مجید منشوری معلم ریاضی:
عیبها و شکستهای من همچون موفقیتها و استعدادهایم، همگی از برکات الهی هستند و من همه را به او محول میکنم.
ماهاتما گاندی
عیبها و شکستهای من همچون موفقیتها و استعدادهایم، همگی از برکات الهی هستند و من همه را به او محول میکنم.
ماهاتما گاندی
Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سلام آخرین شب داغِ چله تابستانی بخیر....
ایام بکام!!
🌺🌸🌺⛲️⛲️⛲️⛲️⛲️🍄⛲️⛲️⛲️⛲️⛲️
ایام بکام!!
🌺🌸🌺⛲️⛲️⛲️⛲️⛲️🍄⛲️⛲️⛲️⛲️⛲️
سلام نام زیبای خداست تقدیم شما 🌷🌷
صبح بخیر 🌷🌷🌷
آیه شریفه از سوره مبارکه یونس تقدیم می گردد🌸🌸🌺
بَلْ كَذَّبُوا بِمَا لَمْ يُحِيطُوا بِعِلْمِهِ وَلَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُهُ كَذَٰلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الظَّالِمِينَ
ﺁﺭﻱ ، [ ﻋﺠﻮﻟﺎﻧﻪ ]ﺣﻘﻴﻘﺘﻲ ﺭﺍ ﺗﻜﺬﻳﺐ ﻛﺮﺩﻧﺪ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻣﻌﺎﺭﻑ ﻭ ﻣﻔﺎﻫﻴﻤﺶ ﺍﺣﺎﻃﻪ ﻧﺪﺍﺷﺘﻨﺪ ﻭ ﻫﻨﻮﺯ ﺗﻔﺴﻴﺮ ﻋﻴﻨﻲ ﻭ ﺗﺤﻘّﻖ ﻭ ﻇﻬﻮﺭ ﺁﻳﺎﺗﺶ [ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻗﻴﺎﻣﺖ ﺍﻧﺠﺎم ﻣﻰ ﮔﻴﺮﺩ ] ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻧﺎﻥ ﻧﻴﺎﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ ، ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﭘﻴﺶ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﺑﻮﺩﻧﺪ [ ﻧﻴﺰ ﺁﻳﺎﺕ ﺍﻟﻬﻲ ﻭ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮﺍﻥ ﺭﺍ ] ﺍﻳﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﺗﻜﺬﻳﺐ ﻛﺮﺩﻧﺪ ; ﭘﺲ ﺑﺎ ﺗﺄﻣﻞ ﺑﻨﮕﺮ ﻛﻪ ﺳﺮﺍﻧﺠﺎم ﺳﺘﻤﻜﺎﺭﺍﻥ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﻮﺩ ؟
🌷🥀🌾🎋🍃🌺🌸🌼🌷
صبح بخیر 🌷🌷🌷
آیه شریفه از سوره مبارکه یونس تقدیم می گردد🌸🌸🌺
بَلْ كَذَّبُوا بِمَا لَمْ يُحِيطُوا بِعِلْمِهِ وَلَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُهُ كَذَٰلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الظَّالِمِينَ
ﺁﺭﻱ ، [ ﻋﺠﻮﻟﺎﻧﻪ ]ﺣﻘﻴﻘﺘﻲ ﺭﺍ ﺗﻜﺬﻳﺐ ﻛﺮﺩﻧﺪ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻣﻌﺎﺭﻑ ﻭ ﻣﻔﺎﻫﻴﻤﺶ ﺍﺣﺎﻃﻪ ﻧﺪﺍﺷﺘﻨﺪ ﻭ ﻫﻨﻮﺯ ﺗﻔﺴﻴﺮ ﻋﻴﻨﻲ ﻭ ﺗﺤﻘّﻖ ﻭ ﻇﻬﻮﺭ ﺁﻳﺎﺗﺶ [ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻗﻴﺎﻣﺖ ﺍﻧﺠﺎم ﻣﻰ ﮔﻴﺮﺩ ] ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻧﺎﻥ ﻧﻴﺎﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ ، ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﭘﻴﺶ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﺑﻮﺩﻧﺪ [ ﻧﻴﺰ ﺁﻳﺎﺕ ﺍﻟﻬﻲ ﻭ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮﺍﻥ ﺭﺍ ] ﺍﻳﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﺗﻜﺬﻳﺐ ﻛﺮﺩﻧﺪ ; ﭘﺲ ﺑﺎ ﺗﺄﻣﻞ ﺑﻨﮕﺮ ﻛﻪ ﺳﺮﺍﻧﺠﺎم ﺳﺘﻤﻜﺎﺭﺍﻥ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﻮﺩ ؟
🌷🥀🌾🎋🍃🌺🌸🌼🌷
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✍️اندرز فيلسوفان: با پيادهروی مغز خود را توانمند کنید.
🔵🧢🔵
نشريه معتبر "فلسفه" آخرين ويژهنامه خود "راهپيمايی" را به ارتباط ميان راه رفتن و توانمندی در انديشيدن اختصاص داده و از ديد روانشناسی و فلسفه به اين موضوع پرداخته است. در اين نوشته نگاه گذرايی به اين ويژهنامه افكندهايم.
تاريخ فلسفه به نوعی با راه رفتن همگام و همراه بوده است. مكتب مشائيون يا همان روندگان كه نسبت آن به ارسطو میرسد گواه اين ادعا است. نيچه ميگويد: "تا میشود نبايد نشست و به انديشهای كه در هوای آزاد زاده نشده باور داشت".
🍀كورت بايِرتس استاد فلسفه در دانشگاه مونستِر در غرب آلمان، كتاب مفصلی درباره "راه رفتن سرپا، تاريخ انسانشناختی انديشه" نوشته و در آن به "پيوند تنگاتنگ رفتن و انديشيدن" پرداخته است. او در گفتگو با كاترين نيومارك سردبير ويژهنامه يادشده میگويد: «فيلسوفان دوره باستان ستارهها و اجرام آسمانی را جزو خدايان میدانستند و میگفتند که آدم از يك بخش فرودين پست زمينی يعنی تن و يك بخش فرازين آسمانی يعنی سر تشكيل شده و به همين دليل انسان سرپا راه میرود تا به آسمان و خدايان نزديكتر باشد".
بايِرتس در ادامه میگويد كه فيلسوفان به ويژه انديشمندان روزگار نوين ما پيادهروی و انديشيدن را جدا از يكديگر نمیدانند و حتا شوپِنهاور كه راه رفتن را "تعويق سقوط" میداند، بر اين كار پا میفشارد.
☘مارتين دورو يكی از نويسندگان ويژهنامه در نوشتار خود به گذرگاههای فيلسوفان و پژوهشگرانی اشاره دارد كه پيادهروی را از الزامهای روزانه خود شمردهاند: میگويند ایمانوئل كانت فقط دو بار در زندگی پيادهروی روزانه خود را قطع كرد: يكبار برای آگاهی يافتن از اوضاع انقلاب كبير فرانسه و بار ديگر برای خواندن كتاب اِميل اثر ژان ژاك روسو. امروزه مسیر پيادهروی كانت در زادگاه او كونيگسبرگ يا كالينينگراد امروزی به افتخار او "كوی فلسفه" نامگذاری شده است.
☘كلو ريپِرت نويسنده ديگر ويژهنامه به راهپيمايان پژوهشي، سياسی و مذهبی اشاره كرده و از مهاتما گاندی و مارتينلوتِر كينگ ياد میكند كه در سخنرانی تاريخی خود در سال ۱۹۶۳ در واشينگتن عليه نژادپرستی گفت: «ما به هر رنگی كه باشيم، بايد با هم راهپيمايی كنيم. ما نمیتوانيم تنها برويم و همچنان كه میرويم بايد اقرار كنيم كه به راه خود ادامه میدهيم و نمیتوانيم بازگرديم».
☘ريپِرت همچنين به راهپيمايی عظيم مائو تسه دون در سال ۱۹۳۴ اشاره میكند كه يكصد هزار تن را به دنبال خود كشاند. اين راهپيمايی را سرآغاز نظام كمونيستی در جمهوری خلق چين دانستهاند.
در بخش ديگری از اين ويژهنامه پرفسور گِرد كِمپِرمان، استاد بنام رشته مغز و اعصاب در دانشگاه درِسدِن، درباره تأثير پيادهروی در توانمندسازی مغز گفتگو كرده است.
🍀كاترين نيومارك از آقای كِمپِرمان میپرسد: "فيلسوفان از دوران باستان تا كنون بر اين باور بودهاند كه راه رفتن قدرت انديشيدن را تقويت میكند. پژوهشگران امروزين در اين باره چه میگويند؟
🍀كمپِرمان: «نخست اينكه پرداختن به موضوع راه رفتن و انديشيدن يا لااقل حركت و آموزش به فيلسوفان و پژوهشگران محدود نميشود. كافیست نگاهی به روشها و روند كار هنرپيشگانی بيندازيم كه نقشهاشان را حين قدم زدن از بر میكنند يا دانشآموزانی كه در حال راه رفتن زبان ياد میگيرند. امروزه كارشناسان مغز و اعصاب پی بردهاند كه بخش هيپوكامپوس مغز يعنی همان بخشی كه به هدايت حافظه بلندمدت مربوط میشود، در برابر ريتم واكنش مثبت نشان میدهد.»
پروفسور كِمپِرمان در سخنان خود به اين نتيجه میرسد كه چون مغز در پيوند با حركت پديد آمده است پس بايد راهپيمايی و پيادهروي، تأثير مثبت زیادی در توانمندسازی آن داشته باشد.»
این استاد دانشگاه تمركز در حالت نشسته را هميشه درست نمیداند و تأكيد میكند كه دانشآموزان تنها با ورزش میتوانند بازده حافظه و سطح هوش خود را بالا ببرند.
🔵🧢🔵
نشريه معتبر "فلسفه" آخرين ويژهنامه خود "راهپيمايی" را به ارتباط ميان راه رفتن و توانمندی در انديشيدن اختصاص داده و از ديد روانشناسی و فلسفه به اين موضوع پرداخته است. در اين نوشته نگاه گذرايی به اين ويژهنامه افكندهايم.
تاريخ فلسفه به نوعی با راه رفتن همگام و همراه بوده است. مكتب مشائيون يا همان روندگان كه نسبت آن به ارسطو میرسد گواه اين ادعا است. نيچه ميگويد: "تا میشود نبايد نشست و به انديشهای كه در هوای آزاد زاده نشده باور داشت".
🍀كورت بايِرتس استاد فلسفه در دانشگاه مونستِر در غرب آلمان، كتاب مفصلی درباره "راه رفتن سرپا، تاريخ انسانشناختی انديشه" نوشته و در آن به "پيوند تنگاتنگ رفتن و انديشيدن" پرداخته است. او در گفتگو با كاترين نيومارك سردبير ويژهنامه يادشده میگويد: «فيلسوفان دوره باستان ستارهها و اجرام آسمانی را جزو خدايان میدانستند و میگفتند که آدم از يك بخش فرودين پست زمينی يعنی تن و يك بخش فرازين آسمانی يعنی سر تشكيل شده و به همين دليل انسان سرپا راه میرود تا به آسمان و خدايان نزديكتر باشد".
بايِرتس در ادامه میگويد كه فيلسوفان به ويژه انديشمندان روزگار نوين ما پيادهروی و انديشيدن را جدا از يكديگر نمیدانند و حتا شوپِنهاور كه راه رفتن را "تعويق سقوط" میداند، بر اين كار پا میفشارد.
☘مارتين دورو يكی از نويسندگان ويژهنامه در نوشتار خود به گذرگاههای فيلسوفان و پژوهشگرانی اشاره دارد كه پيادهروی را از الزامهای روزانه خود شمردهاند: میگويند ایمانوئل كانت فقط دو بار در زندگی پيادهروی روزانه خود را قطع كرد: يكبار برای آگاهی يافتن از اوضاع انقلاب كبير فرانسه و بار ديگر برای خواندن كتاب اِميل اثر ژان ژاك روسو. امروزه مسیر پيادهروی كانت در زادگاه او كونيگسبرگ يا كالينينگراد امروزی به افتخار او "كوی فلسفه" نامگذاری شده است.
☘كلو ريپِرت نويسنده ديگر ويژهنامه به راهپيمايان پژوهشي، سياسی و مذهبی اشاره كرده و از مهاتما گاندی و مارتينلوتِر كينگ ياد میكند كه در سخنرانی تاريخی خود در سال ۱۹۶۳ در واشينگتن عليه نژادپرستی گفت: «ما به هر رنگی كه باشيم، بايد با هم راهپيمايی كنيم. ما نمیتوانيم تنها برويم و همچنان كه میرويم بايد اقرار كنيم كه به راه خود ادامه میدهيم و نمیتوانيم بازگرديم».
☘ريپِرت همچنين به راهپيمايی عظيم مائو تسه دون در سال ۱۹۳۴ اشاره میكند كه يكصد هزار تن را به دنبال خود كشاند. اين راهپيمايی را سرآغاز نظام كمونيستی در جمهوری خلق چين دانستهاند.
در بخش ديگری از اين ويژهنامه پرفسور گِرد كِمپِرمان، استاد بنام رشته مغز و اعصاب در دانشگاه درِسدِن، درباره تأثير پيادهروی در توانمندسازی مغز گفتگو كرده است.
🍀كاترين نيومارك از آقای كِمپِرمان میپرسد: "فيلسوفان از دوران باستان تا كنون بر اين باور بودهاند كه راه رفتن قدرت انديشيدن را تقويت میكند. پژوهشگران امروزين در اين باره چه میگويند؟
🍀كمپِرمان: «نخست اينكه پرداختن به موضوع راه رفتن و انديشيدن يا لااقل حركت و آموزش به فيلسوفان و پژوهشگران محدود نميشود. كافیست نگاهی به روشها و روند كار هنرپيشگانی بيندازيم كه نقشهاشان را حين قدم زدن از بر میكنند يا دانشآموزانی كه در حال راه رفتن زبان ياد میگيرند. امروزه كارشناسان مغز و اعصاب پی بردهاند كه بخش هيپوكامپوس مغز يعنی همان بخشی كه به هدايت حافظه بلندمدت مربوط میشود، در برابر ريتم واكنش مثبت نشان میدهد.»
پروفسور كِمپِرمان در سخنان خود به اين نتيجه میرسد كه چون مغز در پيوند با حركت پديد آمده است پس بايد راهپيمايی و پيادهروي، تأثير مثبت زیادی در توانمندسازی آن داشته باشد.»
این استاد دانشگاه تمركز در حالت نشسته را هميشه درست نمیداند و تأكيد میكند كه دانشآموزان تنها با ورزش میتوانند بازده حافظه و سطح هوش خود را بالا ببرند.
🍀🍃☘🍀
حتی لاک پشت ها هم هنگامی که بدانند به کجا می روند
زودتر از خرگوش ها به مقصد میرسند
حتی لاک پشت ها هم هنگامی که بدانند به کجا می روند
زودتر از خرگوش ها به مقصد میرسند
اطلاعیه:
🌎🌍🌏
همان طور که بارها اعلام گردیده اولیاء و دانش آموزان محترم می توانند نقطه نظرات و انتقادات خود را از طریق صندوق مکاتبه با مدیر عامل که در مراکز آموزشی نصب می باشد و یا ایمیل بنیاد به نشانی modir.besadegh@gmail.com جهت اطلاع مدیرعامل محترم ارسال نمایند . خواهشمند است از ارسال پیام به ادمین کانال خودداری فرمائید.
لازم به ذکر است تمامی انتقادات و پیشنهادات توسط شخص مدیرعامل ملاحظه و پاسخ داده خواهد شد.
دفتر بنیاد فرهنگی آموزشی امام صادق (ع)
🌎🌍🌏
همان طور که بارها اعلام گردیده اولیاء و دانش آموزان محترم می توانند نقطه نظرات و انتقادات خود را از طریق صندوق مکاتبه با مدیر عامل که در مراکز آموزشی نصب می باشد و یا ایمیل بنیاد به نشانی modir.besadegh@gmail.com جهت اطلاع مدیرعامل محترم ارسال نمایند . خواهشمند است از ارسال پیام به ادمین کانال خودداری فرمائید.
لازم به ذکر است تمامی انتقادات و پیشنهادات توسط شخص مدیرعامل ملاحظه و پاسخ داده خواهد شد.
دفتر بنیاد فرهنگی آموزشی امام صادق (ع)
✅ امام علی(ع):
لَوسَكَتَ الجاهِلُ مَااختَلَفَ النّاسُ.
اگر نادان خاموشى مى گزيد ، مردم دچار اختلاف نمى شدند.
بحار الأنوار، جلد 78، صفحه 81
لَوسَكَتَ الجاهِلُ مَااختَلَفَ النّاسُ.
اگر نادان خاموشى مى گزيد ، مردم دچار اختلاف نمى شدند.
بحار الأنوار، جلد 78، صفحه 81
🍄🍄🍄
درتابستان کمترسیراستفاده کنید زیراباعث بهم خوردن تعادل دماومایعات بدن میگردد وبدنبال آن میتواند باعث بیماریهای پوستی،راشهای قرمز رنگ برروی پوست،آکنه،احساس سوزش و آسیب کبدی شود.
درتابستان کمترسیراستفاده کنید زیراباعث بهم خوردن تعادل دماومایعات بدن میگردد وبدنبال آن میتواند باعث بیماریهای پوستی،راشهای قرمز رنگ برروی پوست،آکنه،احساس سوزش و آسیب کبدی شود.
سلام صبح آدینه تون بخیر 🌷🌷
آیه شریفه از سوره مبارکه یونس تقدیم می گردد🌸🌸🌺
يونس
وَمِنْهُم مَّن يُؤْمِنُ بِهِ وَمِنْهُم مَّن لَّا يُؤْمِنُ بِهِ وَرَبُّكَ أَعْلَمُ بِالْمُفْسِدِينَ
ﻭ ﮔﺮﻭﻫﻲ ﺍﺯ ﻣﺮﺩم ﺑﻪ ﻗﺮﺁﻥ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﻣﻰ ﺁﻭﺭﻧﺪ ﻭ ﮔﺮﻭﻫﻲ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﻧﻤﻰ ﺁﻭﺭﻧﺪ ; ﻭ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺕ ﺑﻪ ﻣﻔﺴﺪﺍﻥ ، ﺩﺍﻧﺎﺗﺮ ﺍﺳﺖ .
🌷🥀🌾🎋🌸🌼🌺💐🌷
آیه شریفه از سوره مبارکه یونس تقدیم می گردد🌸🌸🌺
يونس
وَمِنْهُم مَّن يُؤْمِنُ بِهِ وَمِنْهُم مَّن لَّا يُؤْمِنُ بِهِ وَرَبُّكَ أَعْلَمُ بِالْمُفْسِدِينَ
ﻭ ﮔﺮﻭﻫﻲ ﺍﺯ ﻣﺮﺩم ﺑﻪ ﻗﺮﺁﻥ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﻣﻰ ﺁﻭﺭﻧﺪ ﻭ ﮔﺮﻭﻫﻲ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﻧﻤﻰ ﺁﻭﺭﻧﺪ ; ﻭ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺕ ﺑﻪ ﻣﻔﺴﺪﺍﻥ ، ﺩﺍﻧﺎﺗﺮ ﺍﺳﺖ .
🌷🥀🌾🎋🌸🌼🌺💐🌷
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سلام:
وقت بخیر،ایام بکام!!
وقت بخیر،ایام بکام!!
✅ نوشته دکتر سعید مهرپور به همسرشان که به تازگی بخاطر سرطان به دیار باقی شتافتند،روحشان شاد و در جوار حضرت حق آسوده باد.
⚫️🔵⚫️🌲
مریم عزیزم سلام . من در چهل و یک سالگی به بسیاری از آن چیزهایی که امروز آرزوی جوانان و دانشجویان است رسیده ام. پزشک ، جراح ، فوق تخصص ، استاد و حتی رییس ! اما امروز بعد از این راهِ دراز و پر مشقّت ، یک آرزو بیشتر ندارم . همه این ها را که برشمردم را پس بدهم . در عوض لحظه ای کنارِ تو بنشینم ، در چشمانت نگاه کنم و فنجان چایی با هم بنوشیم و این بار قول میدهم که چای را نه یکباره و داغ که با آرامش و پا به پای تو بنوشم.
مریم عزیزم ؛ این روزها جوانترها آنچنان برای پیشرفت ، عجله دارند که نگاهِ مادر ؛ نفسِ پدر و عشقِ همسر را نمی بینند و برای رسیدنِ هر چه سریعتر به قله ، بسیاری را در دامنه جای میگذارند .
مریم عزیزم ، من پشیمانم از تمامِ شبهایی که صحبتِ تو را نمی شنیدم و به فکرِ تشویقِ حاضرینِ در سخنرانیِ فردایم بودم. من پشیمانم.
مریم جان بگذار جوانترها را نصیحتی کنم .
در بالای قلّه ها و آن سوی ابرها خبری نیست ، هر چه هست در دامنه زندگی شماست.
⚫️🔵⚫️🌲
مریم عزیزم سلام . من در چهل و یک سالگی به بسیاری از آن چیزهایی که امروز آرزوی جوانان و دانشجویان است رسیده ام. پزشک ، جراح ، فوق تخصص ، استاد و حتی رییس ! اما امروز بعد از این راهِ دراز و پر مشقّت ، یک آرزو بیشتر ندارم . همه این ها را که برشمردم را پس بدهم . در عوض لحظه ای کنارِ تو بنشینم ، در چشمانت نگاه کنم و فنجان چایی با هم بنوشیم و این بار قول میدهم که چای را نه یکباره و داغ که با آرامش و پا به پای تو بنوشم.
مریم عزیزم ؛ این روزها جوانترها آنچنان برای پیشرفت ، عجله دارند که نگاهِ مادر ؛ نفسِ پدر و عشقِ همسر را نمی بینند و برای رسیدنِ هر چه سریعتر به قله ، بسیاری را در دامنه جای میگذارند .
مریم عزیزم ، من پشیمانم از تمامِ شبهایی که صحبتِ تو را نمی شنیدم و به فکرِ تشویقِ حاضرینِ در سخنرانیِ فردایم بودم. من پشیمانم.
مریم جان بگذار جوانترها را نصیحتی کنم .
در بالای قلّه ها و آن سوی ابرها خبری نیست ، هر چه هست در دامنه زندگی شماست.
از شهرستان آمده بود، سلام كرد و پشت اسليت نشست
جواب سلامش را گفتم و به معاينه مشغول شدم
ديد چشم چپش در حد درک نور، كاتاراكتی بسيار پيشرفته .
-سن ات چقدره؟! چه مدتيه چشمت اینجوری شده؟!
-١٦ سالمه، از بچگي ديابت داشتم چندماهيه كه كلا نميبينم.
به جوان همراهش كه ده سالي بزرگتر از او بود رو كردم :
- چرا اينقدر دير؟
سرش را پايين انداخت :
-حالا ميشه كاري براش كرد ؟!
-عملش ميكنم، موفقيت در درمان بستگي به وضعيت شبكيه دارد ، زودتر اورده بوديد شانس موفقيت بيشتر بود.
نگاهي حسرت بار به پسرك كرد و نگاهي به پذيرشي كه برايش مينوشتم، سوالش را از چشمان نگرانش خواندم:
-پذيرشش را برای بيمارستان دولتی نوشتم، هزينه زيادی ندارد نگران نباشيد.
-انگار دنيا را به او داده باشند، خدا خيرت بده اقاي دكتر
-فقط عمل ايشان خاص است و بايد برای عمل رضايت مخصوص بدهيد، خودش و ولی او ...
-غير از من كسي همراهش نيست.
-خواستم بپرسم نسبت شما .....چشمم به پسرك افتاد كه با پشت استين اشكش را پاك ميكرد، نپرسيدم
پسرك را برای ريختن قطره و اماده شدن جهت معاينات تكميلی به اطاق مجاور فرستادم تا با خيال راحت پاسخ سوالات و فضولی های گل كرده ام را بجويم:
-عمل شروع درمان است، بخاطر ديابتش بايد تحت نظر باشد و كارهای لازم روی شبكيه انجام شود...چرا اينقدر دير مراجعه كرديد؟! پدر و مادرش؟! نسبت شما با او....؟!
-اين پسر در فقر مطلق است، پدرش به سختی توان سير كردن شكم فرزندانش را دارد...نسبت قومی با او ندارم، چند روزی مرخصي گرفتم تا پی درمان او باشم ...
-هزينه اش؟!
-با خودم...
بر دلم تحسين همت بلند اين جوان بود و بر دستانم شرمی كه قلم را روی برگ پذيرش به حركت در اورد " رايگان " ...
فردا روز عمل شد و از اقبال خوبش لنز مرغوبی كه از قبل داشتيم و مناسبش بود در چشمش گذاشتم
ذهنم مشغول او بود و فكرم در گرو روح بزرگ انسانهايی گمنام و امروز عصر كه پانسمان از چشمش برميدارم..
پانسمان را برداشتم، آرام و با ترس چشمانش را باز كرد سری در اطاق گردانيد و بعد آن نگاهي به من و نگاهي به جوان همراهش:
اقا داريم ميبينيم، اقا داريم ميبينيم.
اشك اقا معلم سرازير شد، با سر و چشم نگاهی به سقف انداخت و زيرلب خدايا شكرت، پسرك را بغل كرد و سرش را بوسيد.
موقع رفتن گفت خدا رو شكر كه شما رو سر راه ما گذاشت تا چشم اين پسر....
اشتباه ميكرد، در اين وانفسايی كه كمتر خبر خوبی از جايی ميرسد خدا او را سر راه معلمش گذاشته بود تا منجی چشم پسرك باشد
دكتر سيد محمد ميرهاشمی
جراح و متخصص چشم
جواب سلامش را گفتم و به معاينه مشغول شدم
ديد چشم چپش در حد درک نور، كاتاراكتی بسيار پيشرفته .
-سن ات چقدره؟! چه مدتيه چشمت اینجوری شده؟!
-١٦ سالمه، از بچگي ديابت داشتم چندماهيه كه كلا نميبينم.
به جوان همراهش كه ده سالي بزرگتر از او بود رو كردم :
- چرا اينقدر دير؟
سرش را پايين انداخت :
-حالا ميشه كاري براش كرد ؟!
-عملش ميكنم، موفقيت در درمان بستگي به وضعيت شبكيه دارد ، زودتر اورده بوديد شانس موفقيت بيشتر بود.
نگاهي حسرت بار به پسرك كرد و نگاهي به پذيرشي كه برايش مينوشتم، سوالش را از چشمان نگرانش خواندم:
-پذيرشش را برای بيمارستان دولتی نوشتم، هزينه زيادی ندارد نگران نباشيد.
-انگار دنيا را به او داده باشند، خدا خيرت بده اقاي دكتر
-فقط عمل ايشان خاص است و بايد برای عمل رضايت مخصوص بدهيد، خودش و ولی او ...
-غير از من كسي همراهش نيست.
-خواستم بپرسم نسبت شما .....چشمم به پسرك افتاد كه با پشت استين اشكش را پاك ميكرد، نپرسيدم
پسرك را برای ريختن قطره و اماده شدن جهت معاينات تكميلی به اطاق مجاور فرستادم تا با خيال راحت پاسخ سوالات و فضولی های گل كرده ام را بجويم:
-عمل شروع درمان است، بخاطر ديابتش بايد تحت نظر باشد و كارهای لازم روی شبكيه انجام شود...چرا اينقدر دير مراجعه كرديد؟! پدر و مادرش؟! نسبت شما با او....؟!
-اين پسر در فقر مطلق است، پدرش به سختی توان سير كردن شكم فرزندانش را دارد...نسبت قومی با او ندارم، چند روزی مرخصي گرفتم تا پی درمان او باشم ...
-هزينه اش؟!
-با خودم...
بر دلم تحسين همت بلند اين جوان بود و بر دستانم شرمی كه قلم را روی برگ پذيرش به حركت در اورد " رايگان " ...
فردا روز عمل شد و از اقبال خوبش لنز مرغوبی كه از قبل داشتيم و مناسبش بود در چشمش گذاشتم
ذهنم مشغول او بود و فكرم در گرو روح بزرگ انسانهايی گمنام و امروز عصر كه پانسمان از چشمش برميدارم..
پانسمان را برداشتم، آرام و با ترس چشمانش را باز كرد سری در اطاق گردانيد و بعد آن نگاهي به من و نگاهي به جوان همراهش:
اقا داريم ميبينيم، اقا داريم ميبينيم.
اشك اقا معلم سرازير شد، با سر و چشم نگاهی به سقف انداخت و زيرلب خدايا شكرت، پسرك را بغل كرد و سرش را بوسيد.
موقع رفتن گفت خدا رو شكر كه شما رو سر راه ما گذاشت تا چشم اين پسر....
اشتباه ميكرد، در اين وانفسايی كه كمتر خبر خوبی از جايی ميرسد خدا او را سر راه معلمش گذاشته بود تا منجی چشم پسرك باشد
دكتر سيد محمد ميرهاشمی
جراح و متخصص چشم
آدمی که طرز تلقی و افکارش را عوض نمیکند مثل آب راکدی است که محل زیست سوسمارهای خطرناک میشود.
ویلیام بلیک
ویلیام بلیک