محمد ترکاشوند:
🌸🌺🌸
مهمترین مشکل پیامبر اسلام با مردم زمان جاهلیت این بود که آنها خدایشان معروف به مهربانی نبود ولی خدای پیامبر مهمترین ویژگی اش مهربانی بود.
وقتی متن صلحنامه حدیبیه بین پیامبر و مشرکین نوشته می شد بالای کاغذ به دستور پیامبر نوشتند بسم الله الرحمن الرحیم، سهیل بن عمرو نماینده مشرکین اعتراض کرد که ما خدای رحمن و رحیم را نمی شناسیم. خدای مردم جاهلیت بزرگ و مقتدر بود و چون شانی بالا و بلند مرتبه داشت، مردم خود را لایق ارتباط مستقیم با او نمی دانستند لذا بت ها را وسیله ای برای تقرب به او قرار داده بودند.
پیامبر برای اثبات مهربانی خدا خیلی زحمت کشید. یعنی خیلی مهربانی کرد. نه زبان تندی داشت و نه دل نامهربانی. پیرمردها را در صف جماعت منتظر گذاشت تا با سوار کردن کودکان بر شانه های خودش، سر مشق مهربانی به همه بدهد. سنگ خورد و دشنام شنید و گذشت کرد و به عیادت یهودی مزاحم رفت و مردم مکه را عفو کرد تا سکه مهربانی رایج شود.
خدایت که مهربان باشد ناخواسته مهربان می شوی.
قدر بسم الله الرحمن الرحیم را بدانیم.
خیلی پیامبر برای این جمله زحمت کشیده است.
🌸🌺🌸
مهمترین مشکل پیامبر اسلام با مردم زمان جاهلیت این بود که آنها خدایشان معروف به مهربانی نبود ولی خدای پیامبر مهمترین ویژگی اش مهربانی بود.
وقتی متن صلحنامه حدیبیه بین پیامبر و مشرکین نوشته می شد بالای کاغذ به دستور پیامبر نوشتند بسم الله الرحمن الرحیم، سهیل بن عمرو نماینده مشرکین اعتراض کرد که ما خدای رحمن و رحیم را نمی شناسیم. خدای مردم جاهلیت بزرگ و مقتدر بود و چون شانی بالا و بلند مرتبه داشت، مردم خود را لایق ارتباط مستقیم با او نمی دانستند لذا بت ها را وسیله ای برای تقرب به او قرار داده بودند.
پیامبر برای اثبات مهربانی خدا خیلی زحمت کشید. یعنی خیلی مهربانی کرد. نه زبان تندی داشت و نه دل نامهربانی. پیرمردها را در صف جماعت منتظر گذاشت تا با سوار کردن کودکان بر شانه های خودش، سر مشق مهربانی به همه بدهد. سنگ خورد و دشنام شنید و گذشت کرد و به عیادت یهودی مزاحم رفت و مردم مکه را عفو کرد تا سکه مهربانی رایج شود.
خدایت که مهربان باشد ناخواسته مهربان می شوی.
قدر بسم الله الرحمن الرحیم را بدانیم.
خیلی پیامبر برای این جمله زحمت کشیده است.
هيچ انسانی به اندازه ی انسانی كه
بسيار سفر كرده
و هزار بار طرز تفكر
و سبک زندگی اش را
عوض كرده، كامل نيست.
لامارتين
بسيار سفر كرده
و هزار بار طرز تفكر
و سبک زندگی اش را
عوض كرده، كامل نيست.
لامارتين
باتشکر فراوان از سر کار خانم توانا نیا رییس دبستان پسرانه واحد شهید مطهری و کادر اجرایی و معلمین عزیز...
درود بر این دانش آموزان وظیفه شناس
🌸🌺🌸🙏🙏🙏🙏👆👆👆👆
درود بر این دانش آموزان وظیفه شناس
🌸🌺🌸🙏🙏🙏🙏👆👆👆👆
*بیستم اسفند جهت عمل جراحی دیسک کمر مراجعه به بیمارستان....
&تا بیست وپنجم وقت عمل نداریم و بیست و پنجمهم آقای دکتر تا بعد از سیزده عید نیستند.
*حتما آقای دکتر در مدارسی درس خوندند که از بیست اسفند کلاساشون تعطیل بوده.
🌺🌸🌺
باتشکر و پوزش ازآن گروه پزشکان عزیز وظیفه شناس که زحماتشون شبانه روزی است و ایام تعطیل و شب و روز نمی شناسند
&تا بیست وپنجم وقت عمل نداریم و بیست و پنجمهم آقای دکتر تا بعد از سیزده عید نیستند.
*حتما آقای دکتر در مدارسی درس خوندند که از بیست اسفند کلاساشون تعطیل بوده.
🌺🌸🌺
باتشکر و پوزش ازآن گروه پزشکان عزیز وظیفه شناس که زحماتشون شبانه روزی است و ایام تعطیل و شب و روز نمی شناسند
Forwarded from بنیاد فرهنگی، آموزشی امام صادق (ع)
💐💐💐💐💐💐💐💐
جشنِ نوروز و حال و هوایِ امروز و نظر دانش آموزانِ پایه اول و دوم نسبت به حضور در مدرسه
۹۷/۱۲/۲۸
دبستان پسرانه-واحدشهیدمطهری
جشنِ نوروز و حال و هوایِ امروز و نظر دانش آموزانِ پایه اول و دوم نسبت به حضور در مدرسه
۹۷/۱۲/۲۸
دبستان پسرانه-واحدشهیدمطهری
🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
💠 به نام حضرت دوست که هر چه داریم از اوست
🌺 خجسته میلاد با سعادت رادمرد عشق و عدالت؛ علی(ع) بر پویندگان راهش مبارک باد. 🌺
اعوُذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ ؛ وَمَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ
سرپرست و دوست واقعی شما فقط خدا و پیامبر اوست، و نیز مؤمنانی [چون علی بن ابی طالب علیه السلام] که همواره نماز را [با شرایط ویژه اش] می خوانند و درحال رکوع به تهیدستان صدقه می دهند ؛ و آنان که خدا و پیامبرش و مؤمنانی [چون امامان معصوم علیهم السلام] را به سرپرستی و دوستی بپذیرند [حزب خدایند و] مسلّماً حزب خدا فقط [همه جا و در هر زمان] پیروزند.
(قرآن کریم؛ سوره مائده، آیات ۵۵ و ۵۶)
🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
💠 به نام حضرت دوست که هر چه داریم از اوست
🌺 خجسته میلاد با سعادت رادمرد عشق و عدالت؛ علی(ع) بر پویندگان راهش مبارک باد. 🌺
اعوُذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ ؛ وَمَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ
سرپرست و دوست واقعی شما فقط خدا و پیامبر اوست، و نیز مؤمنانی [چون علی بن ابی طالب علیه السلام] که همواره نماز را [با شرایط ویژه اش] می خوانند و درحال رکوع به تهیدستان صدقه می دهند ؛ و آنان که خدا و پیامبرش و مؤمنانی [چون امامان معصوم علیهم السلام] را به سرپرستی و دوستی بپذیرند [حزب خدایند و] مسلّماً حزب خدا فقط [همه جا و در هر زمان] پیروزند.
(قرآن کریم؛ سوره مائده، آیات ۵۵ و ۵۶)
🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا الْمُرْتَضَى
الْإِمَامِ التَّقِيِّ النَّقِيِ
وَ حُجَّتِكَ عَلَى مَنْ فَوْقَ الْأَرْضِ
وَ مَنْ تَحْتَ الثَّرَى الصِّدِّيقِ الشَّهِيدِ
صَلاَةً كَثِيرَةً تَامَّةً زَاكِيَةً مُتَوَاصِلَةً مُتَوَاتِرَةً مُتَرَادِفَةً
كَأَفْضَلِ مَا صَلَّيْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَوْلِيَائِكَ
چهارشنبه ها، روز زيارتى امام رضا عليه السلام
الْإِمَامِ التَّقِيِّ النَّقِيِ
وَ حُجَّتِكَ عَلَى مَنْ فَوْقَ الْأَرْضِ
وَ مَنْ تَحْتَ الثَّرَى الصِّدِّيقِ الشَّهِيدِ
صَلاَةً كَثِيرَةً تَامَّةً زَاكِيَةً مُتَوَاصِلَةً مُتَوَاتِرَةً مُتَرَادِفَةً
كَأَفْضَلِ مَا صَلَّيْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَوْلِيَائِكَ
چهارشنبه ها، روز زيارتى امام رضا عليه السلام
Forwarded from بنیاد فرهنگی، آموزشی امام صادق (ع)
« به ذره گر نظر، لطف بوتراب کند
به آسمان رود و کار آفتاب کند »
ولادت امام على عليه السلام مبارکباد
🌹🌺🌹
به آسمان رود و کار آفتاب کند »
ولادت امام على عليه السلام مبارکباد
🌹🌺🌹
S.Mohsen.davazdahemami
https://telegram.me/Fi_Rehabe_Al :
🔶🔶جرعه ای از جام
علی(۳۵۰)🔶🔶
-------------------------------------ا
دری که به باغ اندیشه گشوده ای هزار بار خیبری تر است
《میلادمبارک》
"علی" در مکه بدنیا آمد.سال(۶۰۰)
میلادی، ده سال پیش ازبعثت.سال
هایی از کودکی او ، در خانه پیامبر گذشت.همان سان که بخشی از کودکی محمد، در خانه پدر و مادر علی یعنی ابوطالب و فاطمه بنت اسد، گذشته است(قَدْ عَلِمْتُمْ مَوْضِعِي مِنْ رَسُولِ اللَّهِ بِالْقَرَابَه ِالْقَرِيبَهِ وَ الْمَنْزِلَهِ الْخَصِيصَهِ وَضَعَنِي فِي حِجْرِهِ و َأَنَاوَلَدٌ
یَضُمُّنِي الی صدره.خ۱۹۲)من در نزد پیامبر دارای منزلت بودم. در دامان او بزرگ شدم و هر روز با مرتبه ای از کمال و خلقیات او آشنا می شدم(یرفع لِي فِي كُلِّ يَوْمٍ مِنْ أَخْلاَقِهِ عَلَماویامرًنِي بالاقتدابه.خ۱۹۲)در خلوت غار حرا ، با حبیب خدا بودم.در هنگامه بعثت،من و خدیجه، از اولین ایمان آورندگان بودیم(لَقَدْكَانَ يُجَاوِرُفي كُلِّ سَنَهٍ بِحِرَاءَ.
.لَمْ يَجْمَعْ بَيْتٌ وَاحِدٌيَوْمَئِذٍ فِي الإِْسْلاَم غیرِرَسُول الله وخدیجه وانا ثالثهما اری نورالوحی و الرساله.خ۱۹۲)من شایستگی ها و شان والایی یافتم. (ینحدرعنی السیل ولا یرقی الی الطیر.
خ۳)دانسته هایی را دانستم که اگر شما بدانید، چون ریسمان دلوی، در چاهی عمیق، بر خود می لرزید(بل اندمجت عَلَي مَكْنُونِ عِلْمٍ لَوْ بُحْتُ بِه لاضطرِبْتُمْ اضْطِرَابَ الأَْرْشِيَهِ فِي الطَّوِيّ الْبَعِيدَهِ.خ۵ِ) من در دفاع از حقیقت ، تا پای جان ایستاده ام(وَ اللَّهِ لاَبْنُ أَبِي طَالِبٍ آنَسُ بِالْمَوْتِ مِنَ الطِّفْلِ بِثَدْيِ أُمِّه.خ.۵ِ)با این همه شایستگی ها، محروم شدم و مظلوم(مازلت مدفوعا عن حقی خ۶)اگر از حقم بگویم، مرا جاه طلب گویند(فان اقل یقولواحرص علی الملک.خ۵) اگر ساکت بمانم، مرا ترسو خوانند(وان اسکت یقولواجزع من الموت.خ۵)سالها گذشت تا با رای و انتخاب مردم، حاکم شدم(لولاحضور الحاضر وقیام الحجه بوچودالناصرخ۳)
وقتی به حکومت رسیدم، زندگی و مرام من، تفاوتی نکرد. ساده بود و صمیمی. مثل همیشه ، مثل مردم(ان امامکم قداکتفی من دنیاه بطمریه و من طعمه بقرصیه.نامه۴۵)در دولت
من ،نظارت دقیقی بر مدیران و نزدیکان بود(وابعث لهم العیون.نامه ۵۳)با تبعیض، تجمل، ناکارآمدی و یغماگری اموال مردم، برخورد می کردم (بلغنی..دعاک الی مادبه غنیهم مدعو،فقیرهم مجفو.نامه۴۵)جاه طلب نبودم و به قدرت نچسبیده بودم(والله ماکانت لی فی الخلافه رغبه.خ۲۰۵) مقام، برایم بی ارزش تر از بینی بز بود(ازهدعندی من عفطه عنز. خ۳)می خواستم راستی حاکم شود و ناراستی را بر کنم(الاان اقیم حقااوادفع باطلا خ۳۳)من ماکیاولیست نبودم یعنی برای رسیدن به قدرت و حفظ مقام خویش، از هر وسیله ای سود نجستم(والله مامعاویه بادهی منی لکنه یغدرویفجر.خ۲۰۰)در حکومت و ولایت من ، اگر ستم می شد یا حقی پایمال می شد، حتی اگر بر غیر مسلمان بود، بی تاب و آشفته می شدم و آرزوی مرگ می کردم (وتدخل علی المعاهده ..ولوان امرا مات من بعدهذااسفاماکان به ملوماخ۲۷)هدف
و دغدغه من: کرامت انسان(واکرم نفسک عن کل دنیه. نامه۳۱)، دانش و دانایی(اکثر مدارسه العلما و مناقشه الحکماء.نامه ۵۳)و آزادگی بود(ولاتکن
عبدغیرک فقدجعلک الله حرا.نامه۳۱) آبادانی سرزمین و معیشت مردم، برای من مهم بود(استصلاح اهلهاو عماره بلادها.نامه۵۳) برای خود، مصونیت یا امتیازی قائل نبودم.از مردم می خواستم تا مرا نقد کنند(ولاتکفواعن
مقاله بحق اومشوره بعدل.خ۲۱۶)در نظر من، مردم بدون ترس و دلهره، باید بتوانند انتقاد کنند و نباید مانع و پاسبان باشد(تقعدعنهم جندک و اعوانک من احراسک و شرطک.نامه ۵۳)بر باور من، قدرت باید پاسخگو باشد لذا از خودم شروع کردم وگفتم: پرسیدن،حق شما است(ولک حق المساله خ۱۶۱) من استبداد را باعث: بیراهه رفتن، سرکشی، ریاکاری و عدم بلوغ جامعه می دانم(فمنی الناس بخبط و شماس وتلون واعتراض .خ۳)
من از برتری نقادی بر مداحی در جامعه سخن گفتم. از وارونگی دین و ارزشها(لبس الاسلام لبس الفرومقلوبا.
خ۱۰۸)از ساختن مساجد پر زرق و برق اما خالی از هدایت ودانایی(مساجدهم
عامره من البنا وخراب من الهدی.
حکمت۳۶۹)از فروغ دروغ و غربت راستی(غارالصدق وفاض الکذب.خ۱۰۸)
از شارلاتانیزم دینی و تجارت با دین (یحتلبون الدنیادرها بالدین.نامه۳۳) از ریاکاری، و نفاق میان گفتار و کردار (یقول قول الزاهدین ویعمل عمل الراغبین.خ.۱۶۰)من انسان را مجرد از عقیده اش، دارای حق می دانم(فانهم صنفان امااخ لک فی الدین اونظیرلک فی الخلق.نامه۵۳)آرزوی من، برچیده شدن نادانی و جامعه جاهلی است. همان جا که خردمندان، در بند باشند و ملجم اما نادانان و بی خردان ، مقام داشته باشند و مکرم(بارض عالمها ملجم وجاهلها مکرم خ۲) در نظرمن، غربت و از خود بیگانگی یعنی دوست نداشتن یعنی نبودن"عشق"(فقدالاحبه غربه.حکمت۶۲)
https://telegram.me/Fi_Rehabe_Al :
🔶🔶جرعه ای از جام
علی(۳۵۰)🔶🔶
-------------------------------------ا
دری که به باغ اندیشه گشوده ای هزار بار خیبری تر است
《میلادمبارک》
"علی" در مکه بدنیا آمد.سال(۶۰۰)
میلادی، ده سال پیش ازبعثت.سال
هایی از کودکی او ، در خانه پیامبر گذشت.همان سان که بخشی از کودکی محمد، در خانه پدر و مادر علی یعنی ابوطالب و فاطمه بنت اسد، گذشته است(قَدْ عَلِمْتُمْ مَوْضِعِي مِنْ رَسُولِ اللَّهِ بِالْقَرَابَه ِالْقَرِيبَهِ وَ الْمَنْزِلَهِ الْخَصِيصَهِ وَضَعَنِي فِي حِجْرِهِ و َأَنَاوَلَدٌ
یَضُمُّنِي الی صدره.خ۱۹۲)من در نزد پیامبر دارای منزلت بودم. در دامان او بزرگ شدم و هر روز با مرتبه ای از کمال و خلقیات او آشنا می شدم(یرفع لِي فِي كُلِّ يَوْمٍ مِنْ أَخْلاَقِهِ عَلَماویامرًنِي بالاقتدابه.خ۱۹۲)در خلوت غار حرا ، با حبیب خدا بودم.در هنگامه بعثت،من و خدیجه، از اولین ایمان آورندگان بودیم(لَقَدْكَانَ يُجَاوِرُفي كُلِّ سَنَهٍ بِحِرَاءَ.
.لَمْ يَجْمَعْ بَيْتٌ وَاحِدٌيَوْمَئِذٍ فِي الإِْسْلاَم غیرِرَسُول الله وخدیجه وانا ثالثهما اری نورالوحی و الرساله.خ۱۹۲)من شایستگی ها و شان والایی یافتم. (ینحدرعنی السیل ولا یرقی الی الطیر.
خ۳)دانسته هایی را دانستم که اگر شما بدانید، چون ریسمان دلوی، در چاهی عمیق، بر خود می لرزید(بل اندمجت عَلَي مَكْنُونِ عِلْمٍ لَوْ بُحْتُ بِه لاضطرِبْتُمْ اضْطِرَابَ الأَْرْشِيَهِ فِي الطَّوِيّ الْبَعِيدَهِ.خ۵ِ) من در دفاع از حقیقت ، تا پای جان ایستاده ام(وَ اللَّهِ لاَبْنُ أَبِي طَالِبٍ آنَسُ بِالْمَوْتِ مِنَ الطِّفْلِ بِثَدْيِ أُمِّه.خ.۵ِ)با این همه شایستگی ها، محروم شدم و مظلوم(مازلت مدفوعا عن حقی خ۶)اگر از حقم بگویم، مرا جاه طلب گویند(فان اقل یقولواحرص علی الملک.خ۵) اگر ساکت بمانم، مرا ترسو خوانند(وان اسکت یقولواجزع من الموت.خ۵)سالها گذشت تا با رای و انتخاب مردم، حاکم شدم(لولاحضور الحاضر وقیام الحجه بوچودالناصرخ۳)
وقتی به حکومت رسیدم، زندگی و مرام من، تفاوتی نکرد. ساده بود و صمیمی. مثل همیشه ، مثل مردم(ان امامکم قداکتفی من دنیاه بطمریه و من طعمه بقرصیه.نامه۴۵)در دولت
من ،نظارت دقیقی بر مدیران و نزدیکان بود(وابعث لهم العیون.نامه ۵۳)با تبعیض، تجمل، ناکارآمدی و یغماگری اموال مردم، برخورد می کردم (بلغنی..دعاک الی مادبه غنیهم مدعو،فقیرهم مجفو.نامه۴۵)جاه طلب نبودم و به قدرت نچسبیده بودم(والله ماکانت لی فی الخلافه رغبه.خ۲۰۵) مقام، برایم بی ارزش تر از بینی بز بود(ازهدعندی من عفطه عنز. خ۳)می خواستم راستی حاکم شود و ناراستی را بر کنم(الاان اقیم حقااوادفع باطلا خ۳۳)من ماکیاولیست نبودم یعنی برای رسیدن به قدرت و حفظ مقام خویش، از هر وسیله ای سود نجستم(والله مامعاویه بادهی منی لکنه یغدرویفجر.خ۲۰۰)در حکومت و ولایت من ، اگر ستم می شد یا حقی پایمال می شد، حتی اگر بر غیر مسلمان بود، بی تاب و آشفته می شدم و آرزوی مرگ می کردم (وتدخل علی المعاهده ..ولوان امرا مات من بعدهذااسفاماکان به ملوماخ۲۷)هدف
و دغدغه من: کرامت انسان(واکرم نفسک عن کل دنیه. نامه۳۱)، دانش و دانایی(اکثر مدارسه العلما و مناقشه الحکماء.نامه ۵۳)و آزادگی بود(ولاتکن
عبدغیرک فقدجعلک الله حرا.نامه۳۱) آبادانی سرزمین و معیشت مردم، برای من مهم بود(استصلاح اهلهاو عماره بلادها.نامه۵۳) برای خود، مصونیت یا امتیازی قائل نبودم.از مردم می خواستم تا مرا نقد کنند(ولاتکفواعن
مقاله بحق اومشوره بعدل.خ۲۱۶)در نظر من، مردم بدون ترس و دلهره، باید بتوانند انتقاد کنند و نباید مانع و پاسبان باشد(تقعدعنهم جندک و اعوانک من احراسک و شرطک.نامه ۵۳)بر باور من، قدرت باید پاسخگو باشد لذا از خودم شروع کردم وگفتم: پرسیدن،حق شما است(ولک حق المساله خ۱۶۱) من استبداد را باعث: بیراهه رفتن، سرکشی، ریاکاری و عدم بلوغ جامعه می دانم(فمنی الناس بخبط و شماس وتلون واعتراض .خ۳)
من از برتری نقادی بر مداحی در جامعه سخن گفتم. از وارونگی دین و ارزشها(لبس الاسلام لبس الفرومقلوبا.
خ۱۰۸)از ساختن مساجد پر زرق و برق اما خالی از هدایت ودانایی(مساجدهم
عامره من البنا وخراب من الهدی.
حکمت۳۶۹)از فروغ دروغ و غربت راستی(غارالصدق وفاض الکذب.خ۱۰۸)
از شارلاتانیزم دینی و تجارت با دین (یحتلبون الدنیادرها بالدین.نامه۳۳) از ریاکاری، و نفاق میان گفتار و کردار (یقول قول الزاهدین ویعمل عمل الراغبین.خ.۱۶۰)من انسان را مجرد از عقیده اش، دارای حق می دانم(فانهم صنفان امااخ لک فی الدین اونظیرلک فی الخلق.نامه۵۳)آرزوی من، برچیده شدن نادانی و جامعه جاهلی است. همان جا که خردمندان، در بند باشند و ملجم اما نادانان و بی خردان ، مقام داشته باشند و مکرم(بارض عالمها ملجم وجاهلها مکرم خ۲) در نظرمن، غربت و از خود بیگانگی یعنی دوست نداشتن یعنی نبودن"عشق"(فقدالاحبه غربه.حکمت۶۲)