بنیاد فرهنگی، آموزشی امام صادق (ع)
4.13K subscribers
7.61K photos
1.12K videos
87 files
1.5K links
برای ارتباط با مدیریت کانال با شناسه زیر در تماس باشید @besadegh_admin
Download Telegram
Forwarded from ￶
پای مکتب #علامه_محمدتقی_جعفری

گفت گفت تو چونان در سوزن است
از دل من تا دل تو روزن است
انسان هشيار مي‌تواند از لحن کلام، هدف گوينده را تشخيص دهد
کلامِ مخلوط با خلاف واقع را، به بودن سوزن در نان تشبيه مي‌کند. اگرچه نان طعام خوردني است و در ظاهر امر، باکي از خوردن آن نيست‌، ولي ممکن است سوزني در آن فرو رفته باشد که وقتی انسان نان را در دهان گذاشت، احساس کند.
دريافت قلبي را از سبک کلام گوينده به روزنه قلب تشبيه مي‌کند و مي‌گويد: قلبم به آنچه که در قلب تو مي‌گذرد، آگاه است‌. اين مَثَل معروفي است که مي‌گويد: دل به دل رهبري (آگاه) مي‌کند که در آن چيست؟

#تفسیر_و_نقد_و_تحليل_مثنوی، محمد تقی جعفری، ج 1


ققنوس اندیشه /علامه محمد تقی جعفری
آشنایی با اندیشه های علامه محمدتقی جعفری
https://t.me/Allame_Jafari
Forwarded from ￶
پای مکتب #علامه_محمدتقی_جعفری

دل بدو دادند ترسايان تمام
خود چه باشد قوت تقليد عام
تقليد
تقليد، قبول نظر ديگري بدون توجه به ‌دليل آن‌، يا التزام به نظريه ديگري بدون توجه به ‌دليل است‌. البته بايد در نظر گرفت که هيچ انسان عاقلي نمي‌تواند به حکم شعور طبيعي، گفتار و کرداري را بدون هيچ‌ مدرک و دليل بپذيرد. نهايت امر، شخص صاحب ‌نظر براي هر مسئله¬ای که پيش مي¬آيد و به قلمرو نظريات او مربوط است‌، با ادله مشروح و روش منطقي مناسب با آن مسئله‌، نظريه خود را اثبات مي‌کند؛ در صورتي‌ که شخص مقلد فقط يک دليل اجمالي دارد که مي‌گويد: آن شخصی که من سخن او را مي‌پذيرم، متخصص و ماهر در مسئله است‌ و چون غرضي ندارد، خلاف واقع را به من نخواهد گفت‌. پديده تقليد، در هر دوران و در هر جامعه و نژادی، يک اصل ضروري است‌ که به ‌طور اختصار، آن را «رجوع نادان به دانا» مي نامند، و از اين قبيل است رجوع بيمار به طبيب‌، و رجوع هر کس درباره موضوعي که خودش آن را نمي‌داند و مجبور است درباره آن موضوع تکليف خود را يکسره کند.

#تفسیر_و_نقد_و_تحليل_مثنوی، محمد تقی جعفری، ج 1


ققنوس اندیشه /علامه محمد تقی جعفری
آشنایی با اندیشه های علامه محمدتقی جعفری
https://t.me/Allame_Jafari
Forwarded from ￶
پای مکتب #علامه_محمدتقی_جعفری

ديده مجنون اگر بودي تو را
هر دو عالم بي¬خطر بودي تو را
چه عينکي براي مشاهده طبيعت و ماوراي طبيعت به چشم زده‌ايد؟
در اين ابيات جلال‌الدين محمد مولوی، يکي از اصولِ انسانيِ بسيار عالي را گوشزد مي‌کند و مي‌گويد: بگو ببينم در اين جهان چه عينکي بر ديدگان خود زده‌اي؟ و چگونه اين دنيا را مطالعه مي‌کني؟ در داستانی که این بیت در آن مطرح شده، خليفه به ليلي که معشوقه مجنون بود، گفت‌: آیا اين ليلي که مجنون ديوانه اوست، تويي؟ آیا تويي آن ليلي که مجنون را پريشان در بيابان‌ها به خود مي‌پيچاني؟ تو که از دیگر زيبايان، زيباتر نيستي! مجنون بينوا در تو چه ديده است که در عشق تو جهاني را پر از شور و هياهو کرده است؟ ليلي گفت: جا دارد که بپرسي‌، و تو مي‌تواني چنين قضيه‌اي را استبعاد کني (حق داری که چنین قضیه¬ای را بعید بدانی)‌، زيرا تو مجنون نيستي‌.
از اين تشبيه و از اين اصل، جلال‌الدين محمد مولوی نتيجه مي‌گيرد که: اگر کسي با ديده¬ای پاک به اين جهان‌، بلکه به هر دو جهان بنگرد، عاشق و شيداي اين دو جهان خواهد بود.

#تفسیر_و_نقد_و_تحليل_مثنوی، محمد تقی جعفری، ج 1


ققنوس اندیشه /علامه محمد تقی جعفری
آشنایی با اندیشه های علامه محمدتقی جعفری
https://t.me/Allame_Jafari
Forwarded from ￶
پای مکتب #علامه_محمدتقی_جعفری

دامن او گير زوتر بي‌گمان
تا رهي از آفتِ آخر زمان
مغرور مباش. هنگامي‌ که مربي الهي پيدا کردي، دامن او را بگير
هنگامي ‌که تو يکي از اولياي خدا را ديدي و کاملاً درک کردي که او از اولياي خداست‌، بدون توقف دامن او را بگير، زيرا او دليلِ نورِ خورشيدِ خداست‌. راهي که ما را به ‌سر منزل ماوراي طبيعي و تا پيشگاه ربوبي خواهد رساند، بدون رهبر (مربي الهي) امکان‌پذير نخواهد بود. اين ‌که احساس غرور در خود مي‌کني و نمي‌تواني پيروي از مردان خدا را بر خود تحمل کني‌، اين از حسد خانمان¬سوز است که تلفات فراواني را بر اولاد آدم وارد ساخته است‌. تو مي‌گويي: رهبر چيست! من خودم هم مي‌توانم با عقل و انديشة خود، راه را سپري کنم. اما واقعيت اين ‌طور نيست که گمان مي‌کني. اگر هر کسي مي‌توانست راه حقايق را بپيمايد، خداوند براي ارشاد مردم انبيا نمي‌فرستاد. اين يک جريان طبيعي است که انسان در مراحل اولية موجوديت خود، تنها «خود» را مي‌بيند و تمام مزاياي زندگي را براي «خود» مي‌خواهد، ولي در مقابل اين جريان طبيعي‌، هشياران به افرادِ پيشرو مي¬نگرند و با اشتياق به کمالي که سراسر وجود آنها را گرفته است، به دنبال آنان حرکت مي‌کنند.
جلال‌الدين محمد مولوي دربارة صفت خبيثة حسد، مطالبي اخلاقي و عميقي را بيان مي‌کند:
۱ـ مي‌گويد: هنگامي ‌که احساس مي‌کني حسد تو را گلوگير شده است‌، متوجه باش كه اين همان نمود کثيفي است که شيطان را از سعادت ابدي محروم کرد و به شقاوت جاوداني دچار ساخت‌. اين نبود، مگر از اين جهت که شيطان در ارزيابي خود غلو و افراط کرده، خود را بالاتر از آدم فرض نموده‌ بود.
۲ـ راه صعب العبور و گردنه‌اي که حسد در مسير انساني كه به سوي حقايق مي¬رود، ايجاد مي‌کند، بزرگ‌ترين مانع در راه وصول به هدف‌هاي رباني خواهد شد‌، زيرا انسان در موقع حسد، فقط خود را مي‌بيند. حسد «من»‌ و «شخصيت‌«انساني را با مقداري فراوان از خيالات و اوهام رنگ-آميزي مي¬كند.
۳ـ آلودگي‌هاي رواني در صورت بروز حسد، در درون ايجاد مي‌شود.
۴ـ اگرچه روان انساني ريشة حسد را که از «خوددوستي‌» افراطي برمي‌خيزد، در نهاد خود دارد؛ يعني اين خوددوستي که يک پديدة طبيعي در انسان‌هاست، مي‌تواند روح انساني را آمادة حسدورزي كند، ولي کسي که تحمل زحمت و مشقت رياضات نفسانيه را بر خود هموار کند، خداوند او را از حسد و ديگر صفات پليد پاک خواهد کرد.

#تفسیر_و_نقد_و_تحليل_مثنوی، محمد تقی جعفری، ج 1


ققنوس اندیشه /علامه محمد تقی جعفری
آشنایی با اندیشه های علامه محمدتقی جعفری
https://t.me/Allame_Jafari
Forwarded from ￶ (داش فرید صلواتی)
پای مکتب #علامه_محمدتقی_جعفری

جان و دل را طاقتِ اين جوش نيست
با كه گويم؟ در جهان يك گوش نيست
در اينجا، #جلال‌الدين_محمد_مولوي ، سنگيني‌ِ گوش‌هاي مردم عادي را درک کرده و مي‌گويد: من چگونه به اين مردم عامي بفهمانم که جهان به اين عظمت‌، ظريف و لطيف است‌، زيرا از يک واحد ظريف و لطيف صادر شده و جلوه‌گاه لطف خداوندي است؟
آري‌، اگر مردم گوش شنوا داشتند، لزوماً ديدة حق‌بين هم داشتند. اما چه بايد کرد؟ گوش مردم از نعره‌هاي مستانة شهوت‌پرستي پر است‌. او چگونه بشنود صدايي را که از اعماقِ جانِ هستي طنين‌انداز است؟ اگر انسان‌ها مي‌توانستند اين حقيقت را درک کنند که در جهاني لطيف و ظريف زندگي مي‌کنند، و اگر مي‌فهميدند که ريزش فيض خداوندي بر اين جهان چگونه دائمي و لحظه به لحظه است‌، در آن موقع درک مي‌کردند که خداوندي که جماد را تبديل به جان آدمي مي‌کند، همان خداوند، کيمياسازي است که قدرت هرگونه فعاليت در هر موجودي براي او وجود دارد.
سپس به يك مسئلة مهم ديگر اشاره مي¬كند که در روش زندگي انساني شايد عالي‌ترين مسئله است و بدون توجه به آن‌، تمام تلاش و سعي انساني بيهوده و بي‌ثمر خواهد بود. اين مسئله مي‌گويد: هستي‌ِ باعظمت‌ِ خداوندي‌، قابل قياس با هستي‌ِ ديگر موجودات نيست، ولي اين به آن معنا نيست که ديگر موجودات‌، هستي ندارند، بلکه هستي‌ِ آنها در مقابل هستي‌ِ خداوند، مانند ناچيزيِ موجوديتِ کالبدِ ماديِ ماست در مقابل روح با آن عظمت خيره¬کننده‌اش‌.

#تفسیر_و_نقد_و_تحليل_مثنوی، محمد تقی جعفری، ج 1


ققنوس اندیشه /علامه محمد تقی جعفری
آشنایی با اندیشه های علامه محمدتقی جعفری
https://t.me/Allame_Jafari
Forwarded from ￶ (داش فرید صلواتی)
پای مکتب #علامه_محمدتقی_جعفری
زان که هر مرغي به سوي جنس‌ِ خويش‌
مي‌پرد او در پس و جان پيش پيش

هنگامي‌ که مواد لذت‌بخش‌ِ دنيا عنوان وسيله‌اي پيدا کرد، در حقيقت، روح هم ¬جنس خود را دريافت کرده است‌.
سپس مولوي دربارة طينت کافران و پيامبران‌، اين مسئله را مطرح مي‌کند: طينت کفار از سجّين (مواد دوزخي‌) و طينت انبيا از علّيّين‌، يعني از ماوراي طبيعت است‌، و هر يک از اين دو گروه به سوي طينت خود مي‌رود.
اين مطلب هم بارها در کتاب مثنوي تکرار خواهد شد و بعضي از روايات هم اين مطلب را تأييد مي‌کند، ولي با نظر به مجموع تفکرات عقلاني و مطالعات اسلامي‌، اگر مقصود از طينت اين است که انسان‌ها از ابتدا طوري آفريده شده‌اند که هر کس مطابق همان خلقت خود، بدون کوچک‌ترين امکان تخلف زندگي خواهند کرد، اين نظريه باطل و غير قابل قبول است‌، زيرا علاوه بر اين ‌که مخالف مشاهدات حسي‌ِ ما دربارة فعاليت‌هاي ارادي و اختياريِ درون‌ِ ماست‌، تمام موضوعات مربوط به اختيار از قبيل تکليف و شخصيت و ندامت و خجلت که خود جلال‌الدين محمد مولوي آنها را وسيله‌اي براي اختيار معرفي کرده است‌، هم‌چنين رسالت پيامبران و کتب و غير آن نيز بيهوده خواهد بود.

#تفسیر_و_نقد_و_تحليل_مثنوی، محمد تقی جعفری، ج 1

https://t.me/Allame_Jafari
Forwarded from ￶ (داش فرید صلواتی)
پای مکتب #علامه_محمدتقی_جعفری

روي بر ديوار کن، تنها نشين
وز وجود خويش هم خلوت گزين
يک پديدة رواني شگفت‌انگيز: راز و نياز با خود
در فعاليت‌هاي رواني، دو پديدة شگفت‌انگيز وجود دارد:
۱ـ با خويشتن خلوت کردن و خود را رو در روي خود قرار دادن و به درياي خويشتن خم شدن‌؛ اين پديده هنگامي است که انسان با خود خلوت کرده، «منِ‌» خود را کاملاً رو در روي خود قرار داده است. چه حالتي شگفت‌انگيز است اين حالت که انسان با خود به راز و نياز مي‌پردازد! اين راز و نياز با يک «منِ‌» شخصي نيست، بلکه در اين پديده، جهان را در برابر خود برنهادن است‌. در هيچ يک از جانداران و اجزاي جهان هستي، چنين حالتي اسرارآميز ديده نمي‌شود؛ تنها انسان است که خود را بدون پرده و بدون بازيگري، رو در روي خود مي‌گذارد و دربارة او مي‌انديشد و با او به گفتگو برمي آيد. انسان در اين حالت شگفت‌انگيز، هم «او»ست‌، هم «من‌».
۲ـ مضموني است که جلال‌الدين محمد مولوي در اين بيت اشاره مي‌کند و آن اين است که: انسان همة جهان را به يکسو مي¬نهد و حتي خود را هم از خود برکنار مي‌کند. اين، همان حالتِ ناخودآگاهيِ شگفت‌انگيز است که تمام روان¬شناسان را به زانو درآورده است‌، به اين معني كه: اين چه تجريد و تخليه¬اي است که انسان خود را هم کنار مي‌گذارد؟ در اين هنگام، نظاره¬کننده کيست و به چه موضوعي نظاره مي‌کند؟

#تفسیر_و_نقد_و_تحليل_مثنوی، محمد تقی جعفری، ج 1


#ققنوس_اندیشه
آشنایی با اندیشه های علامه محمدتقی جعفری
https://t.me/Allame_Jafari
Forwarded from ￶ (داش فرید صلواتی)
پای مکتب #علامه_محمدتقی_جعفری

تا به ‌جاي او شناسيمش امام
تا که کار ما ازو گردد تمام
اصل امامت و خلافت، دامنة پيامبري است
شايد بتوان گفت که مسئلة جانشيني، يکي از اصول تثبيت¬شدة جوامع بشري است‌، اگر چه شکل¬ها و انواعي گوناگون دارد و مطابق رسوم و عادات و شئون هر جامعه، رنگي خاص به خود مي‌گيرد. اگر به اين قانون منطقي توجه کنيم که هيچ جامعة بشري نمي‌تواند بدون رهبر واقعي‌، دوامي داشته باشد، خواه از نظر قانون¬گزاري و خواه از نظر تفسير قانون. به ويژه از نظر راهنمايي همه¬جانبه براي زندگيِ داراي «حرکت و استقرار»، اين نتيجه را خواهيم گرفت‌ که: وجود يک رهبر که قيافة برترين داشته باشد، يک اصل ضروري است‌. تمام تواريخ شاهد گوياي اين اصل است‌، زيرا تا آن جا که تواريخ نشان مي‌دهد، هر ملتي که براي خود رهبري با قيافة يادشده داشته است‌، هم از نظر مادي و هم از نظر معنوي، تکامل عالي‌تر و تمدن اصيل‌تر داشته است‌.
بارزترين افرادي که اين قيافه را داشته¬اند، پيامبران الهي هستند که مردم هم روح خود را به آنها تسليم کرده‌اند و هم جسم خود را. به عبارت روشن‌تر: مردم وجدان آزاد خود را در طول تاريخ به کساني سپرده‌اند که آنان توانسته‌اند هر دو نيروي گرايش به طبيعت و ماوراي طبيعتِ آنها را اشباع کنند. از اين¬رو، خليفه و جانشين واقعي پيامبر اسلام (ص)‌، بايد قيافه¬اي الهي شبيه قيافة خود پيامبر داشته باشد.

#تفسیر_و_نقد_و_تحليل_مثنوی، محمد تقی جعفری، ج 1

#ققنوس_اندیشه
آشنایی با اندیشه های علامه محمدتقی جعفری
https://t.me/Allame_Jafari
Forwarded from ￶ (داش فرید صلواتی)
پای مکتب #علامه_محمدتقی_جعفری

يک زماني صحبتي با اولياء
بهتر از صد ساله طاعت بي‌ريا
مقصود و نظر جلال‌الدين محمد مولوي در اين بيت، نظير آن روايت است که مي‌گويد: «تفکر در يک ساعت، بهتر از عبادت يک سال است‌«.
چنان ‌که انسان ممکن است در حال انديشه متوجه مغز عبادت بوده و متوجه هدف و منظور اطاعت شود، هم¬چنين ممکن است هم¬صحبت شدن با اولياي خدا، هر چند لحظاتي، باعث سعادت و فضيلت واقعي يک عمر باشد. اگرچه از يک نظر هم مي‌توان گفت‌ خود تفکر عبادت است‌، نهايت امر، عظمت اين عبادت بيش از ديگر عبادات است‌، و همچنين همنشيني با اولياي خداوندي‌.
#تفسیر_و_نقد_و_تحليل_مثنوی، محمد تقی جعفری، ج 1

#ققنوس_اندیشه
آشنایی با اندیشه های علامه محمدتقی جعفری
https://t.me/Allame_Jafari