بنیاد فرهنگی، آموزشی امام صادق (ع)
4.13K subscribers
7.61K photos
1.12K videos
87 files
1.5K links
برای ارتباط با مدیریت کانال با شناسه زیر در تماس باشید @besadegh_admin
Download Telegram
#درسهایی_از_تاریخ
#سیاهکاریهای_بنی_امیه
#دکتر_فضل_الله_صلواتی
قسمت چهل و نهم
معاويه براي عمروعاص پيغام فرستاد كه به دستياري او بيايد، چون به شام رسيد مشاهده كرد كه ايادي معاويه تظاهرات مي‌كنند و شعار مي‌دهندكه معاويه به خونخواهي عثمان برخيزد، خوشحال شد و به مردم گفت:‌ درست تشخيص داده‌ايد، حق با شماست، در مقام خونخواهي خليفه مظلوم از پا ننشينيد. معاويه اصرار داشت كه عمروعاص به مشاورت او درآيد. برادرش عتبـ بن ابوسفيان نيز از معاويه خواست كه با عمروعاص در تصميماتش مشورت كند.
وقتي عمرو با معاويه روبه‌رو شد معاويه به او گفت: از من براي رسيدن به اهدافم پيروي نما. عمرو گفت: براي چه از تو پيروي كنم؟ آيا به خاطر آخرت، كه تو نمي‌داني آخرت چيست! يا براي دنيا كه تو دنيايي نداري كه مرا با خود شريك سازي؟! معاويه گفت:‌ من براي رسيدن به دنيا مي‌خواهم با تو شريك شوم. عمروگفت: در صورتي من به تو كمك مي‌كنم و حاكمت مي‌نمايم كه ملك مصر از آن من باشد. معاويه هم قبول كرد و هنوز كه هيچ اقدامي انجام نشده بود، حاكميّت سرزمين مصر را در نامه‌اي براي عمروعاص تضمين كرد و خود عمرو گفت: حكومت مصر را براي من بنويس تا دين خود را به دنياي تو بفروشم. «اِنَما اُبايِعكَ بِها ديني»؛ كدام دين؟ ديني كه به همين سادگي معامله شود، اصلاً از ابتدا وجود نداشته است. همين ظاهر و زبان است كه خريد و فروش مي‌شود وگرنه ريش، پشم، شال و كلاه كه سر جاي خودش هست. بي‌ديني، بي‌تقوايي، بي‌ايماني و نفاق است كه علي(ع) را از حق خود محروم مي‌كند و او را خانه‌نشين مي‌كند، مگر از اول تاريخ تا امروز جز با ابزار دين، ملت، وطن، آزادگي، عدالت و... سو‌ءاستفاده از آن واژه‌ها، علي، حسن و حسين عليهم‌السلام را... قائم‌مقام فراهاني را، اميركبير را، سيدجمال‌‌الدين اسدآبادي را، سيدحسن مدرس را، مصدق و دكتر حسين فاطمي و... را از ميان برنداشتند؟
عمروعاص در اشعاري كه براي معاويه مي‌فرستد، مي‌گويد: «اگر مصر را به من بدهي معامله پرسودي است كه در برابر آن از درايت پيرمردي با تجربه و كاردان بهره‌ور مي‌شوي.»
باز هنگامي كه معاويه از او خواسته بود كه براي توطئه عليه علي(ع) به نزد او برود در اشعاري مي‌سرايد: «... پسر هند خواهان ديدار من است و همين ديدار فساد و تباهي مرا به دنبال دارد، ... به خدا قسم نمي‌دانم چه كنم؟ من هيچ‌گاه در كار خود زبون و درمانده نبوده‌ام. معاويه مرا به‌سوي مقاصد شوم خود مي‌كشاند، او مرا براي اجراي مقاصد شوم خود مي‌خواهد، آيا بايد خود را فداي او كنم؟ آيا براي من كه شخصي سالخورده هستم و از مرگ مي‌ترسم، در خانه نشستن و با آرامش و راحتي زندگي كردن بهتر نيست؟ و...» آري هوا و هوس، مقام دوستي و دنياطلبي بر او غالب شد و نزد معاويه رفت و تا قعر جهنم با او همراه و همگام شد. عمروعاص با آگاهي كامل و با اختيار، خود را به دام شيطان انداخت. معاويه به او گفت: من تو را به طرف خود خواندم براي مبارزه با كسي كه نسبت به پروردگارش عصيان كرده و خليفة رسول‌الله را كشته و فتنه به پا كرده و باعث پراكندگي امت مسلمان شده و قطع رحم نموده. عمرو گفت: منظور تو كيست؟ معاويه گفت: علي! عمرو گفت: اي معاويه خود را همپاي علي ندان، علي، افتخار نخستين اسلام و در هجرت و همراهي با پيامبر(ص) در نبردها را دارد و در دانش و فهم، تو مانند علي نيستي و سخناني ديگر در برتري علي(ع) گفت كه معاويه با وسوسه‌ها و وعده‌هاي خود او را با خود همراه ساخت.
ادامه دارد....

کانال #دکترفضل_الله_صلواتی
نویسنده ،روزنامه نگار،استاد دانشگاه ، فعال سیاسی
https://t.me/FazlollahSalavati