🌺🌸🌺
در کمال مسرت و افتخار کسب مقام سوم تيمي ومقام دوم دو نفره توسط دانش آموزان دبستان پسرانه واحد توحيد در مسابقات بدمينتون (ناحيه ٣) راخدمت مدير محترم مرکز و مربيان بزرگوارتربيت بدني تبریک و تهنیت عرض نموده ؛ زحمات و تلاش های شما قابل تقدیر و موفقیتهای بیشتر را برایتان آرزومندم باسپاس فروان.
زهره شمس كارشناس تربيت بدني
در کمال مسرت و افتخار کسب مقام سوم تيمي ومقام دوم دو نفره توسط دانش آموزان دبستان پسرانه واحد توحيد در مسابقات بدمينتون (ناحيه ٣) راخدمت مدير محترم مرکز و مربيان بزرگوارتربيت بدني تبریک و تهنیت عرض نموده ؛ زحمات و تلاش های شما قابل تقدیر و موفقیتهای بیشتر را برایتان آرزومندم باسپاس فروان.
زهره شمس كارشناس تربيت بدني
◾🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴
رحلت سید المرسلین صلی الله علیه و اله و شهادت سبط اکبرش امام مجتبی علیه السلام وحضرت امام رضا (ع)بر دوستداران اهل بیت عصمت و طهارت تسلیت باد.
رحلت سید المرسلین صلی الله علیه و اله و شهادت سبط اکبرش امام مجتبی علیه السلام وحضرت امام رضا (ع)بر دوستداران اهل بیت عصمت و طهارت تسلیت باد.
سلام 🍃صبح بخیر
آیه شریفه از سوره مبارکه هود تقدیم می گردد🏴🏴🏴🏴
هود
أَن لَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ أَلِيمٍ
ﻛﻪ ﺟﺰ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﻧﭙﺮﺳﺘﻴﺪ ; ﻣﻦ ﺑﺮ ﺷﻤﺎ ﺍﺯ ﻋﺬﺍﺏ ﺭﻭﺯﻱ ﺩﺭﺩﻧﺎﻙ ﺑﻴﻤﻨﺎﻛﻢ .
🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴
آیه شریفه از سوره مبارکه هود تقدیم می گردد🏴🏴🏴🏴
هود
أَن لَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ أَلِيمٍ
ﻛﻪ ﺟﺰ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﻧﭙﺮﺳﺘﻴﺪ ; ﻣﻦ ﺑﺮ ﺷﻤﺎ ﺍﺯ ﻋﺬﺍﺏ ﺭﻭﺯﻱ ﺩﺭﺩﻧﺎﻙ ﺑﻴﻤﻨﺎﻛﻢ .
🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
یارسول الله!
مثل تودیگر
درپهنه زمین
تکرارنخواهد شد
امابا تکرار
صلوات بر تو
نورحضورت رادر
قلب خوداحساس میکنیم
مثل تودیگر
درپهنه زمین
تکرارنخواهد شد
امابا تکرار
صلوات بر تو
نورحضورت رادر
قلب خوداحساس میکنیم
Forwarded from آیات بر گزیده قرآن
رحلت پیامبر رحمت حضرت محمد مصطفی(ص) و شهادت دو فرزندش امام حسن مجتبی (ع)وامام رضا (ع)تسلیت باد 🏴
سلام
صبح بخیر 🏴🏴
سلام
صبح بخیر 🏴🏴
مراسم سوگواري و ابراز ارادت به پيشگاه امام هشتم شيعيان حضرت امام رضا (ع) .
دبستان پسرانه امام صادق (ع) واحد عباس آباد
دبستان پسرانه امام صادق (ع) واحد عباس آباد
درخبر است ازخواجه رسل :
هر گاه که یکی از بندگان گنه کار پریشان روزگار دست انابت به امید اجابت به درگاه حق جل و علا بردارد ایزد تعالی در وی نظر نکند بازش بخواند باز (دیگربار) اعراض کند بازش به تضرّع و زاری بخواند (باز اعراض فرماید، بار دیگرش به زاری بخواند) حق سبحانه و تعالی فرماید
یا ملائکتی قَد استَحْیَیتُ مِن عبدی و لَیس لَهُ غیری فَقد غَفَرت لَهُ
دعوتش را اجابت کردم و حاجتش بر آوردم که از بسیاری دعا و زاری بنده (دعوتش اجابت کردم وامیدش برآوردم که از بسیاری دعا) همی شرم دارم.
کرم بین و لطف خداوندگار
گنه بنده کرده است و او شرمسار
هر گاه که یکی از بندگان گنه کار پریشان روزگار دست انابت به امید اجابت به درگاه حق جل و علا بردارد ایزد تعالی در وی نظر نکند بازش بخواند باز (دیگربار) اعراض کند بازش به تضرّع و زاری بخواند (باز اعراض فرماید، بار دیگرش به زاری بخواند) حق سبحانه و تعالی فرماید
یا ملائکتی قَد استَحْیَیتُ مِن عبدی و لَیس لَهُ غیری فَقد غَفَرت لَهُ
دعوتش را اجابت کردم و حاجتش بر آوردم که از بسیاری دعا و زاری بنده (دعوتش اجابت کردم وامیدش برآوردم که از بسیاری دعا) همی شرم دارم.
کرم بین و لطف خداوندگار
گنه بنده کرده است و او شرمسار
مهم نیست که زندگی ، چقدر خوب یا بد است ، هر روز که از خواب برخواستی شکر گذار خدا باش ، چرا که ممکن است در جایی دیگر ، شخصی برای زنده ماندن ،در حال تلاش است.
مصطفی ملکیان
خدمتی که رمان میکند در اینکه من خودم را بشناسم و دیگران را بشناسم از خدمتی که فلسفه میکند به مراتب وسیعتر است
دین هم مثل فلسفه بود؛ کلیگوئی میکرد اما رمان کلیگوئی نمیکند. شما در بینوایان ویکتور هوگو، ژان والژان را میشناسید نه یک امر عام را. ما در رمان است که میفهمیم چقدر هر کدام از ما دنیای منحصر به فردی هستیم. در فلسفه و دین اینگونه نیست. وقتی قرآن میگوید: «خلق الانسان هلوعا، اذا مسه الشر جزوعا، و اذا مسه الخیر منوعا» … این واقعیت کلی است. این اگر هم حکم درستی باشد حکم عامی است درباه انسانها اما تفاوت ما را با یکدیگر نشان نمیدهد. ما در رمان تفاوت را میبینیم، میبینیم انسانها علیرغم وجوه اشتراک کموبیشی که با یکدیگر دارند هر کدام دنیای منحصر به فردی دارند که قابل تنظیر و نظیرهسازی نیست. از این نظر خدمتی که رمان میکند در اینکه من خودم را بشناسم و دیگران را بشناسم از خدمتی که فلسفه میکند به مراتب وسیعتر است. ما برخلاف قرصهای آسپرین که یک میلیاردش هم از دستگاه بیرون بیاید مثل هم است، مثل هم نیستیم و اگر کسی گمان بکند ما انسانها مثل هم هستیم از شناخت انسانها واقعاً غافل افتاده و جهل مرکب نسبت به انسانها دارد نه علم. اگر بخواهیم جهل مرکب تبدیل به علم شود باید از کلیگوئیها بیایم و نشان بدهیم که هرانسانی سرنوشت خاص خودش را دارد در عین اینکه سرشت مشترکی هم با دیگر انسانها دارد. رمان خواندن هر بار ما را با یک، دو، سه و N انسان بینظیر دیگر هم مواجه میکند. این طور نیست که هرکسی شجاع باشد سخی هم باشد، بیا انسان شجاع بخیل نشانت بدهم، این طور هم نیست که هر کسی سخیست شجاع هم هست، من سخی بزدل هم نشان میدهد. همه همبستگیهایی را که ما گمان میکنیم در ویژگیهای انسانی وجود دارد بهم میزند و نشان میدهد این همبستگیها توهمی است. ما فکر میکنیم همبستگی وجود دارد بین پولدار بودن و بیرحم بودن، بین فقیر بودن و متواضع بودن، بین صداقت و سخا؛ اصلاً و ابداً اینگونه نیست. همبستگیهای معنادار را که ناشی از تعمیمهای شتابزده است رمان بهم میزند. به نظرم نشان دادن رنگارنگی انسانها فقط با رمان انجام میگیرد. به تعبیر عرفا «لا تکرار فی التجلی» در تجلی خداوند تکرار نیست، هرگز خداوند دو انسان را شبیه به هم نیافریده، هر کدام از ما یک موجود است بینظیر که تکرار نشدهایم و نخواهیم شد که یک دانه از ما وجود دارد، این را من نه در فلسفه میبینم، نه در علوم تجربی انسانی مثل روانشناسی و جامعهشناسی و اقتصاد و نه در عرفان، نه در انسانشناسی تاریخی، نه در دین و مذهب. در شعر شما من را میبینید اما کسی دیگر با من نیست. من شاعر را میبینید ولی کسی دیگر با من نیست. در رمان من به عنوان یک شخصیت با شما به عنوان شخصیت دیگر رمان در دادوستدها میفهمیم که چقدر با هم تفاوت داریم، در عین اینکه البته در یک سلسله امور کلی که فهم آن امور کلی هم فقط به درد تعمیمهای علوم انسانی تجربی و فلسفه میخورد ولی برای ما مسالهای را حل نمیکند و مشکلی را رفع نمیکند.
خدمتی که رمان میکند در اینکه من خودم را بشناسم و دیگران را بشناسم از خدمتی که فلسفه میکند به مراتب وسیعتر است
دین هم مثل فلسفه بود؛ کلیگوئی میکرد اما رمان کلیگوئی نمیکند. شما در بینوایان ویکتور هوگو، ژان والژان را میشناسید نه یک امر عام را. ما در رمان است که میفهمیم چقدر هر کدام از ما دنیای منحصر به فردی هستیم. در فلسفه و دین اینگونه نیست. وقتی قرآن میگوید: «خلق الانسان هلوعا، اذا مسه الشر جزوعا، و اذا مسه الخیر منوعا» … این واقعیت کلی است. این اگر هم حکم درستی باشد حکم عامی است درباه انسانها اما تفاوت ما را با یکدیگر نشان نمیدهد. ما در رمان تفاوت را میبینیم، میبینیم انسانها علیرغم وجوه اشتراک کموبیشی که با یکدیگر دارند هر کدام دنیای منحصر به فردی دارند که قابل تنظیر و نظیرهسازی نیست. از این نظر خدمتی که رمان میکند در اینکه من خودم را بشناسم و دیگران را بشناسم از خدمتی که فلسفه میکند به مراتب وسیعتر است. ما برخلاف قرصهای آسپرین که یک میلیاردش هم از دستگاه بیرون بیاید مثل هم است، مثل هم نیستیم و اگر کسی گمان بکند ما انسانها مثل هم هستیم از شناخت انسانها واقعاً غافل افتاده و جهل مرکب نسبت به انسانها دارد نه علم. اگر بخواهیم جهل مرکب تبدیل به علم شود باید از کلیگوئیها بیایم و نشان بدهیم که هرانسانی سرنوشت خاص خودش را دارد در عین اینکه سرشت مشترکی هم با دیگر انسانها دارد. رمان خواندن هر بار ما را با یک، دو، سه و N انسان بینظیر دیگر هم مواجه میکند. این طور نیست که هرکسی شجاع باشد سخی هم باشد، بیا انسان شجاع بخیل نشانت بدهم، این طور هم نیست که هر کسی سخیست شجاع هم هست، من سخی بزدل هم نشان میدهد. همه همبستگیهایی را که ما گمان میکنیم در ویژگیهای انسانی وجود دارد بهم میزند و نشان میدهد این همبستگیها توهمی است. ما فکر میکنیم همبستگی وجود دارد بین پولدار بودن و بیرحم بودن، بین فقیر بودن و متواضع بودن، بین صداقت و سخا؛ اصلاً و ابداً اینگونه نیست. همبستگیهای معنادار را که ناشی از تعمیمهای شتابزده است رمان بهم میزند. به نظرم نشان دادن رنگارنگی انسانها فقط با رمان انجام میگیرد. به تعبیر عرفا «لا تکرار فی التجلی» در تجلی خداوند تکرار نیست، هرگز خداوند دو انسان را شبیه به هم نیافریده، هر کدام از ما یک موجود است بینظیر که تکرار نشدهایم و نخواهیم شد که یک دانه از ما وجود دارد، این را من نه در فلسفه میبینم، نه در علوم تجربی انسانی مثل روانشناسی و جامعهشناسی و اقتصاد و نه در عرفان، نه در انسانشناسی تاریخی، نه در دین و مذهب. در شعر شما من را میبینید اما کسی دیگر با من نیست. من شاعر را میبینید ولی کسی دیگر با من نیست. در رمان من به عنوان یک شخصیت با شما به عنوان شخصیت دیگر رمان در دادوستدها میفهمیم که چقدر با هم تفاوت داریم، در عین اینکه البته در یک سلسله امور کلی که فهم آن امور کلی هم فقط به درد تعمیمهای علوم انسانی تجربی و فلسفه میخورد ولی برای ما مسالهای را حل نمیکند و مشکلی را رفع نمیکند.
آیه شریفه از سوره مبارکه هود تقدیم می گردد🏴🏴🏴
هود
فَقَالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِن قَوْمِهِ مَا نَرَاكَ إِلَّا بَشَرًا مِّثْلَنَا وَمَا نَرَاكَ اتَّبَعَكَ إِلَّا الَّذِينَ هُمْ أَرَاذِلُنَا بَادِيَ الرَّأْيِ وَمَا نَرَىٰ لَكُمْ عَلَيْنَا مِن فَضْلٍ بَلْ نَظُنُّكُمْ كَاذِبِينَ
ﺍﺷﺮﺍﻑ ﻭ ﺳﺮﺍﻥ ﻛﺎﻓﺮ ﻗﻮﻣﺶ ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﻣﺎ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺟﺰ ﺑﺸﺮﻱ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺧﻮﺩ ﻧﻤﻰ ﺑﻴﻨﻴﻢ ، ﻭ ﻛﺴﻲ ﺭﺍ ﺟﺰ ﻓﺮﻭﻣﺎﻳﮕﺎﻥ ﻛﻪ ﻧﺴﻨﺠﻴﺪﻩ ﻭ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﻧﺪﻳﺸﻪ ﺍﺯ ﺗﻮ ﭘﻴﺮﻭﻱ ﻛﺮﺩﻩ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﻧﻤﻰ ﻛﻨﻴﻢ ، ﻭ ﺑﺮﺍﻱ ﺷﻤﺎ ﻫﻴﭻ ﺑﺮﺗﺮﻱ ﻭ ﻓﻀﻴﻠﺘﻲ ﺑﺮ ﺧﻮﺩ ﻧﻤﻰ ﺑﻴﻨﻴﻢ ، ﺑﻠﻜﻪ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺩﺭﻭﻏﮕﻮ ﻣﻰ ﭘﻨﺪﺍﺭﻳﻢ .
🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴
هود
فَقَالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِن قَوْمِهِ مَا نَرَاكَ إِلَّا بَشَرًا مِّثْلَنَا وَمَا نَرَاكَ اتَّبَعَكَ إِلَّا الَّذِينَ هُمْ أَرَاذِلُنَا بَادِيَ الرَّأْيِ وَمَا نَرَىٰ لَكُمْ عَلَيْنَا مِن فَضْلٍ بَلْ نَظُنُّكُمْ كَاذِبِينَ
ﺍﺷﺮﺍﻑ ﻭ ﺳﺮﺍﻥ ﻛﺎﻓﺮ ﻗﻮﻣﺶ ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﻣﺎ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺟﺰ ﺑﺸﺮﻱ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺧﻮﺩ ﻧﻤﻰ ﺑﻴﻨﻴﻢ ، ﻭ ﻛﺴﻲ ﺭﺍ ﺟﺰ ﻓﺮﻭﻣﺎﻳﮕﺎﻥ ﻛﻪ ﻧﺴﻨﺠﻴﺪﻩ ﻭ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﻧﺪﻳﺸﻪ ﺍﺯ ﺗﻮ ﭘﻴﺮﻭﻱ ﻛﺮﺩﻩ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﻧﻤﻰ ﻛﻨﻴﻢ ، ﻭ ﺑﺮﺍﻱ ﺷﻤﺎ ﻫﻴﭻ ﺑﺮﺗﺮﻱ ﻭ ﻓﻀﻴﻠﺘﻲ ﺑﺮ ﺧﻮﺩ ﻧﻤﻰ ﺑﻴﻨﻴﻢ ، ﺑﻠﻜﻪ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺩﺭﻭﻏﮕﻮ ﻣﻰ ﭘﻨﺪﺍﺭﻳﻢ .
🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امام حسن(ع):
لاتُعاجِلِ الذَّنبَ بِالعُقُوبَةِ واجْعَلْ بَينَهُما لِلاِعتِذارِ طَريقا.
در مجازات خطا كار شتاب مكن و ميان خطا ومجازات، راهى براى عذرخواهى قرار ده.
بحار الأنوار ، جلد 78
⚫️ رحلت پیامبر مهربانی حضرت محمد(ص) و شهادت کریم اهل بیت حضرت امام حسن مجتبی(ع) امام رئوف را تسلیت عرض می کنیم.
لاتُعاجِلِ الذَّنبَ بِالعُقُوبَةِ واجْعَلْ بَينَهُما لِلاِعتِذارِ طَريقا.
در مجازات خطا كار شتاب مكن و ميان خطا ومجازات، راهى براى عذرخواهى قرار ده.
بحار الأنوار ، جلد 78
⚫️ رحلت پیامبر مهربانی حضرت محمد(ص) و شهادت کریم اهل بیت حضرت امام حسن مجتبی(ع) امام رئوف را تسلیت عرض می کنیم.