کودک شوید
✍️مصطفی ملکیان
ویژگیهای پنجگانۀ کودکان از نگاه روسو
روسو میگوید: «ببینید بچهها تا به دست ما بزرگ سالها ضایع نشدهاند، چه ویژگیهای جالبی دارند!». سپس، پنچ ویژگیِ کودکان را میشمارد و معتقد است: این که مسیح در سه انجیل از چهار انجیل میگفت «تا کودک نشوید، وارد ملکوت پدر آسمانی من نمیشوید» به خاطر همین پنج ویژگی است که بچه دارند. امّا این پنچ ویژی اصلاً در ما بزرک سالها نیست.
1️⃣ این که بچهها تا وقتی که احتیاج به چیزی نداشته باشند، سراغاش نمی روند.
یعنی تا گرسنه نشوند سراغ غذا نمیروند. و تا احتیاجاش برطرف شد، از آن چیز دست میکشد. امّا ما بزرگسالها درست عکسِ این هستیم. به چیزی احتیاج پیدا نکرده، به آن اقبال میکنیم. بعد هم که احتیاجمان برآورده شد، باز دست بردار نیستیم.
2️⃣ بچهها در اینجا و اکنون زندگی کردن است.
هیچ بچهای در گذشته و آینده زندگی نمیکند. در اینجا و اکنون زندگی میکند. امّا ما بزرگ سالها در اینجا و اکنون زندگی نمیکنیم.
3️⃣ این که بچهها تظاهر ندارند.
بچه اگر الآن خشم نشان میدهد، واقعاً خشمگین است. امّا ما بزرگسالها گاهی دارد قند توی دلمان آب میشود، ولی، به تظاهر، خشم نشان میدهیم. این به خاطر مصلحتهایی است که در نظر میگیریم. مثلاً میدانیم که احتیاجاتی نسبت به طرف مقابل داریم. به خاطر همین، با این که در دل میخواهیم خونِ طرف را بریزیم، در ظاهر لبخند میزنیم و ماچ و بوسه و صبّحکم الله و.. از این بازیهایی که بلدیم در میآوریم. امّا بچّهها اینجور نیستند. بچّهها اصلاً فیلمبازی نمیکنند. ما دائماً در حال فیلمبازی کردن هستیم. یعنی تهِ دلمان یک چیز است، امّا دستمان پی یک کار دیگر میرود. زبانمان چیزی میگوید، دلمان چیز دیگری. ولی بچهها ظاهر و باطن همیناند که هستند. تا از یک دوستاش بدش میآید، میگوید که : «من با تو قهرم!». با خودش نمیگوید: «بگذار محاسبه کنم ببینم به نفعام هست با او قهر کنم یا نه! اگر قهر کنم، این قهر یک تبعاتی خواهد داشت. مثلاً فردا ممکن است من از پاککن بخواهم و او ندهد. یا اصلاً شاید یک روز شیرینیای داشت که من خیلی دوست داشتم..». ولی وقتی هم که آمد و گفت: «من با تو آشتیام!»، واقعاً دیگر کینهای از طرف به دل ندارد. امّا من و شما خیلی وقتها با هم قهریم، در حالی که واقعاً با هم آشتی هستیم. خیلی وقتها هم با هم آشتیایم، در حالی که واقعاً با هم قهریم. که این دوّمی اش بیشتر است. خب، این بازیها در ما بزرگسالها وجود دارد و در بچهها نیست.
4️⃣ بچهها فاصلۀ بین احساسات عواطفشان خیلی کم است.
نمیدانم شما هیچوقت توجّه کردهاید که گاهی بچه هنوز اشک دارد از چشمهایش میسُرد پایین، هوز به گونهاش نرسیده، ازدیدنِ یک چیزِ خندهدار ميزند زیرِ خنده. امّا مثلاً ما اگر در جلسهای از یک چیزی ناراحت شویم، حالا ولو این که بعد از گذشت زمانی آن ناراحتی برطرف شود و در دل شاد هم باشیم، با خودمان میگوییم نباید به این سرعت شادیمان را بروز دهیم. باید چند ساعتی بگذاریم بگذرد، بعد. میترسیم بگویند: «این چه حالی است که این آقا دارد؟ الآن غمگین بود، حالا میخندد..!». پس سعی میکنیم آهستهآهسته از شادی به غم، و از غم به شادی، تغییر چهره دهیم. چون برایمان مهّم است که دیگران دربارۀ ما چه نظری داشته باشند. امّا بچهها اینجور نیستند.
5️⃣بچهها خیلی گریه میکنند.
ما بزرگسالها گریه کردن را زشت تلقّی میکنیم. نمیدانیم که چقدر، از لحاظ روانی، گریه کردن برایمان سلامت میآورد.
حالا اگر ازهمۀ حرفهایی که ممکن است راجع به این ویژگیها گفته شود بگذریم، بالاخره ژان ژاک روسو میگفت: شما بزرگسالها کدامتان اینجوری هستید؟ هیچ کداممان نیستیم. بعد میگفت: چرا تا وقتی بچه بودید اینگونه بودید، نازنین بودید، و حالا که بزرگ شده اید اینگونه نیستید؟
اوّل تو چنان بُدی که کس چون تو نبود
و آخر تو چنان شدی که کس چون تو مباد..!
✍️مصطفی ملکیان
ویژگیهای پنجگانۀ کودکان از نگاه روسو
روسو میگوید: «ببینید بچهها تا به دست ما بزرگ سالها ضایع نشدهاند، چه ویژگیهای جالبی دارند!». سپس، پنچ ویژگیِ کودکان را میشمارد و معتقد است: این که مسیح در سه انجیل از چهار انجیل میگفت «تا کودک نشوید، وارد ملکوت پدر آسمانی من نمیشوید» به خاطر همین پنج ویژگی است که بچه دارند. امّا این پنچ ویژی اصلاً در ما بزرک سالها نیست.
1️⃣ این که بچهها تا وقتی که احتیاج به چیزی نداشته باشند، سراغاش نمی روند.
یعنی تا گرسنه نشوند سراغ غذا نمیروند. و تا احتیاجاش برطرف شد، از آن چیز دست میکشد. امّا ما بزرگسالها درست عکسِ این هستیم. به چیزی احتیاج پیدا نکرده، به آن اقبال میکنیم. بعد هم که احتیاجمان برآورده شد، باز دست بردار نیستیم.
2️⃣ بچهها در اینجا و اکنون زندگی کردن است.
هیچ بچهای در گذشته و آینده زندگی نمیکند. در اینجا و اکنون زندگی میکند. امّا ما بزرگ سالها در اینجا و اکنون زندگی نمیکنیم.
3️⃣ این که بچهها تظاهر ندارند.
بچه اگر الآن خشم نشان میدهد، واقعاً خشمگین است. امّا ما بزرگسالها گاهی دارد قند توی دلمان آب میشود، ولی، به تظاهر، خشم نشان میدهیم. این به خاطر مصلحتهایی است که در نظر میگیریم. مثلاً میدانیم که احتیاجاتی نسبت به طرف مقابل داریم. به خاطر همین، با این که در دل میخواهیم خونِ طرف را بریزیم، در ظاهر لبخند میزنیم و ماچ و بوسه و صبّحکم الله و.. از این بازیهایی که بلدیم در میآوریم. امّا بچّهها اینجور نیستند. بچّهها اصلاً فیلمبازی نمیکنند. ما دائماً در حال فیلمبازی کردن هستیم. یعنی تهِ دلمان یک چیز است، امّا دستمان پی یک کار دیگر میرود. زبانمان چیزی میگوید، دلمان چیز دیگری. ولی بچهها ظاهر و باطن همیناند که هستند. تا از یک دوستاش بدش میآید، میگوید که : «من با تو قهرم!». با خودش نمیگوید: «بگذار محاسبه کنم ببینم به نفعام هست با او قهر کنم یا نه! اگر قهر کنم، این قهر یک تبعاتی خواهد داشت. مثلاً فردا ممکن است من از پاککن بخواهم و او ندهد. یا اصلاً شاید یک روز شیرینیای داشت که من خیلی دوست داشتم..». ولی وقتی هم که آمد و گفت: «من با تو آشتیام!»، واقعاً دیگر کینهای از طرف به دل ندارد. امّا من و شما خیلی وقتها با هم قهریم، در حالی که واقعاً با هم آشتی هستیم. خیلی وقتها هم با هم آشتیایم، در حالی که واقعاً با هم قهریم. که این دوّمی اش بیشتر است. خب، این بازیها در ما بزرگسالها وجود دارد و در بچهها نیست.
4️⃣ بچهها فاصلۀ بین احساسات عواطفشان خیلی کم است.
نمیدانم شما هیچوقت توجّه کردهاید که گاهی بچه هنوز اشک دارد از چشمهایش میسُرد پایین، هوز به گونهاش نرسیده، ازدیدنِ یک چیزِ خندهدار ميزند زیرِ خنده. امّا مثلاً ما اگر در جلسهای از یک چیزی ناراحت شویم، حالا ولو این که بعد از گذشت زمانی آن ناراحتی برطرف شود و در دل شاد هم باشیم، با خودمان میگوییم نباید به این سرعت شادیمان را بروز دهیم. باید چند ساعتی بگذاریم بگذرد، بعد. میترسیم بگویند: «این چه حالی است که این آقا دارد؟ الآن غمگین بود، حالا میخندد..!». پس سعی میکنیم آهستهآهسته از شادی به غم، و از غم به شادی، تغییر چهره دهیم. چون برایمان مهّم است که دیگران دربارۀ ما چه نظری داشته باشند. امّا بچهها اینجور نیستند.
5️⃣بچهها خیلی گریه میکنند.
ما بزرگسالها گریه کردن را زشت تلقّی میکنیم. نمیدانیم که چقدر، از لحاظ روانی، گریه کردن برایمان سلامت میآورد.
حالا اگر ازهمۀ حرفهایی که ممکن است راجع به این ویژگیها گفته شود بگذریم، بالاخره ژان ژاک روسو میگفت: شما بزرگسالها کدامتان اینجوری هستید؟ هیچ کداممان نیستیم. بعد میگفت: چرا تا وقتی بچه بودید اینگونه بودید، نازنین بودید، و حالا که بزرگ شده اید اینگونه نیستید؟
اوّل تو چنان بُدی که کس چون تو نبود
و آخر تو چنان شدی که کس چون تو مباد..!
به مناسبت هفته کتاب و کتاب خوانی
🌺🌸🌺
یک نقد ...📝
کتاب بیشعوری کتابی ست که شاید بیشتر ما نامش را شنیده ایم و احتمالا خوانده ایم.
بیشعوری کتابیست به طنز در مورد «تجاوز حماقتآمیز اما آگاهانه به حقوق دیگران»، نوشته خاویر کرمنت (به انگلیسی: Xavier Crement) که در سال ۱۹۹۰ منتشر شد.
در مورد درستی یا نادرستی نقد این کتاب پرفروش و پر طرفدار قضاوتی نیست، اما نقد و بررسی متون حتما کار درستی خواهد بود.
در زیر نقد این کتاب توسط یک روان شناس بالینی آمده است.
کتاب را بخوانید، قضاوت کنید.
✍️کتاب"بیشعوری" اولین کتاب از سه گانه خاویر کرمنت است که در سال 1990 به چاپ رسیده است. با هر متر و معیاری این کتاب یک کتاب طنز است نه یک کتاب خیلی خوبِ روانشناسی (آنطور که در برخی رسانهها ازجمله صدا و سیما و توسط مجریانِ مدعی و معروف تبلیغ میشود). پس میشود این کتاب را با عنوان کتاب طنز خواند و کلی هم به آن خندید.
اولین نکتهای که در این کتاب به چشم میخورد این است که حتی یک منبع هم ندارد. یعنی تمام مطالبی که در کتاب میخوانید حاصل تراوشات ذهنِ نویسنده هست. تمام کتابهای علمی، حتی کتابهای نظریهپردازانِ بزرگ که میخواهند نظریهشان را توضیح دهند، منبع دارد و با استناد به منابع هست که نظریه خود را توصیف میکنند.
کتاب کاملاً خالی از مطلب علمی است و زیر و رو کردن آن برای پیدا کردنِ یک مطلبی که بتوان از نظر علمی به آن گیر داد، بی فایده است (احتمالا به همین خاطر است که هیچ نقد جهانی هم به آن نشده است یا حداقل من چیزی پیدا نکردم). قطعاً خواندنِ چنین کتابی برای یک متخصص در حوزه سلامت روان، شبیه به شکنجه است. فقط میتوان گفت تقلیل تمامِ رفتارهای نابهنجارِ افراد در حوزه بین فردی به یک واژه غیر علمی، کاملاً غلط به نظر میرسد. واژهای که نه تنها در مجامع علمی جایی ندارد بلکه استفاده آن در در مکانهای رسمی هم کمی با اغماض انجام میشود (asshole).
چرا چنین کتابهایی با استقبال رو به رو میشوند؟
زبانِ چنین کتابهایی به فرهنگ عامه بسیار نزدیک است و افراد با خواندن آن حالِ بسیار خوبی پیدا کرده و احساس کنترل و قدرت میکنند، که این حسها لزوماً با خواندن کتابهایِ علمی به دست نمیآید. نمونه چنین کتابهایی در بازار زیاد است که با عناوین هیجان انگیز، بسیار پر فروش هم هستند، عناوینی مانند موفقیت نامحدود، راز ثروتمند شدن، اعتماد به نفس در 10 روز و ... . به قول دکتر قربانی، چنین کتبی نه تنها در ارتقا سلامت روانی جامعه نقشی ندارند، بلکه از یک سو با شعلهور ساختن تمایلاتِ خودشیفتهوارِ خوانندگان مشکلات هیجانی و رفتاری را در بلند مدت تشدید میکنند و از سوی دیگر به سبب فقدان پشتوانههای پژوهشی فرایند نهادینه سازی علم را در جامعه مختل میسازند. از بزرگترین مشکلات ما در جامعه "منبعگریزی" است. شایعات در کشور ما به راحتی دست به دست میشوند و چون وجهه جذابی دارند، کسی به دنبال پیگیری ماجرا نمیرود. چنین کتابهایی نیز خاصیتی مشابه دارند و افراد را با دکوری زیبا فریب میدهند که نهایتاً فرد چنین توهمی را در سر میپروراند که کلی کتاب روانشناسی خوانده و حالا این اجازه را دارد که هر کسی را بررسی کند و به آنها برچسب بچسباند.
نوید یوسفی (روانشناس بالینی)👇👇
🌺🌸🌺
یک نقد ...📝
کتاب بیشعوری کتابی ست که شاید بیشتر ما نامش را شنیده ایم و احتمالا خوانده ایم.
بیشعوری کتابیست به طنز در مورد «تجاوز حماقتآمیز اما آگاهانه به حقوق دیگران»، نوشته خاویر کرمنت (به انگلیسی: Xavier Crement) که در سال ۱۹۹۰ منتشر شد.
در مورد درستی یا نادرستی نقد این کتاب پرفروش و پر طرفدار قضاوتی نیست، اما نقد و بررسی متون حتما کار درستی خواهد بود.
در زیر نقد این کتاب توسط یک روان شناس بالینی آمده است.
کتاب را بخوانید، قضاوت کنید.
✍️کتاب"بیشعوری" اولین کتاب از سه گانه خاویر کرمنت است که در سال 1990 به چاپ رسیده است. با هر متر و معیاری این کتاب یک کتاب طنز است نه یک کتاب خیلی خوبِ روانشناسی (آنطور که در برخی رسانهها ازجمله صدا و سیما و توسط مجریانِ مدعی و معروف تبلیغ میشود). پس میشود این کتاب را با عنوان کتاب طنز خواند و کلی هم به آن خندید.
اولین نکتهای که در این کتاب به چشم میخورد این است که حتی یک منبع هم ندارد. یعنی تمام مطالبی که در کتاب میخوانید حاصل تراوشات ذهنِ نویسنده هست. تمام کتابهای علمی، حتی کتابهای نظریهپردازانِ بزرگ که میخواهند نظریهشان را توضیح دهند، منبع دارد و با استناد به منابع هست که نظریه خود را توصیف میکنند.
کتاب کاملاً خالی از مطلب علمی است و زیر و رو کردن آن برای پیدا کردنِ یک مطلبی که بتوان از نظر علمی به آن گیر داد، بی فایده است (احتمالا به همین خاطر است که هیچ نقد جهانی هم به آن نشده است یا حداقل من چیزی پیدا نکردم). قطعاً خواندنِ چنین کتابی برای یک متخصص در حوزه سلامت روان، شبیه به شکنجه است. فقط میتوان گفت تقلیل تمامِ رفتارهای نابهنجارِ افراد در حوزه بین فردی به یک واژه غیر علمی، کاملاً غلط به نظر میرسد. واژهای که نه تنها در مجامع علمی جایی ندارد بلکه استفاده آن در در مکانهای رسمی هم کمی با اغماض انجام میشود (asshole).
چرا چنین کتابهایی با استقبال رو به رو میشوند؟
زبانِ چنین کتابهایی به فرهنگ عامه بسیار نزدیک است و افراد با خواندن آن حالِ بسیار خوبی پیدا کرده و احساس کنترل و قدرت میکنند، که این حسها لزوماً با خواندن کتابهایِ علمی به دست نمیآید. نمونه چنین کتابهایی در بازار زیاد است که با عناوین هیجان انگیز، بسیار پر فروش هم هستند، عناوینی مانند موفقیت نامحدود، راز ثروتمند شدن، اعتماد به نفس در 10 روز و ... . به قول دکتر قربانی، چنین کتبی نه تنها در ارتقا سلامت روانی جامعه نقشی ندارند، بلکه از یک سو با شعلهور ساختن تمایلاتِ خودشیفتهوارِ خوانندگان مشکلات هیجانی و رفتاری را در بلند مدت تشدید میکنند و از سوی دیگر به سبب فقدان پشتوانههای پژوهشی فرایند نهادینه سازی علم را در جامعه مختل میسازند. از بزرگترین مشکلات ما در جامعه "منبعگریزی" است. شایعات در کشور ما به راحتی دست به دست میشوند و چون وجهه جذابی دارند، کسی به دنبال پیگیری ماجرا نمیرود. چنین کتابهایی نیز خاصیتی مشابه دارند و افراد را با دکوری زیبا فریب میدهند که نهایتاً فرد چنین توهمی را در سر میپروراند که کلی کتاب روانشناسی خوانده و حالا این اجازه را دارد که هر کسی را بررسی کند و به آنها برچسب بچسباند.
نوید یوسفی (روانشناس بالینی)👇👇
امام علی(ع):
اَلنُّصْحُ بَيْنَ الْمَلَأ تَقْريعٌ.
نصيحت كردن در حضور ديگران، خُرد كردن شخصيت است.
شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد، جلد 20، صفحه 341
اَلنُّصْحُ بَيْنَ الْمَلَأ تَقْريعٌ.
نصيحت كردن در حضور ديگران، خُرد كردن شخصيت است.
شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد، جلد 20، صفحه 341
🌺🌸🌺
همزمان با پایان هفته کتاب و کتاب خوانی لازم می داند از زحمات و تلاش های سرکار خانم پولادی مدیریت محترم پیش دبستانی دخترانه امام صادق (ع) که معرفی کتاب های این هفته را در کانال بنیاد بر عهده داشتند، تقدیر و تشکر نماید.
دفتر بنیاد فرهنگی آموزشی امام صادق (ع)
همزمان با پایان هفته کتاب و کتاب خوانی لازم می داند از زحمات و تلاش های سرکار خانم پولادی مدیریت محترم پیش دبستانی دخترانه امام صادق (ع) که معرفی کتاب های این هفته را در کانال بنیاد بر عهده داشتند، تقدیر و تشکر نماید.
دفتر بنیاد فرهنگی آموزشی امام صادق (ع)
آشنایی با برخی از انتشارات بنیاد فرهنگی آموزشی امام صادق (ع )👇👇
Forwarded from آیات بر گزیده قرآن
سلام 🍃صبح بخیر 🌷🌷
آیه شریفه از سوره مبارکه هود تقدیم می گردد 🌸🌸🌺
هود
قَالَ سَآوِي إِلَىٰ جَبَلٍ يَعْصِمُنِي مِنَ الْمَاءِ قَالَ لَا عَاصِمَ الْيَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِلَّا مَن رَّحِمَ وَحَالَ بَيْنَهُمَا الْمَوْجُ فَكَانَ مِنَ الْمُغْرَقِينَ
ﮔﻔﺖ : ﺑﻪ ﺯﻭﺩﻱ ﺑﻪ ﻛﻮﻫﻲ ﻛﻪ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ [ ﺍﻳﻦ ]ﺁﺏ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭﺩ ، ﭘﻨﺎﻩ ﻣﻰ ﺑﺮم . ﻧﻮﺡ ﮔﻔﺖ : ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻋﺬﺍﺏ ﺧﺪﺍ ﻫﻴﭻ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭﻧﺪﻩ ﺍﻱ ﻧﻴﺴﺖ ﻣﮕﺮ ﻛﺴﻲ ﻛﻪ [ ﺧﺪﺍ ﺑﺮ ﺍﻭ ]ﺭﺣﻢ ﻛﻨﺪ . ﻭ ﻣﻮﺝ ﻣﻴﺎﻥ ﺁﻥ ﺩﻭ ﺣﺎﻳﻞ ﺷﺪ ﻭ ﭘﺴﺮ ﺍﺯ ﻏﺮﻕ ﺷﺪﮔﺎﻥ ﮔﺮﺩﻳﺪ .(43)
@ayatebargozideyeQuran
🌷🌾🌺🎋🥀🌸🍃🌼💐🌷
آیه شریفه از سوره مبارکه هود تقدیم می گردد 🌸🌸🌺
هود
قَالَ سَآوِي إِلَىٰ جَبَلٍ يَعْصِمُنِي مِنَ الْمَاءِ قَالَ لَا عَاصِمَ الْيَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِلَّا مَن رَّحِمَ وَحَالَ بَيْنَهُمَا الْمَوْجُ فَكَانَ مِنَ الْمُغْرَقِينَ
ﮔﻔﺖ : ﺑﻪ ﺯﻭﺩﻱ ﺑﻪ ﻛﻮﻫﻲ ﻛﻪ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ [ ﺍﻳﻦ ]ﺁﺏ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭﺩ ، ﭘﻨﺎﻩ ﻣﻰ ﺑﺮم . ﻧﻮﺡ ﮔﻔﺖ : ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻋﺬﺍﺏ ﺧﺪﺍ ﻫﻴﭻ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭﻧﺪﻩ ﺍﻱ ﻧﻴﺴﺖ ﻣﮕﺮ ﻛﺴﻲ ﻛﻪ [ ﺧﺪﺍ ﺑﺮ ﺍﻭ ]ﺭﺣﻢ ﻛﻨﺪ . ﻭ ﻣﻮﺝ ﻣﻴﺎﻥ ﺁﻥ ﺩﻭ ﺣﺎﻳﻞ ﺷﺪ ﻭ ﭘﺴﺮ ﺍﺯ ﻏﺮﻕ ﺷﺪﮔﺎﻥ ﮔﺮﺩﻳﺪ .(43)
@ayatebargozideyeQuran
🌷🌾🌺🎋🥀🌸🍃🌼💐🌷
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM