند که چیزی داخل صندوق مطب نیاندازند.
دوران اواخر عمر و پس از فوت :
در سال 1352 دكتر به علت بيماري سخت بستري مي گردد و مردم بطور خود جوش براي وي مراسم دعا بر پا نمودند و پس از فوت ايشان آنچنان مراسم تشييع با شكوهي براي وي به عمل آوردند كه تا كنون شهر مشهد چنين مراسمي در خود نديده بود .
دكتر شيخ در سال 1355 شمسي پس از چند سال بيماري به ديدار حق شتافت و خيل عظيمي از معشوقان خود را عزادار نمود .
مراسم تشييع با شكوه وي با شهادت امام رضا (ع ) تقارن زماني داشت و توسط مردم قدر شناس مشهد بسيار باشكوه برگزار شد . جلوه اين مراسم زماني بيشتر شد كه شركت كنندگان دسته هاي سوگواري براي شهادت امام رضا (ع) نيز به گروه عزاداران مرحوم دكتر پيوستند .
به حدي كه به استاندار وقت خبر رسيدو وي دستور داد كه پيكر وي را در حرم مطهر به خاك بسپارند ، عليرغم اينكه دكتر سفارش نموده بود وي را در قبرستان عمومي شهر دفن كنند. به هر حال محبت مردم ، توفيق و سعادت همجواري باحضرت رضا(ع) را نصيب ايشان كرد . و بهتر است بدانيم كه در مراسم عزاداري در مسجد حوض لقمان كه توسط مردم براي آخرين وداعها با دكتر برگزارشده بود و خانواده وي نيز حضور داشتند، سخنران مراسم يك فرد درشكه چي بود كه به تقاضاي خود پشت تريبون رفت و در باب خوبيهاي دكتر صحبت كرد.
محدوديت ميزان خدمات رساني، دكتر را بر آن داشت تا در نقاط محروم شهر چندين مطب افتتاح كند . اين مطبها ابتدا در ميدان شهرداري امروز و سپس در نقاط محروم ديگري چون سرشور، فلكه برق و محله نوغان تاسيس شدند.
وي در پاسخ اين سئوال دكتر حسين خديوجم كه مي پرسد : چرا فقط در نقاط محروم مطب زده ايد ؟ مي گويد: چون مردم امكان آمدن به مطب مرا ندارند و اياب و ذهاب ايجاد هزينه مي كند لذا من به ميان آنها رفته ام .
خاطراتی از دکتر شیخ
- نقل از یک سبزی فروش :ابتدا که دکتر در محله سرشور مطب بازکرده بود و من هنوز ایشان را نمی شناختم. هر روز قبل از رفتن به مطب نزد من می آمد و قیمت سبزیها را یادداشت می کرد اما خرید نمی کرد ، پس از چند روز حوصله ام سر رفت و با کمی پرخاش به او گفتم : مگر تو بازرسی که هر روز می آیی و وقت مرا می گیری ؟ وی گفت : خیر، من دکتر شیخ هستم و قیمت سبزیجات را برای آن می پرسم تا ارزانترین آنها را برای بیماران خودم تجویز کنم .
- از دکتر حسین خدیوجم نقل است :روزی در مطب دکتر بودم و او برای بیمارانش آب پاچه تجویز می کرد. از ایشان پرسیدم چرا بجای سوپ جوجه ، آب پاچه تجویز می کنید ؟ ایشان گفتند : چون برای جبران ضعف بدن بیمار مانند سوپ جوجه موثر است و مهمتر آنکه پاچه گوسفند ارزان است .
- روزی در اواخر عمر که دکتر در بستر بیماری بود و همانجا هم بیمار می دید، یکی از فرزندان وی به ایشان پیشنهاد کرد حداقل ویزیت را 5 تومان کنید ، دکتر در جواب گفت : عزیزم من یا دیوانه ام یا پیغمبرم ، اگر دیوانه ام که با دیوانه کاری نمی توانید بکنید و اگر پیغمبرم بیخود می کنید به پیغمبر خدا دستور می دهید .
- روزی مردی از دکتر سئوال می کند: شما چرا با این سن و خستگی ناشی از کار از موتور سیکلت استفاده می کنید؟ دکتر در جواب می گوید :منزل مریضهایی که من به عیادتشان می روم آنقدر پیچ در پیچ است و کوچه های تنگ دارد که هیچ ماشینی از آن نمی تواند عبور کند، بنابراین مجبورم با موتور به عیادتشان بروم .
و آری این اوج عزت انسانی است ، طوری زندگی کند که حتی نام خود را هم به فراموشی بسپارد و بحدی در خدمت مردم و البته برای رضای خالق غرق باشد و پس از مرگ احسان و عظمت کارش آشکار گردد. دکتر شیخ بیش از اینکه دکتر باشد معلمی بود ک
را به شاگردان و مریدان مکتبش آموزش داد.
بانظر به حسن اخلاق و روش و سيرت او در امر طبابت و حسن توجه وي به محرومان و تهيدستان بيمارستانی به نام مرحوم دكتر شيخ نامگذاري شده است
بانظر به حسن اخلاق و روش و سيرت او در امر طبابت و حسن توجه وي به محرومان و تهيدستان بيمارستانی به نام مرحوم دكتر شيخ نامگذاري شده است
🍀🍃☘
احتمال موفقیت کسی که در کودکی از طرف خانواده، آموزگاران و دوستان تشویق شده باشد، بسیار بیش تر از کسی است که کم تشویق شده یا هرگز تشویق نشده باشد.
البته استثنا هم وجود دارد، اما استثناها باید برای اثبات حقانیت خود دست به هر کاری بزنند.
کتاب: شفافیت ذهن
نوشته: بتی شاین
ترجمه: زهره زاهدی
احتمال موفقیت کسی که در کودکی از طرف خانواده، آموزگاران و دوستان تشویق شده باشد، بسیار بیش تر از کسی است که کم تشویق شده یا هرگز تشویق نشده باشد.
البته استثنا هم وجود دارد، اما استثناها باید برای اثبات حقانیت خود دست به هر کاری بزنند.
کتاب: شفافیت ذهن
نوشته: بتی شاین
ترجمه: زهره زاهدی
نیایش شبانگاهی
🌸🍄🌸
خوش دارم که در نیمه های شب در سکوت مرموز آسمان و زمین به مناجات برخیزم.
با ستارگان نجوا کنم و قلب خود را به اسرار ناگفتنی آسمان بگشایم.
آرام آرام به عمق کهکشانها صعود نمایم، محو عالم بی نهایت شوم .
از مرزهای علم وجود در گذرم و در وادی ثنا غوطه ور شوم و جز خدا چیزی را احساس نکنم.
🌸🍄🌸
خوش دارم که در نیمه های شب در سکوت مرموز آسمان و زمین به مناجات برخیزم.
با ستارگان نجوا کنم و قلب خود را به اسرار ناگفتنی آسمان بگشایم.
آرام آرام به عمق کهکشانها صعود نمایم، محو عالم بی نهایت شوم .
از مرزهای علم وجود در گذرم و در وادی ثنا غوطه ور شوم و جز خدا چیزی را احساس نکنم.
سلام نام زیبای خداست تقدیم شما 🌷🌷
صبح بخیر 🌷🌷
آیه شریفه از سوره مبارکه یونس تقدیم می گردد 🌸🌸🌺
يونس
أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِّثْلِهِ وَادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُم مِّن دُونِ اللَّهِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ
ﻭﻟﻲ [ ﺍﻳﻦ ﺳﺒﻚ ﻣﻐﺰﺍﻥ ﺑﻲ ﻣﻨﻄﻖ ، ﺩﺭ ﻋﻴﻦ ﺭﻭﺷﻦ ﺑﻮﺩﻥ ﺣﻘﻴﻘﺖ ]ﻣﻰ ﮔﻮﻳﻨﺪ : [ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ] ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺭﻭﻍ ﺑﺎﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ . ﺑﮕﻮ : ﭘﺲ ﺍﮔﺮ [ ﺩﺭ ﺍﺩﻋﺎﻱ ﺧﻮﺩ ] ﺭﺍﺳﺘﮕﻮ ﻫﺴﺘﻴﺪ ، ﺳﻮﺭﻩ ﺍﻱ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺁﻥ ﺑﻴﺎﻭﺭﻳﺪ ، ﻭ ﻫﺮ ﻛﻪ ﺭﺍ ﺟﺰ ﺧﺪﺍ ﻣﻰ ﺗﻮﺍﻧﻴﺪ [ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻳﻦ ﻛﺎﺭ ] ﺑﻪ ﻳﺎﺭﻱ ﺧﻮﺩ ﺩﻋﻮﺕ ﻛﻨﻴﺪ .
🌷🥀🌾🎋🍃🌼💐🌺🌸🌷
صبح بخیر 🌷🌷
آیه شریفه از سوره مبارکه یونس تقدیم می گردد 🌸🌸🌺
يونس
أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِّثْلِهِ وَادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُم مِّن دُونِ اللَّهِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ
ﻭﻟﻲ [ ﺍﻳﻦ ﺳﺒﻚ ﻣﻐﺰﺍﻥ ﺑﻲ ﻣﻨﻄﻖ ، ﺩﺭ ﻋﻴﻦ ﺭﻭﺷﻦ ﺑﻮﺩﻥ ﺣﻘﻴﻘﺖ ]ﻣﻰ ﮔﻮﻳﻨﺪ : [ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ] ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺭﻭﻍ ﺑﺎﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ . ﺑﮕﻮ : ﭘﺲ ﺍﮔﺮ [ ﺩﺭ ﺍﺩﻋﺎﻱ ﺧﻮﺩ ] ﺭﺍﺳﺘﮕﻮ ﻫﺴﺘﻴﺪ ، ﺳﻮﺭﻩ ﺍﻱ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺁﻥ ﺑﻴﺎﻭﺭﻳﺪ ، ﻭ ﻫﺮ ﻛﻪ ﺭﺍ ﺟﺰ ﺧﺪﺍ ﻣﻰ ﺗﻮﺍﻧﻴﺪ [ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻳﻦ ﻛﺎﺭ ] ﺑﻪ ﻳﺎﺭﻱ ﺧﻮﺩ ﺩﻋﻮﺕ ﻛﻨﻴﺪ .
🌷🥀🌾🎋🍃🌼💐🌺🌸🌷
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امام علی(ع):
كَما تُعينُ تُعانُ.
آن گونه كه يارى مى كنى ، يارى مى شوى.
غررالحکم و دررالکلم، حدیث 7209.
كَما تُعينُ تُعانُ.
آن گونه كه يارى مى كنى ، يارى مى شوى.
غررالحکم و دررالکلم، حدیث 7209.
سید محمد شریعتی:معلم قرآن و بینش اسلامی
من برای خودم خط هایی دارم...
دور بعضی چیزها
زیر بعضی چیزها
و روی بعضی چیزها
گاهی خط قرمز
گاهی خط زرد
و گاهی خط سبز
دور بعضی آدمها را خط قرمز کشیده ام
آنها که همیشه سهمی از حس خوبم را به تاراج میبرند...
حسودها ..خودبین ها و مهمتر از همه آنها که همیشه به من دروغ گفتند.....
زیر بعضی ها را خط زرد میکشم....
آدمهایی که تکلیفت را با آنها نمیدانی.
مثل فصلها رنگ عوض میکنند و اعتباری نیست نه به تحسین و نه به تکذیبشان....
روی بعضی چیزها و آدمها را با برگهای سبز خطی میکشم, سبز سبز تا یادم بمانند و یادگار همیشگی ذهنم باشند....
آدمهایی ک شاید همه ی فرقشان و خاص بودنشان در نگاه و کلامشان باشد....
آدمهایی که ساده ی ساده فقط دوستشان دارم
این آدمها را باید قاب گرفت و از مژه ها آویخت تا جلوی چشمت باشند ،تا وجب به وجب نگاهت را شکرگزار بودنشان باشی...
من برای خودم خط هایی دارم...
دور بعضی چیزها
زیر بعضی چیزها
و روی بعضی چیزها
گاهی خط قرمز
گاهی خط زرد
و گاهی خط سبز
دور بعضی آدمها را خط قرمز کشیده ام
آنها که همیشه سهمی از حس خوبم را به تاراج میبرند...
حسودها ..خودبین ها و مهمتر از همه آنها که همیشه به من دروغ گفتند.....
زیر بعضی ها را خط زرد میکشم....
آدمهایی که تکلیفت را با آنها نمیدانی.
مثل فصلها رنگ عوض میکنند و اعتباری نیست نه به تحسین و نه به تکذیبشان....
روی بعضی چیزها و آدمها را با برگهای سبز خطی میکشم, سبز سبز تا یادم بمانند و یادگار همیشگی ذهنم باشند....
آدمهایی ک شاید همه ی فرقشان و خاص بودنشان در نگاه و کلامشان باشد....
آدمهایی که ساده ی ساده فقط دوستشان دارم
این آدمها را باید قاب گرفت و از مژه ها آویخت تا جلوی چشمت باشند ،تا وجب به وجب نگاهت را شکرگزار بودنشان باشی...
Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
دهم مرداد روزی است که ایرانیان باستان جشن چله ی تابستان میگرفتند.
بعد از رد شدن چله ی تابستان هوا شروع به خنک شدن میکند.
⛲️⛲️⛲️⛲️⛲️
بعد از رد شدن چله ی تابستان هوا شروع به خنک شدن میکند.
⛲️⛲️⛲️⛲️⛲️