بنیاد فرهنگی، آموزشی امام صادق (ع)
4.13K subscribers
7.61K photos
1.12K videos
87 files
1.5K links
برای ارتباط با مدیریت کانال با شناسه زیر در تماس باشید @besadegh_admin
Download Telegram
Forwarded from ￶
پای مکتب #علامه_محمدتقی_جعفری

او (على) مردم جامعه را مشتى به‌ وجود جاندار كه جانشان وابسته زمامدار مقتدر باشد، نمى‌داند. او مردم را مانند برگ‌هاى خزانى در برابر طوفان تمايلات زمامدار تلقى نمى‌كند، او از يك افق بسيار والا به آن مردم مى‌نگرد كه جان دارند، من دارند، شخصيّت دارند، خواسته‌هاى معقول دارند و او است كه مسئول بارور ساختن همه آن‌ها است.

تفسير نهج‌البلاغه، ج ۶

#ققنوس_اندیشه
کانال اندیشه های علامه جعفری
https://telegram.me/Allame_Jafari
Forwarded from ￶ (داش فرید صلواتی)
پای مکتب #علامه_محمدتقی_جعفری

جان و دل را طاقتِ اين جوش نيست
با كه گويم؟ در جهان يك گوش نيست
در اينجا، #جلال‌الدين_محمد_مولوي ، سنگيني‌ِ گوش‌هاي مردم عادي را درک کرده و مي‌گويد: من چگونه به اين مردم عامي بفهمانم که جهان به اين عظمت‌، ظريف و لطيف است‌، زيرا از يک واحد ظريف و لطيف صادر شده و جلوه‌گاه لطف خداوندي است؟
آري‌، اگر مردم گوش شنوا داشتند، لزوماً ديدة حق‌بين هم داشتند. اما چه بايد کرد؟ گوش مردم از نعره‌هاي مستانة شهوت‌پرستي پر است‌. او چگونه بشنود صدايي را که از اعماقِ جانِ هستي طنين‌انداز است؟ اگر انسان‌ها مي‌توانستند اين حقيقت را درک کنند که در جهاني لطيف و ظريف زندگي مي‌کنند، و اگر مي‌فهميدند که ريزش فيض خداوندي بر اين جهان چگونه دائمي و لحظه به لحظه است‌، در آن موقع درک مي‌کردند که خداوندي که جماد را تبديل به جان آدمي مي‌کند، همان خداوند، کيمياسازي است که قدرت هرگونه فعاليت در هر موجودي براي او وجود دارد.
سپس به يك مسئلة مهم ديگر اشاره مي¬كند که در روش زندگي انساني شايد عالي‌ترين مسئله است و بدون توجه به آن‌، تمام تلاش و سعي انساني بيهوده و بي‌ثمر خواهد بود. اين مسئله مي‌گويد: هستي‌ِ باعظمت‌ِ خداوندي‌، قابل قياس با هستي‌ِ ديگر موجودات نيست، ولي اين به آن معنا نيست که ديگر موجودات‌، هستي ندارند، بلکه هستي‌ِ آنها در مقابل هستي‌ِ خداوند، مانند ناچيزيِ موجوديتِ کالبدِ ماديِ ماست در مقابل روح با آن عظمت خيره¬کننده‌اش‌.

#تفسیر_و_نقد_و_تحليل_مثنوی، محمد تقی جعفری، ج 1


ققنوس اندیشه /علامه محمد تقی جعفری
آشنایی با اندیشه های علامه محمدتقی جعفری
https://t.me/Allame_Jafari
Forwarded from ￶ (داش فرید صلواتی)
پای مکتب #علامه_محمدتقی_جعفری

تباه ساختن حقوق انسان ها كه مبارزه علني با مشيّت خداوندي است، بي شرمانه ترين گناهي است كه نمي تواند مقدمه نيكويي و احسان و اطاعت خداوندي بوده باشد.


#ققنوس_اندیشه
آشنایی با اندیشه های علامه محمدتقی جعفری
https://t.me/Allame_Jafari
Forwarded from ￶ (داش فرید صلواتی)
پای مکتب #علامه_محمدتقی_جعفری
زان که هر مرغي به سوي جنس‌ِ خويش‌
مي‌پرد او در پس و جان پيش پيش

هنگامي‌ که مواد لذت‌بخش‌ِ دنيا عنوان وسيله‌اي پيدا کرد، در حقيقت، روح هم ¬جنس خود را دريافت کرده است‌.
سپس مولوي دربارة طينت کافران و پيامبران‌، اين مسئله را مطرح مي‌کند: طينت کفار از سجّين (مواد دوزخي‌) و طينت انبيا از علّيّين‌، يعني از ماوراي طبيعت است‌، و هر يک از اين دو گروه به سوي طينت خود مي‌رود.
اين مطلب هم بارها در کتاب مثنوي تکرار خواهد شد و بعضي از روايات هم اين مطلب را تأييد مي‌کند، ولي با نظر به مجموع تفکرات عقلاني و مطالعات اسلامي‌، اگر مقصود از طينت اين است که انسان‌ها از ابتدا طوري آفريده شده‌اند که هر کس مطابق همان خلقت خود، بدون کوچک‌ترين امکان تخلف زندگي خواهند کرد، اين نظريه باطل و غير قابل قبول است‌، زيرا علاوه بر اين ‌که مخالف مشاهدات حسي‌ِ ما دربارة فعاليت‌هاي ارادي و اختياريِ درون‌ِ ماست‌، تمام موضوعات مربوط به اختيار از قبيل تکليف و شخصيت و ندامت و خجلت که خود جلال‌الدين محمد مولوي آنها را وسيله‌اي براي اختيار معرفي کرده است‌، هم‌چنين رسالت پيامبران و کتب و غير آن نيز بيهوده خواهد بود.

#تفسیر_و_نقد_و_تحليل_مثنوی، محمد تقی جعفری، ج 1

https://t.me/Allame_Jafari
Forwarded from ￶ (داش فرید صلواتی)
پای مکتب #علامه_محمدتقی_جعفری

روي بر ديوار کن، تنها نشين
وز وجود خويش هم خلوت گزين
يک پديدة رواني شگفت‌انگيز: راز و نياز با خود
در فعاليت‌هاي رواني، دو پديدة شگفت‌انگيز وجود دارد:
۱ـ با خويشتن خلوت کردن و خود را رو در روي خود قرار دادن و به درياي خويشتن خم شدن‌؛ اين پديده هنگامي است که انسان با خود خلوت کرده، «منِ‌» خود را کاملاً رو در روي خود قرار داده است. چه حالتي شگفت‌انگيز است اين حالت که انسان با خود به راز و نياز مي‌پردازد! اين راز و نياز با يک «منِ‌» شخصي نيست، بلکه در اين پديده، جهان را در برابر خود برنهادن است‌. در هيچ يک از جانداران و اجزاي جهان هستي، چنين حالتي اسرارآميز ديده نمي‌شود؛ تنها انسان است که خود را بدون پرده و بدون بازيگري، رو در روي خود مي‌گذارد و دربارة او مي‌انديشد و با او به گفتگو برمي آيد. انسان در اين حالت شگفت‌انگيز، هم «او»ست‌، هم «من‌».
۲ـ مضموني است که جلال‌الدين محمد مولوي در اين بيت اشاره مي‌کند و آن اين است که: انسان همة جهان را به يکسو مي¬نهد و حتي خود را هم از خود برکنار مي‌کند. اين، همان حالتِ ناخودآگاهيِ شگفت‌انگيز است که تمام روان¬شناسان را به زانو درآورده است‌، به اين معني كه: اين چه تجريد و تخليه¬اي است که انسان خود را هم کنار مي‌گذارد؟ در اين هنگام، نظاره¬کننده کيست و به چه موضوعي نظاره مي‌کند؟

#تفسیر_و_نقد_و_تحليل_مثنوی، محمد تقی جعفری، ج 1


#ققنوس_اندیشه
آشنایی با اندیشه های علامه محمدتقی جعفری
https://t.me/Allame_Jafari
Forwarded from ￶ (داش فرید صلواتی)
پای مکتب #علامه_محمدتقی_جعفری

تا به ‌جاي او شناسيمش امام
تا که کار ما ازو گردد تمام
اصل امامت و خلافت، دامنة پيامبري است
شايد بتوان گفت که مسئلة جانشيني، يکي از اصول تثبيت¬شدة جوامع بشري است‌، اگر چه شکل¬ها و انواعي گوناگون دارد و مطابق رسوم و عادات و شئون هر جامعه، رنگي خاص به خود مي‌گيرد. اگر به اين قانون منطقي توجه کنيم که هيچ جامعة بشري نمي‌تواند بدون رهبر واقعي‌، دوامي داشته باشد، خواه از نظر قانون¬گزاري و خواه از نظر تفسير قانون. به ويژه از نظر راهنمايي همه¬جانبه براي زندگيِ داراي «حرکت و استقرار»، اين نتيجه را خواهيم گرفت‌ که: وجود يک رهبر که قيافة برترين داشته باشد، يک اصل ضروري است‌. تمام تواريخ شاهد گوياي اين اصل است‌، زيرا تا آن جا که تواريخ نشان مي‌دهد، هر ملتي که براي خود رهبري با قيافة يادشده داشته است‌، هم از نظر مادي و هم از نظر معنوي، تکامل عالي‌تر و تمدن اصيل‌تر داشته است‌.
بارزترين افرادي که اين قيافه را داشته¬اند، پيامبران الهي هستند که مردم هم روح خود را به آنها تسليم کرده‌اند و هم جسم خود را. به عبارت روشن‌تر: مردم وجدان آزاد خود را در طول تاريخ به کساني سپرده‌اند که آنان توانسته‌اند هر دو نيروي گرايش به طبيعت و ماوراي طبيعتِ آنها را اشباع کنند. از اين¬رو، خليفه و جانشين واقعي پيامبر اسلام (ص)‌، بايد قيافه¬اي الهي شبيه قيافة خود پيامبر داشته باشد.

#تفسیر_و_نقد_و_تحليل_مثنوی، محمد تقی جعفری، ج 1

#ققنوس_اندیشه
آشنایی با اندیشه های علامه محمدتقی جعفری
https://t.me/Allame_Jafari
Forwarded from ￶ (داش فرید صلواتی)
پای مکتب #علامه_محمدتقی_جعفری

يک زماني صحبتي با اولياء
بهتر از صد ساله طاعت بي‌ريا
مقصود و نظر جلال‌الدين محمد مولوي در اين بيت، نظير آن روايت است که مي‌گويد: «تفکر در يک ساعت، بهتر از عبادت يک سال است‌«.
چنان ‌که انسان ممکن است در حال انديشه متوجه مغز عبادت بوده و متوجه هدف و منظور اطاعت شود، هم¬چنين ممکن است هم¬صحبت شدن با اولياي خدا، هر چند لحظاتي، باعث سعادت و فضيلت واقعي يک عمر باشد. اگرچه از يک نظر هم مي‌توان گفت‌ خود تفکر عبادت است‌، نهايت امر، عظمت اين عبادت بيش از ديگر عبادات است‌، و همچنين همنشيني با اولياي خداوندي‌.
#تفسیر_و_نقد_و_تحليل_مثنوی، محمد تقی جعفری، ج 1

#ققنوس_اندیشه
آشنایی با اندیشه های علامه محمدتقی جعفری
https://t.me/Allame_Jafari
Forwarded from ￶ (داش فرید صلواتی)
پای مکتب #علامه_محمدتقی_جعفری

این یک امر محال است که کسی در دوران زندگانیش ولو برای لحظاتی چند در این جهان پر از ازدحام ، احساس غربت ننماید.
راستی لحضاتی در عمر ما وجود دارد که ما حتی خود را از خویشتن هم بیگانه می بینیم.
بشنوید که انسان شناسی مثل #حافظ چه می گوید:
سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی
دل زتنهایی به جان آمد خدایا همدمی

در این هنگام است که می پندارد :

آدمی در عالم خاکی نمی آید به دست
عالمی دیگر بباید ساخت از نو آدمی

آن کدامین همدم شایسته است که این غربت وحشتناک را به انس و الفت مبدل سازد؟
تردیدی نداریم در این که هیچ مونسی مانند نیایش نمی تواند این غربت و وحشت زدگی را به انس مبدل بسازد .
در هنگام نیایش ، آنجا که به زوال و فنای حتمی خود آگاه شده و در می یابیم که زندگانی محدود و ناچیز ما ، در مقابل عمر جهان هستی به منزله ی یک ثانیه در مقابل میلیاردها قزون و اعصار می باشد .
در این حال نسیمی از ابدیت آن چنان مشام جان ما را مینوازد که عمر جهان هستی را به منزله ی ثانیه ایی در مقابل ابدیت برای ما می نمایاند .
دز این حال نغمه هایی جانفزا، با محتوایی رازدار از اعماق درون ما سرمی کشد و ما را از وحشت فنا و نابودی نجات می دهد. این نغمه با گویاترین بیان ، گوش جان ما را چنین نوازش می دهد.
#نیایش_امام_حسین_ع_در_صحرا_عرفان #محمدتقی_جعفری

#ققنوس_اندیشه
آشنایی با اندیشه های علامه محمدتقی جعفری
https://t.me/Allame_Jafari
Forwarded from ￶ (داش فرید صلواتی)
پای مکتب #علامه _محمدتقی_جعفری

انسانها ممکن است فقر را تحمل کنند ، ولی مسئله اهانت خیلی سخت است . یعنی شخصیت را پایمال کردن . این نکته قابل تحمل نیست ......
جوانان عزیز خیلی دقت کنید هرگز به آنهایی که در صدد خاموش کردن شعله های انسانی هستند گوش ندهید .

#ققنوس_اندیشه
آشنایی با اندیشه های علامه محمدتقی جعفری
https://t.me/Allame_Jafari
Forwarded from ￶ (داش فرید صلواتی)
#پای_مکتب_علامه_محمدتقی_جعفری

جمله ای نهایی درباره ارزش بنیادین انسان:
«قطعى است كه هر كس انسانى را بدون عنوان قصاص يا فساد در روى زمين بكشد، مانند اين ‌است كه همۀ انسان‌ها را كشته است، و هر كس انسانى را احيا كند، مانند اين ‌است كه همۀ انسان‌ها را احيا کرده است». سورۀ مائده، آیۀ 32
هيچ يك از مغزهاى قدرتمند بشرى و هيچ مكتبى كه با كوشش صدها نوابغ تنظيم شده است، نمى‌تواند چنين جملۀ نهايى دربارۀ ارزش بنيادين انسان ابراز كند. اين آيه، موضوع انسان را از كميت‌ها بالاتر مى‌برد و زيربناى آن را يك وحدت عالى قرار مى‌دهد و به همۀ افراد انسانى گوشزد مى‌كند كه: وارد كردن جراحت به يك فرد، مجروح ساختن خويشتن است؛ كشتن يك انسان، چه زن و چه مرد، خواه عالم و خواه جاهل، سياه باشد يا سفيد، مساوى با كشتن خويشتن است. بنابراين، شمشيرى كه براى كشتن يك انسان بلند مى‌شود، دو لبه دارد: با يك لبه‌اش انسانى كشته مى‌شود، و با لبۀ ديگرش، قاتل خودكشى مى‌كند.
ترجمه و تفسیر نهج البلاغه، محمدتقی جعفری، ج 2، ص 213


#ققنوس_اندیشه
آشنایی با اندیشه های #علامه_محمدتقی_جعفری
https://t.me/Allame_Jafari
Forwarded from ￶ (داش فرید صلواتی)
#حضرت_مسیح به روایت #علامه_محمدتقی_جعفری

میلاد حضرت مسیح (ع) مبارکباد
روایتی است از حضرت عیسی بن مریم علیهما السلام که فرموده است: لا یرد ملکوت الرب الاعلی من لم یولد مرتین. ‌‌‏(کسی که دوبار متولد نشود ، به ملکوت پروردگار اعلا وارد ‌‌‏نمیگردد).
مقصود از تولد دوم انسان عبارت است از آغاز خودسازی اختیاری. توضیح اینکه تولد نخستین آدمی همان زاییده شدن طبیعی او است از پدر و مادر . انسان با این تولد نخستین از یک جریان جبر تکوینی عبور میکند و در میان انبوهی از قوانین طبیعت به حرکت طبیعی خود ادامه میدهد . انسان با این تولد و حرکت نه وارد منطقه ارزشها میشود و نه توانائی آشنائی با سطوح شفاف و ابعاد و اصول عالی انسان و طبیعت را دارا میباشد . ورود انسانها در منطقه مزبور و تحصیل توانایی آشنایی مذکور ، از موقعی شروع میشود که انسان شروع به خودسازی می نماید . این است تولد اختیاری و این است آغاز من هستم و از همین موقع فصل ورود به ملکوت و مشاهده جمال و جلال الهی شروع میشود . از این هنگام حقیقت عدالت چهره ربانی خود را به انسان نشان میدهد و گذشت از لذایذ در راه پیشبرد حیات معقول انسانها ، طعم واقعی خود را قابل درک میسازد . آن نور الهی که در مباحث پیشین مطرح کرده بودیم از این افق سرمیکشد . بلی، با ورود به این مرحله است که آدمی شایستگی رؤیت ملکوت جهان را دارا میشود و از ظواهر عالم خلقت به عظمت های عالم امر نفوذ پیدا میکند.
جعفری، محمدتقی، ترجمه و تفسیر نهج البلاغه، ج 8، ص 49 و 50


#ققنوس_اندیشه
آشنایی با اندیشه های #علامه_محمدتقی_جعفری
https://t.me/Allame_Jafari